مهمان گرامی، خوش‌آمدید!
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.

نام کاربری
  

گذرواژه‌
  





جستجوی انجمن‌ها

(جستجوی پیشرفته)

آمار انجمن
» اعضا: 32,520
» آخرین عضو: Jimmyblumb
» موضوعات انجمن: 26
» ارسال‌های انجمن: 51

آمار کامل

کاربران آنلاین
در حال حاضر 18 کاربر آنلاین وجود دارد.
» 0 عضو | 18 مهمان

آخرین موضوع‌ها
最好的免費在線撲克網站就在這裡!
انجمن: كودك يك تا پنج سال
آخرین ارسال توسط: Rabe168
43 دقیقه‌ی پیش
» پاسخ: 0
» بازدید: 1
سوال تربيتي كاربران
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: EldarIV
2 ساعت پیش
» پاسخ: 1
» بازدید: 2,231
پرخاشگري دركودكان ابتدايي
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: Evelynpaype
3 ساعت پیش
» پاسخ: 4
» بازدید: 7,260
фото голых женщин 55 лет
انجمن: سوالات تربيتي والدين
آخرین ارسال توسط: Lamonttiz
9 ساعت پیش
» پاسخ: 3
» بازدید: 365
سوال كاربران
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: GnatkinBV
10 ساعت پیش
» پاسخ: 3
» بازدید: 1,984
Enjoy our scandal amateur...
انجمن: سوالات تربيتي والدين
آخرین ارسال توسط: Lamonttiz
11 ساعت پیش
» پاسخ: 6
» بازدید: 779
بهترين نوع آموزش به كودكا...
انجمن: كودك يك تا پنج سال
آخرین ارسال توسط: EldarIV
دیروز، 04:46 PM
» پاسخ: 2
» بازدید: 4,164
سوال تربيتي كاربران
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: LillieMab
دیروز، 01:00 PM
» پاسخ: 1
» بازدید: 1,978
در سنجش اختلال خواب كودكا...
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: Jennyjax
دیروز، 12:53 PM
» پاسخ: 1
» بازدید: 1,100
چطور به كودك خود كمك كنيم...
انجمن: كودك يك تا پنج سال
آخرین ارسال توسط: GnatkinBV
دیروز، 10:09 AM
» پاسخ: 4
» بازدید: 2,447

 
  سوال تربيتي كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/29، 09:02 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - پاسخ (1)

من مادر دوپسر10ماهه و7ساله هستم آدم بانظم ومسءولیت پذیر هستم اماپسرم چه درمدرسه وچه درخانه بی نظم وشلخته است وهرروزتاجایی که لازمه بهش کاراشو یادآوری میکنم اما باز گوش نمیدهد ازدست این همه شلختگی واقعا خسته شدم ودیگر نمیدانم چطور باهاش رفتار کنم لطفا راهنماییم کنید باتشکرازشما؟؟؟؟
پاسخ : مهمترين نكته درروش هاي تربيتي بايد مد نظر داشت وهميشه مورد تاكيد بوده الگو برداري كودكان از والدين وهمسالان بوده كه كودكان دربيشتر مواقع رفتارهاي خود را از طريق الگوبرداري  مي آموزند وانجام مي دهند با توجه به اينكه شما فرد منظمي هستيد شايد بتوان به دلايل ديگر نيز تاكيد كرد مثل يادگيري از همسالان وغيره و درضمن
درزمينه شلختگي ورفتارهاي بي نظمي مي توان از  روش هاي اصلاح رفتار مثل روش شكل دهي استفاده كرد يعني شما به مرور زمان براي شكل گرفتن آن رفتار مورد نظر از نظم دهي كوچك شروع كرده وبه مرور زمان رفتار كودك را به رفتار دلخواه نزديك مي كنيد تا درنهايتا به رفتار ايده آل نزديك شويد ورعايت موارد ذيل مي تواند كارساز باشد:

.
آموزش‌ها: یعنی باید به كودكان آموزش دهیم تا در دنیای جدید بدون سردرگمی زندگی كند بدون ايجاد بي نظمي.(قصه گويي)
2-ذكرات: باید از انضباط برای كودكان تعریف كرده و آن را لازمه‌ی موفقیت بدانیم.
 3-تهیه مقررات: تهیه مقررات و تنظیم آن به كودكان یك كار اساسی است و باید قوانین منطقی در نظر بگیریم واجراي آن را جدي بگيريم .
4-جنبه الگویی: باید برای كودكان  الگو بوده و عامل و مجری نظم باشیم و اگر خود منظم نباشیم انتظار نظم از كودك بیهوده است .
5. تنظیم برنامه: باید سعی كنیم با برنامه‌ای به زندگی كودكان نظم ببخشیم.
6.نشان دادن آثار: كودكان را باید از فواید نظم و زیان های بی نظمی آگاه كنیم.
 7.سپردن مسولیت: باید مسئولیت‌هایی در رابطه با نظم به كودكان بسپاریم برای مثال: مسولیت نظم اتاق   
8.زمینه سازی برای عادات: اگر بتوان رعایت نظم را بخشی از زندگی كودك كرد در آن صورت به آن عادت خواهد كرد.

علاوه براين موارد مي توانيد درزمينه حذف رفتار نامطلوب از روش هاي ذيل استفاده كنيد:

1.خاموشی :

برای اینكه رفتار نامطلوب كودكان ادامه نیابد می‌بایست  شرایط طوری فراهم شود كه برای انجام دادن آن رفتار نا مطلوب پاداشی دریافت نكند.
 
 2 . اشباع :   
 رفتار نامطلوب كودكان به مدت طولانی تقویت می‌شود تا دانش‌آموز اشباع شود و احتمال تكرار آن كاهش یابد یعنی درست برعكس خاموشی و این روش بر خلاف تنبیه عوارض جانبی ندارد.
 
3 . تقویت رفتار مغایر :
 رفتاری را كه مغایر با رفتار نامطلوب است تقویت می‌كنیم كه خود از یك اصل روانشناسی ناشی می‌شود كه انسان نمی تواند خود را همزمان روی دو رویداد مخصوصا اگر مغایر باشد متمركز كند.
 
4. محروم كردن :
یعنی كودك به خاطر رفتار نامطلوبی كه انجام داده است از دریافت تقویتی محروم می شود برای مثال كودكي  كه به كلاس علاقه دارد به خاطر بی نظمی از كلاس اخراج می‌شود.
 
 5  . جریمه كردن :
 یعنی كم كردن مقداری از عامل تقویت كنند به دلیل انجام رفتار نامطلوب برای مثال كم كردن تفريحات به دلیل شیطنت یا بی نظمی

چاپ این مطلب

  سوال تربيتي كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/14، 06:57 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

من وهمسرم از هم متاركه كرده ايم مدت دوسال است كه دوفرزندم با من زندگي مي كنند پسر هفت ساله اي دارم كه مدام درحال جست وخيز است دركلاس درس اصلا به درس توجهي نداره ودايم وسط كلاس مي چرخه وقتي هم كه ميگيم يك جا بنشين مشت ها را بهم گره مي كنه احساس مي كنم كه خيلي بهش فشار مي ياد من خودم هم خيلي روحركاتش حساس شدم بطوريكه حتي با اون به سركلاس مي رم وباهم برمي گرديم احساس مي كنم اگه مواظب بچه ها نباشم ممكنه به راه خلاف بروند مدتي هم ميشه كه پسرم دچار توهم شده ودايم ميگه يك صدايي ميشنوم كه مدام با من حرف ميزنه  از يك بابت هم فكر مي كنم نكنه تاثير صحبت هاي شبانه اي هست كه با خواهرش داره واو اين را ترسونده وداستانهاي تخيلي براش تعريف كرده باشه ولي دركل ازاين حالتش خيلي  مضطرب شدم خيلي نگرانش هستم  درضمن يك خصلت بد هم داره كه روي همه تف مي كنه ومن را از همه شرمنده مي كنه لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟
پاسخ : درمورد (فرزندان طلاق )در بسیاری از مواقع این والدین هستند که سبب پایین آمدن تحمل شکست و عزت نفس فرزندانشان  وهمچنين ايجاد تيك هاي عصبي وتنش دراين كودكان ميشوند ، مخصوصا والدین کمالگرا یا بی نقص گرا  Perfectionist  ناخودآگاه تنش زیادی به فرزندشان بابت موفق شدن وارد می کنند اين والدين اصولا بخاطر پركردن خلع هاي عاطفي ونوعي احساس گناه درپيدايش اين موقعيت براي كودك سعي درجبران اين خلع پيدا مي كنند واين درحالي است كه بجاي تمديد مرمت روح آسيب ديده كودكان خود به پرورش جسم آنها مي پردازند وبا توجه زياد ودادن هديه هاي رنگارنگ بر روند تربيتي كودكان اسيب مي زنند وآنها را كودكاني لوس وازخود راضي بارمي آورند امادرمورد فعاليت هاي بي مورد فرزندتان دركلاس درس ،بايد گفت:می تواند مشخصات علامت و یکی از شاخصه های نقصان توجه درDSMIV  باشد،  احتمال نقصان توجه درDSMIV  وجود دارد   ولي طبق توصيف شمااز رفتار كودك همراه با  اضطراب ، خیالپردازی ، مکانیزم دفاعی Daydreaming )كه مربوط به عواقب جدايي والدين مي باشدكه ميبايست بررسي دقيق تر انجام شود.دركل بايد فرضيات ذيل بررسي شود:


1) Abuse   :  احتمال این که از طرف خواهر بزرگترش تحت فشار قرار گرفته باشد وجود دارد. سوالی که می شد بپرسیم این بود که آیا با خواهرش درگیر است ؟ و یا ممکن است قربانی قلدری در مدرسه شده باشد .

2) Borderline IQ  که امسال با توجه به سخت تر شدن درسها موجب افت تحصیلی شده است و همین خلق کودک را گرفته و برایش اضطراب ایجاد کرده و این سیکل منجر به حواس پرتی و رفتارهای گریز از اضطراب شده است
3) موارد شایعی که ممکن است باعث افت عملکرد تحصیلی شوند مثل اختلالات اضطرابی ، افسردگی ، کم خونی و اختلالات خواب ،اختلالات يادگيري
4) Computer addiction   که باعث کم تحملی ، اختلال حافظه عملکردی ، رویای روزانه و ... می شود .
درخصوص خصلت بدي كه گفتيد بروي ديگران آب دهانش را پرت مي كند مي تواند ناشي ا زفشارهاي دروني باشد كه نمي تواند بازگو كند ويا توجه بيش از حد شما به او كه باعث بي ادبي ولوس كردن او باشد كه پيشنهاد ميشود كه تحت نظر يك متخصصص روند اصلاح رفتار وشكل دهي رفتار انجام شود نگران نباشيد اصولا اين رفتارهاي زشت كودكان گذرا است وطي دوره اي برطرف خواهد شد.
 












چاپ این مطلب

  سوال تربيتي كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/10، 11:39 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - پاسخ (1)

كودكي هفت ساله دارم كه بعد از جدايي من ومادرش گوشه گيري مي كند ودرمدرسه نيز با همسالانش روابطي برقرار نمي كند و رفتارش تهاجمي شده طوري كه حتي به گفته هاي معلمش توجهي به درس  نمي كند ضمنا بنا به شرايط شغلي مجبود هستم او را براي مدتي درروز تنها بگذارم  لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟
خصوصيات اخلاقي كودكان بعد از جريان جدايي والدين تغيير پيدا مي كند:
1-   كودكتان بعد جريانات طلاق  احساس گناه مي كند.

2-   احساس مي كند بين والدين گيرافتادن وحق انتخاب ندارد(اضطراب واحساس گناه ).
3-  احساس بي تكيه گاهي مي كند ونسب به آينده خود ترديد دارند.(پايين امدن اعتماد به نفس)
4-  كودك شما ابتدا از مكانيسم انكار استفاده مي كنند  ولي بعد ها اين مكانيسم جاي خود را به مكانيسم هاي دليل تراشي وغيره مي دهد.(همكلاسي ها نمي گذارند من حواسم به درس باشد)
5-  دربعضي از موارد پرخاشگري وتهاجم مي كند ( ايجادضعف دربرخورد باهمسالان اعتماد به نفسش را ازدست مي دهد).
6-  نسبت به همه چيز بي اعتماداست هرچه از او سوال مي كني قادر به پاسخ گويي مستقل نيست(فشار توسط والدين )
7-  دربيان احساسات خود  زماني كه به بن بست مي خورد از ابزار خشم استفاده مي كنند.(خشم درون )
8- افت تحصيلي دارد (كه با كلاس هاي جبراني قابل حل است) .
9- اصولا گوشه گيري مي كند وافسرده است.(انزوا كه با دادن مسئوليت جبران ميشود)
10-  احساس بي هدفي وسردرگمي دارد.(مشاركت دادن درگروه)
11-احساس انزواي اجتماعي وشكايات جسمي دارد.(تنها راه جلب توجه براي اين كودكان)
12- از آنجا که تغییر ناگهانی سبک زندگی برای کودک استرس زابوده است و سوال هایی را در ذهنش داشته كه بي پاسخ مانده از لحاظ روحي به او آسيب زده.
13-  ازكودك خود بخواهيد احساسات منفي ومثبت خود را به زبان آورد اين باعث كاهش تنش واسترس كودك شما مي شود.بايد بتواند صادقانه به شما درمورد احساساتش راست بگويد.
 
14- شما درپاسخ هاي فرزندتان درمورد جدايي با همسرتان مي توانيد اينگونه پاسخ دهيد: همان طور که خودت می دیدی، ما با هم خوشبخت نبودیم و مشکلات زیادی داشتیم که تصمیم گرفتیم برای بهتر و خوشبخت تر زندگی کردن با کمی فاصله از هم زندگی کنیم. چنین جوابی گویای همه واقعیت نیست، اما دروغ هم نیست و کودک توانایی درک کردنش را هم دارد براي اينكه كودكتان را حفظ كنيد لازم به خراب كردن طرف مقابل نيست زيرا اين امر موجب تضعيف روحيه فرزند شما به مرور زمان خواهد بود، متنفر شدن کودک از یکی از والدین ، عواقب منفی بسیاری را به دنبال دارد و از جنبه های مختلف تا پایان زندگی او تاثیر مخربی می گذارد. در این شرایط والدین باید توضیح دهند که مشکلات پیش آمده مربوط به من و پدرت است اما هر دوی ما تو را دوست داریم و برای خوشبخت بودنت تلاش می کنیم. والدینی که همسرشان آنها را ترک کرده، به جای اینکه به کودک بگویند بابا یا مامان تو را دوست نداشت، باید بگویند او نیاز داشت کمی تنها باشد تا مشکلاتی که دارد را حل کند.
15-  می توانید با شبیه کردن سبک زندگی کودک تان به زندگی قبل از طلاق ، آسیب های این اتفاق را کم کنید. کودک شما یک فقدان بزرگ را تجربه می کند پس با گرفتن دیگر ابعاد دوست داشتنی زندگی اش از او، تحمل این اتفاق را برایش دشوارتر نکنید. مطمين باشيد بادادن فرصت به كودكتان براي ديدن مادرش ا ز لحاظ روحي ورواني كمك شاياني را به او مي كنيد حتي اگر مادر فرزندتان از نظر شما صلاحيت نداشته باشد اين كار روند زندگي او را از لحاظ روحي متحول خواهد كرد.
16- فرزندتان را با افراد موفقي كه مشكلات جدايي والدين را دركودكي تجربه كرده اند همصحبت كنيد تا از تجارب مثبت خود نزد او صحبت كنند، او بايد بداند او تنها كسي نيست كه اين واقعيت تلخ را تجربه مي كند وزندگي فرصت هاي شرين ديگري را جهت جبران اين خلع به اوخواهد داد .

چاپ این مطلب

  سوال تربيتي كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/01، 05:32 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - پاسخ (1)

سلام. من در تربیت پسرم که ۱۲ سال داره مشکل دارم. مشاور انی که ازشون کمک گرفتم نتونستند کمکم کنند . از شما کمک می خوام و خواهش می کنم راهنماببم کنند.چطور یا با استفاده از چه کتابی می تونم مشکلم رو بر طرف کنم؟ما خانواده ای هنرمند و اهل مطالعه هستیم و امکانات خوبی در اختیار پسرم قرار میدیم.

پسر من ۱۲ ساله ،بسیار باهوش،اهل مطالعه، پر از اطلاعات علمی و بسیار لجباز، مغرور و زود عصبانی میشه و خودشو کنترل نمی کنه و من همیشه نگران برخوردش با دیگران هستم.
لطفا راهنماییم کنید.
پاسخ : اصولا عصبانيت وپرخاشگري  براي نوجوانان درحال رشد و نزديك به سن بلوغ تا حدودي طبيعي وقابل قبول ميباشد زيرا جسم اين كودكان از لحاظ هورموني درحال تغييراتي است كه موجب انفعالاتي دربدن آنها ميشود وموج اين فشارها به سيستم اعصاب آنها فشار آورده وباحالات تنش استرس ،عصبانيت ولجاجت با والدين وهمسالان بروز مي كند وليكن درنهايت عصبانيت دركودكان ناشي از نوعي  احساس حقارت است كه از دوران كودكي به همراه آنان است زيرا اصولا دردوره كودكي بشر رويابافي وقدرت طلبي را دوست دارد و زماني كه كودك نتواند درجبران اين احساس حقارت تلاش كند وجهت دهي غلط بشود مي رود به سمت سلطه جويي قدرت طلبي وپرخاشگري آنچه مهم است دادن اعتماد به نفس به كودك توسط والدين  است وبرنامه ريزي براي اوقات فراغت وصرف انرژي مضاعف آنها ميباشدشخصيت رشد يافته براي برتري خود تلاش نمي كند بلكه براي كمال حركت مي كند ( همدلي ) تلاش براي كمك به ديگران و مي داند كه براي ازبين بردن حقارت خود بايد به جامعه بپيوندد در اينجا وظيفه والدين تلاش براي ايجاد علاقه اجتماعي است كه اولين قدم مشاهده رابطه خوب پدر ومادرو ديدن حس همكاري ميان ان دو توسط كودك است،
. ودراين زمان كودكي كه جدايي عاطفي بين پدر ومادر را مشاهده كند به جاي هدف مبتني بر علاقه اجتماعي وحس همياري را تجربه كند روبه سوي خودكامگي وبرتري شخصي مي رود.وبه مراتب اثر اين روابط بسيار قوي تر از وراثت است شما مي توانيد پس از بررسي روابط خانوادگي ومحيط منزل به بررسي عوامل اجتماعي ديگر مثل همسالان وغيره بپردازيد به هرحال فرزند شما از شخص خاصي الگو برداري كرده ويا ازبحران خاصي رنج ميبرد كه آن را بصورت عصبانيت نشان مي دهد درضمن برنامه غذايي خود را نيز بررسي واز مواد غذايي استفاده كنيد كه انرژي بخش وآرامش بخش باشد.

چاپ این مطلب

  سوال كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/01، 05:19 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - پاسخ (3)

سلام من پسر ۳ ساله دارم اصلا دوست نداره جایی بریم وقتی خانه کسی میریم لج میکنه یا وقتی به خرید میریم داخل مغازه نمیاد با هیچ بچه ای کنار نمیادولی زمانی که درمنزل هست اصلا اذیت نداره خودش بازی میکنه میخواستم نظر شما را درباره مهد کودک بپرسم ؟چند نفر مهدو پیشنهاد دادن میگن روابط اجتماعی کودک خوب میشه .ارتین بچه اول این خانوادست و تک فرزنده؟

پاسخ :والدين عزيز بايد بدانند كه كودكان درسنين بالاي تمايل به استقلال طلبي دارند و اينكه به پدر ومادر نشان دهند ديگر ضعيف نيستند ومي توانند به عنوان يك شخص برخي كارها را انجام دهند و كودك دراين سن شروع به لجاجت با والدين مي كند ومي خواهد برخي از كارها را به تنهايي انجام دهد همچنين براي اين قدرت طلبي واستقلال طلبي كودكاني كه درجمع همسالان بسر مي برند با ديگر كودكان سر ناسازگاري دارند شما بايد بتوانيد درحين اينكه آزادي واستقلال كودك را خدشه دار نكنيد به عنوان يك والدين مقتدر مسير درست را به كودك نشان داده وبصورت غير مستقيم او را كنترل كنيد ودرصورتيكه كودك شروع به لجاجت كرد رفتار او را ناديده بگيريد واز راهبردهاي غير مستقيم مثل قصه گويي ويا گفتا رغير مستقيم ويا تشويق كارهاي مثبت كودك اين رفتارها را كنترل كنيد واين رفتار كودك شما دراين سن مرتبط با رفتارهاي اجتماعي نيست بلكه ناشي از رفتار استقلال طلبي كودكان دراين سنين ميباشد پيشنهاد ميشود رفتن به مهد را تا سن پنج سال به تعويق بياندازيد زيرا درصورت حضور شما درمنزل ضرورتي به مهد نيست.

چاپ این مطلب

  علل ايجاد پرخاشگري دركودكان كدامند؟
ارسال کننده: a.a - 2017/12/17، 06:29 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - پاسخ (2)

1-  الگوپذیری‌ كودكان‌ از والدین‌
یكی‌ از دلایل‌ بسیار مهم‌ پرخاشگری‌ در كودكان‌ یادگیری‌ است. یعنی‌ كودكانی‌ كه‌ الگوهای‌ رفتاری‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌اند، همانند الگوهای‌ خود رفتار می‌كنند. چنانچه‌ پدر یا مادری‌ خلق‌وخویی‌ عصبانی‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نیز پرخاشگر خواهد شد. این‌ رفتار توسط‌ كودك‌ یاد گرفته‌ می‌شود. از آن‌ جا كه‌ كودكان‌ با والدین‌ همانندسازی‌ می‌كنند، بنابراین‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فراگرفته‌ می‌شود. توضیح‌ این‌ كه‌ فرایند همانندسازی‌ كاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ می‌پذیرد.
نكته‌ دیگر این‌ كه‌ حتماً لازم‌ نیست‌ والدین‌ با خودِ كودك‌ پرخاشگری‌ كرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهای‌ خشونت‌بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این‌ گونه‌ رفتار را فرامی‌گیرد. بنابراین‌ كودكان‌ از طریق‌ مشاهده، رفتارهای‌ والدین‌ را می‌آموزند.
بر این‌ نكته‌ تاكید می‌كنم‌ كه‌ كودكان‌ با چشمان‌ خود می‌آموزند؛ یعنی‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ می‌كنند، یاد می‌گیرند؛ حتی‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقیم‌ در مورد خود آن‌ها صورت‌ نگیرد.
2- كودكان‌ ناكام‌ پرخاشگر می‌شوند
ناكامی‌ یكی‌ از مسائلی‌ است‌ كه‌ به‌ پرخاشگری‌ می‌انجامد. وقتی‌ كودك‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نیابد و ناكام‌ شود، یكی‌ از رفتارهایی‌ كه‌ از او سر می‌زند پرخاشگری‌ است.
3- اضطراب‌ و پرخاشگری‌
كودكان‌ مضطرب‌ نمی‌توانند كودكان‌ آرامی‌ باشند. آن‌ها رفتارهایی‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز می‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشیمان‌ می‌شوند و از والدین‌ خود عذرخواهی‌ می‌كنند. اگر از كودك‌ مضطرب‌ بپرسیم‌ كه‌ چرا پرخاش‌ می‌كنی‌ و عصبانی‌ هستی؛ خواهد گفت‌ نمی‌دانم.؛ یا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نیست.
پس‌ چنانچه‌ كودكی‌ بلافاصله‌ بعد از عصبانیت‌ و پرخاشگری‌ پشیمان‌ شد و عذرخواهی‌ كرد، علت‌ پرخاشگری‌ او اضطراب‌ است. برای‌ ازبین‌بردن‌ خشم‌ كودك‌ بایستی‌ اضطراب‌ و نگرانی‌ وی‌ را شناسایی‌ كنیم‌ و در رفع‌ آن‌ بكوشیم.
4- پرخاشگری، نشانه‌ای‌ از تضادهای‌ درونی‌
گاهی‌ كودكان‌ در دوگانگی‌ و تضادهای‌ درونی‌ قرار می‌گیرند. یا بهتر بگوییم، گاهی‌ بر سر دوراهی‌هایی‌ گیر می‌كنند و نمی‌دانند كدام‌ راه‌ را انتخاب‌ كنند؛ و این‌ حالت‌ آن‌ها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ می‌كند. برای‌ مثال‌ كودكی‌ كه‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفی‌ وقتی‌ می‌بیند تمام‌ كودكان‌ به‌ مدرسه‌ می‌روند، همزمان‌ تمایل‌ به‌ مدرسه‌رفتن‌ نیز دارد، دچار دوگانگی‌ می‌شود.
به‌ كودكان‌ خود كمك‌ كنیم‌ كه‌ در دوراهی‌های‌ زندگی، مدتی‌ طولانی‌ قرار نگیرند. آن‌ها بایستی‌ به‌سرعت‌ و بادقت‌ درست‌ترین‌ كار را انجام‌ دهند.
5- پرخاشگری‌ و افسردگی‌
پرخاشگری‌ و كج‌خلقی‌ در كودكان‌ چنانچه‌ با علامت‌های‌ دیگر همراه‌ باشد، می‌تواند نشانه‌ای‌ از افسردگی‌ باشد كه‌ در این‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرایط‌ زندگی‌ كودك‌ تمام‌ و كمال‌ مورد بررسی‌قرار گیرد.
6- پرخاشگری؛ بیماری‌ها؛ مصرف‌ دارو
بعضی‌ از بیماری‌ها به‌ مصرف‌ دارو نیاز دارد و ممكن‌ است‌ از عوارض‌ جانبی‌ داروها كج‌خلقی‌ و رفتارهایی‌ باشد كه‌ خشونت‌ را برمی‌انگیزند.
7- خشونت‌ و مدرسه‌
گاهی‌ كودكان‌ در مدرسه‌ قربانی‌ خشونت‌ می‌شوند؛ و این‌ قربانی‌شدن‌ باعث‌ می‌شود كه‌ خود آن‌ها نیز عامل‌ خشونت‌ شوند.

 
 
 
 
2-    عواملی‌ كه‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ می‌انجامند، عبارتند از:
- وقتی‌ كودكی‌ توسط‌ دانش‌آموزان‌ دیگر مورد تمسخر قرار گیرد.
- وقتی‌ كودكی‌ توسط‌ دانش‌آموزان‌ دیگر
كتك‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد.
- وقتی‌ كودكی‌ همیشه‌ از مشاجرات‌ فرار می‌كند و حتی‌ در مواقعی‌ به‌ گریه‌ متوسل‌ می‌شود.
- وقتی‌ كودكی‌ مرتب‌ اشیا، وسایل‌ و پول‌ خود را گم‌ می‌كند.
- وقتی‌ كودك‌ از
لحاظ‌ ظاهری‌ (پارگی‌ لباس‌ و یا نامناسب‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار می‌گیرد.
 -خجالتی‌بودنو سكوت‌ مكرر در كلاس.
 -افت‌ تحصیلی، افسردگی‌ و ناراحت‌بودن.
این‌ عوامل‌ كودك‌ را قربانی‌ خشونت‌ دیگران‌ می‌كند و خود كودك‌ نیز عامل‌ خشونت‌ می‌شود و رفتارهای‌ پرخاشگرانه‌ از او سر خواهد زد.
درمان‌
:
برای‌ درمان‌ پرخاشگری‌ در كودكان‌ اولین‌ گام‌ این‌ است‌ كه‌
:
1- نوع‌ پرخاشگری‌ آن‌ها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضیحاتی‌ كه‌ ارائه‌ شد شناسایی‌ كنیم؛ و پرخاشگری‌ را به‌ صورت‌ موردی‌ برطرف‌ نماییم.
2-در مورد كودك‌ پرخاشگری‌ كه‌ الگوپذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ كودك‌  كار كرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.
3- اگر پرخاشگری‌ در اثر ناكامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ كودك‌ ناكام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌داشتنی‌ كمك‌ كنیم.
4- در مواردی‌ كه‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ كودك‌ مطلع‌ شویم. به‌ كودكان‌ مضطرب‌ باید فرصت‌ صحبت‌كردن‌ بدهیم‌ تا نگرانی‌ خود را ابراز كنند و تا حد امكان‌ بایستی‌ سعی‌ كنیم‌ در جهت‌ رفع‌ نگرانی‌ای‌ كه‌ آن‌ها را آزرده‌ است، قدم‌ برداریم. ورزش‌كردن‌ برای‌ این‌ كودكان‌ بسیار مؤثر است‌ و باعث‌ تخلیه‌ هیجانی‌ می‌شود.
5- در كشمكش‌های‌ درونی‌ بایستی‌ كودك‌ را از حالت‌ دوگانگی‌ خارج‌ ساخت. كمك‌ به‌ كودكان‌ در تصمیم‌گیری، باعث‌ می‌شود كه‌ بیاموزند به‌ حالت‌های‌ دوگانه‌ درونی‌ خود پایان‌ بخشند.
6-  در پاره‌ای‌ از موارد، كودك‌ افسرده‌ پرخاشگری‌ شدیدی‌ از خود نشان‌ می‌دهد. در این‌ میان‌ لازم‌ است‌ به‌ این‌ نكته‌ پی‌ ببریم‌ كه‌ او چه‌ چیز دوست‌داشتنی‌ای‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ می‌شود مورد ازدست‌رفته‌ را برای‌ او جبران‌ كنیم.
7- در مورد پرخاشگری، شیطنت‌ و مصرف‌ دارو بایستی‌ حتماً با پزشك‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشیم‌ تا كودك‌ از نزدیك‌ مورد معاینه‌ قرار گیرد.
8-  هنگامی‌ كه‌ كودك‌ قربانی‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بایستی‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ كنیم‌ و لازم‌ است‌ كه‌ ایشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با كودكان‌ خشونتگرا برخورد كنند؛ و نیز كودكانی‌ را كه‌ قربانی‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهای‌ خوبشان‌ مورد تشویق‌ و تایید قرار دهند.
9-  چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگری‌ كودك‌ خصمانه‌ است، بایستی‌ كودك‌ را از آزار و اذیت‌كردن‌ دور كنیم‌ تا مجبور نباشد برای‌ تلافی‌ و انتقام، افراد دیگر را اذیت‌ كند؛ و اگر پرخاشگری‌ از نوع‌ وسیله‌ای‌ است، بایستی‌ راه‌های‌ دیگری‌ را جهت‌ مطرح‌كردن‌ كودك‌ برگزینیم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ كند.
نتیجه‌گیری‌
به‌ طور كلی‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ بیش‌تر عامل‌ بیرونی‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ درونی‌ مربوط‌ می‌شود. والدین‌ در درجه‌ اول، بایستی‌ محرك‌های‌ محیطی‌ را كه‌ باعث‌ تحریك‌ خشم‌ و ایجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ می‌شود شناسایی‌ و سپس‌ برای‌ رفع‌ آن‌ به‌ كمك‌ روانشناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمایند.

 

 

چاپ این مطلب

  چگونه با رفتارهاي ناسازگارانه دانش‌آموزان برخورد کنيم؟
ارسال کننده: a.a - 2017/12/16، 12:22 PM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

1 – اگر خود تحت‌ فشارهاي رواني ناشي از زندگي و كار قرار داريم و نمي‌توانيم رفتار وگفتار خود را كنترل كنيم، بهتراست پيش از انجام هركاري درباره دانش‌آموز به فكر روشي براي كنترل فشارهاي خود باشيم. تحقيقات نشان داده ‌است اگر مربيان بتوانند برخي رفتارهاي خود را تغيير دهند، فرمانبري كودك بيشتر خواهد شد.
2 – نبايد افكار غلط و انحرافي درباره دانش‌آموز خود نداشته باشيم. به طور مثال: «شاگردم اين كار را مي‌كند تا حرص مرا دربياورد يا او موجب تمام مشكلات در كلاس است.» چنين افكاري زمينه به‌وجود آمدن احساس بسيار بد را نسبت به آن دانش‌آموز مهيا مي‌كند و به طور يقين بر رفتار ما و او اثر منفي مي‌گذارد.
3 – بايد از ارايه دستورات مبهم، كلي و تكراري اجتناب كنيم. براي مثال، به جاي اينكه بگوييم: «منظم باش»، شفاف و مشخص بگوييم كه از او چه مي‌خواهيم.
4 – به جاي سخنراني و بحث و جدل، بايد كوتاه و مؤثر بالحني محكم ولي در كمال آرامش به او گوشزد كنيم كه رفتارش در ما چه تأثيري گذاشته و اگر از اين رفتار خود دست برندارد، چه عاقبتي در انتظار اوست.
5 – بهتر است به ياد داشته باشيم که عاقبتي را براي او مشخص كنيم كه شدني و كوتاه‌مدت باشد. براي مثال نگوييم: «براي هميشه از اين كلاس خواهم رفت.»
6 – نبايد انجام دادن خواسته‌هايمان را وظيفه او بدانيم بلكه پس از انجام دادن دستوراتمان بايد او را با كلام و هداياي مورد علاقه تشويق کنيم.
7 – مي‌توانيم با مشاركت دانش‌آموزان فهرستي از مهم‌ترين قوانين در كلاس و مدرسه به ‌ترتيب اهميت و همراه با روش انجام دقيق آن تهيه كرده و پس از مشخص كردن نوع محروميت براي انجام ندادن‌شان، آن را با قاطعيت اجرا كنيم.
8 – بايد عوامل مشكل‌ساز را شناسايي و براي رفع آنها اقدام کنيم.
9 – به نيازهاي جسمي، عاطفي، رواني، اجتماعي، اقتصادي و… دانش‌آموزان بايد بيشتر توجه كنيم.
10- بايد سعي كنيم فرصتي را ايجاد كنيم تا دانش‌آموزان بتوانند نسبت به رفتارهاي نامناسب خود فكر كنند.
11 – بهتر است که ارتباط مربيان و مسوولان مدرسه را با والدين بيش از پيش تقويت كنيم.
 12- بايد از تنبيه ‌بدني به طور جدي خودداري کرده و درصورت نياز از محروم‌سازي‌هاي كوتاه‌مدت استفاده كنيم.
13 – خوب است که براي شنيدن مسايل و مشكلات دانش‌آموزان وقت بگذاريم.
14 – بهتر است از سرزنش و تحقير كردن و مقايسه‌ دانش‌آموزان به طور جدي خودداري كنيم.
15- بايد ضمن تقويت ابعاد معنوي در دانش‌آموزان، روش‌هاي آرامش‌دهي ديني را به آنها آموزش دهيم.
16- بايد علايم هشداردهنده خشم را به دانش‌آموزان آموزش دهيم تا بتوانند خشم خود را بهتر كنترل كنند.
17- بهتر است روش‌هاي «آرامش‌دهي» را به آنها آموزش دهيم، ازجمله (تنفس عميق، حرف زدن‌هاي مثبت باخود و…)
18- يكي از دلايل عصبانيت و ناراحتي دانش‌آموزان اين است كه نمي‌توانند احساسات خود را به درستي بيان كنند. مي‌توانيم با كمك عكس و فيلم و نقاشي انواع احساسات مانند خشم، ترس، شادي، غم و… را به آنها آموزش دهيم.
19- چون بسياري از ناسازگاري‌هاي دانش‌آموزان به دليل ناآشنايي مربيان و والدين با مهارت‌هاي زندگي است، توصيه مي‌شود مهارت‌هاي ارتباطي مانند گوش دادن، ابراز وجود، حل مسأله و تصميم‌گيري و ديگر مهارت‌هاي زندگي را خود بياموزيم و به دانش‌آموزان نيز آموزش دهيم.

چاپ این مطلب

  حرف دل يك فرزند
ارسال کننده: a.a - 2017/12/13، 11:11 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

1) کاری نکنیدکه درس ومشق ونمره و… عامل جدایی ودوری من ازشماقرارگیرد.

2)  نگوییدکه من هرآرامش وتفریحی را ازشما حرام کرده ام.
3) درمن فرصت،قدرت وتوانایی جبران کمبودها رافراهم کنید.
4) از دوران تحصیل خودتان ،هرچندکه درست هم باشد، به بدی وتنبلی یادنکنید.
5) به من بیاموزیدویاددهیدکه خودم درفکرکارهای خودم باشم.
6)کارهای خوبم راببینیدوتشویقم کنید؛ تابیشترتلاش کنم.
7) کاری کنیدکه همیشه درحضورشمااحساس امنیت وآرامش کنم؛ تابه ناچاری به افرادناباب پناه نبرم.
8) اگرقولی به من یادیگران می دهیدحتما به آن عمل کنید؛ تامن نیزازشماوفابه عهدرایادبگیرم.
9)  مشخصات دوستان خوب وارزشمندرابرایم توضیح دهید. تادوستان خوبی انتخاب کنم.
10) مرا ازخطرات جدی دوستان ناباب وناشایست آگاه سازید. تاهیچ وقت باآنهادوستی نکنم.
11) مرا باخودم مقایسه کنید نه با دیگران(برادر،خواهر، دوست و…) . زیرابا این کارحسادت رادرمن برمی انگیزیدنه تلاش وکوشش را.
12) مراباواقعیت های تلخ زندگی نیز‌آشناسازیدوهمه چیز رابرایم فراهم نکنید.
 13) مرا با اهداف وروش های یک زندگی شرافتمندانه آشناسازید.
14) به من بیاموزیدکه چگونه درجمع صحبت کنم؛ تااحترام دیگران رانگه دارم.
15) به من بیاموزیدکه تنهادرفکرخودم نباشم وازدیگران برای خودم پلی نسازم؛ بلکه به من بیاموزیدکه یارویاورمحرومان وستمدیدگان باشم.
16) پول توجیبی متناسب بانیازهایم، دراختیارم بگذارید. ونحوه ی استفاده ازآن رابه من یاد دهید.
17) اشتباهات گذشته ام را مدام به رخم نکشید.چون هیچ کس نیست که اشتباه نکند.
18) جایگاه مرادرخانواده مشخص نماییدوبرای آن ارزش قائل شوید. تامن هم ازشما ارزش گذاشتن رایادبگیرم.
19) مرا براساس اصول وقواعدتربیتی ،تربیت نمایید نه احساسات وعواطف.
20) معذرت خواهی راعملا به من یاد دهید. تامعذرت خواهی رابیاموزم؛ تابدین وسیله اتحادوهماهنگی خانواده حفظ شود.
21) تک تک اعضای خانواده حق داشته باشندهروقت بخواهند مانندیک آتشفشان فوران وخودراتخلیه کنند.وسپس توضیح دهندکه ازچه عصبانی وناراحت هستند.
22) بگذاریدکه مافرزندان درخانواده باهم رقابت کنیم؛ ولی شیوه ی رقابت سالم وسازنده رابه مایاد دهید.
23)بگذاریدکه مافرزندان نیزدرخانه وبیرون خانه کارکنیم. تاهم کارکردن وهم همکاری باهم راعملا یادبگیریم.
24) پدران ومادران عزیزبگذاریددوران کودکی،نوجوانی وجوانی راکودکانه ،نوجوانانه وجوانانه بگذرانیم. انتظاربزرگسالان را ازما نداشته باشید.
25) خانواده های موفق می دانندکه نمی توانندتمام ناهنجاری های یک مسیر راپیش بینی وحل کنند. اما رازموفقیت آنها درانعطاف پذیری وریشه داشتن درعشق،دوستی،تفاهم وهم دلی است.

چاپ این مطلب

  نحوه برخورد با كودكان خجالتي
ارسال کننده: a.a - 2017/11/21، 06:31 AM - انجمن: كودك يك تا پنج سال - پاسخ (4)

1-   با كودك همدلي كنيد به او بفهمانيد كه احساس اورا درك مي كنيد

2-   او را خجالتي خطاب نكنيد
3-   درخانه با او نمايش اجرا كنيد
4-   موقعيت هايي كه درآن كودكتان كم رويي مي كند را شناسايي كنيد
5-   براي رفتارهاي اجتماعي او هدف گذاري كنيد
6-   رفتارهاي خلاف كمرويي را تقويت وپاداش دهي كنيد
7-   كودك را به محيط هايي ببريد كه روابط با همسالان را تقويت كند
 

چاپ این مطلب

  اهميت مقطع دبستان و رفتارهاي والدين دربرخورد با كودكان ابتدايي
ارسال کننده: a.a - 2017/11/06، 09:53 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - پاسخ (1)

با توجه به اينكه مقطع دبستان يكي از مهمترين دوره هاي زندگي هرفرد را تشكيل مي دهد تاكيد بر مشكلات اين مقطع يكي از مهمترين دغدغه هايي است كه مسولين آموزش وپرورش درگير خودش كرده ، شايد به قطع بتوانيم بگوييم كه بيشترين خود پنداره ها وعزت نفس اشخاص دردوران جواني از اين  مقطع درفرد شكل مي گيرد، و همچنين زير بنا روابط اجتماعي فردي نيز دراين دوره شكل مي گيرد .دوره ابتدايي براي اولين بار به كودكان اين  فرصت مي دهد  كه خودشان را با ديگران مقايسه كنند  وبراي اولين بار خارج از كنترل بزرگسالان دست به عمل بزنند ، ولي اين بزرگسالان هستند كه بايد به كودك اين فرصت را بدهند كه بتواند تجربيات خوبي بدست آورند واحساس خوشايندي نسبت به خود پيداكند واين احساس ارزش درآينده بسياري از موفقيت ها را درزندگي براي فرد رقم مي زند.
والدين همچنين بايد از بكاربردن روش هايي كه دانش آموزان را مايوس مي كند مخصوصا درانجام تكاليف جدا خودداري كنند زيرا ثابت شده كه موفقيت درانجام تكاليف منجر به بالابردن اعتماد به نفس خواهد شد وبالعكس(چاپمن وهمكاران 2000، اليس،2000)
والدين همچنين  بايد از بكار بردن الفاظ باهوش وتنبل خودداري كنند زيرا بسياري از اين الفاظ از ديدگاه كودك جنبه ارزش گذاري دارد ورفته رفته شخصيت كودك ازهمين الفاظ شكل مي گيرد.
 مهمترين مساله اي كه درتمام مشكلات دانش آموزان در رابطه با والدين وجود دارد رفتار شتابزده واز روي خشم والدين است  والدين به محض مشاهده رفتار زشت دانش آموز سريع با آن برخورد  كرده واولين برخورد تنبيه وسرزنش خواهد بودو چنانچه والدين از اين خصوص تامل كنند بسياري ازمشكلات حل خواهد شد والدين بايد با صبوري با مسايل برخورد كرده وچنانچه خود نتوانسته مشكل را حل كنند با مسئولين ذي ربط مدرسه ومشاورين مطرح كنند .زيرا يك رفتار نابجا والدين منجر به مشكلات زيادي دربزرگسالي خواهد شد
دومين مساله اي كه والدين قبل ازبررسي وضعيت روحي رواني فرزندشان  بايد توجه كنند  درمورد مشكلات وضعيت جسماني كه بايد به آن توجه كنند فرزند مانند سوزش خارش درد وساير امور ميباشد.  وهمچنين دربسياري از موارد كودكان بدليل داشتن وضعيت جسماني يا روابط نامناسب  درمدرسه با  همكلاسي ها ومعلمان دچار اضطراب درمدرسه ميشوند .
سومين مساله صحبت دوستانه درمورد مساله وبازخورد مناسب ودرنظر گرفتن اين مساله كه فرزند شما يك فرد بزرگسال نيست وما نبايد از موضع يك بزرگ سال به قضيه نگاه كنيم.
وقتي كودك شما كاراشتباهي انجام مي دهد بجاي سرزنش با او دليل كار را به او توضيح دهيد وبراي او شفاف سازي كنيد درصورتيكه كار اشتباه مجدد تكرار شد از انواع راهكارهاي اصلاح رفتار استفاده كنيد وتا مي توانيد از تنبيه بدني خودداري كنيد.
 چهارمين موردي كه بايد مطرح كنيم اين مساله است كه اكثريت كودكان درسنين 7 تا 11 علاقه مند به مسايل جنسي ورفتارهاي ناشايست البته از نظر بزرگسالان هستند كه اين يك امر طبيعي است وازنظر روانشناسي كودك دراين سنين ازيك سري رفتارها وكنجكاوي هاي جنسي لذت برده ولي اين لذت شامل لذتي كه بزرگسالان آن را شهواني تعبير مي كنند نيست والدين بايد سعي كنند با پاسخ صحيح ومناسب اين رفتارها را جهت دهي مناسب كنند.
در صورت مشاهده ی باز ی کودک با آلت خود نباید او را تنبه کرد ویا با جملات آمرانه مثل دست نزن و… منع کرد بلکه می توان با محول کردن یک کار،پرسیدن یک سوال و… او را باز داشت هر چند آغاز دستکاری در این سنین نشانه ی رشد طبیعی کودک است.
هرچند سوالات بسیاری در مورد علل این رفتار کودکان همچنان بی‌پاسخ مانده ولی مسلم است که این پدیده در این سنین موقت است و نیاز به اقدام خاصی ندارد. هرچند لازم است زمینه‌های مذهبی و فرهنگی خانواده مورد توجه قرار گیرد ولی والدین باید از رفتارهای خشن و ترساننده در این مورد بپرهیزند زیرا ممکن است کودک را به سایر فعالیت‌های مضر وادار کند.
مشغول کردن کودک به سایر فعالیت‌ها و منحرف کردن حواس بچه‌ از این رفتار و ایجاد زمینه‌ برای سایر فعالیت‌های مفید می‌تواند در ترک این عادت در کودکان مفید فایده باشد. با این حال در صورتی که در کودکان به نوعی متوجه خودارضائی شدید حتماً با روانپزشک مشورت نمائید.
يكي ديگر از مسايل ومشكلات كودكان درمقطع ابتدايي سهل انگاري درانجام تكاليف است كه با توجه به اينكه كودك تازه از محيط انعطاف پذير خانواده خارج شده و وارد مدرسه با قوانين دست وپاگير آن شده اند زمان ميبرد تا به اين روند عادت كند .
راهبردهاي زير مي تواند در تسهيل اين روند كارساز باشد:
1- تعيين يك برنامه منظم روزانه با همكاري دانش آموز
2-هميشه در خانه مكان دنجي براي كودك فراهم آوريد كه كنار شما به انجام تكاليف بپردازد
3-مي توانيد براي اينكه كودك بهتر ياد بگيرد براي او يك تخته بخريد واز او بخواهيد كه خود معلم خود باشد ومعلم بازي كند وضمن آن دروس حفظي ورياضي خود را باخود تمرين كند
4-عواملي كه باعث حواس پرتي دانش آموز ميباشد از او دور كنيد
5-براي ديدن برنامه هاي تلويزيون براي وي ساعت بگذاريد
6-اجراي قوانين سخت نگيريد
توصيه هايي جهت انجام تكاليف مدرسه  براي والدين درمنزل :

چاپ این مطلب