مهمان گرامی، خوش‌آمدید!
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.

نام کاربری
  

گذرواژه‌
  





جستجوی انجمن‌ها

(جستجوی پیشرفته)

آمار انجمن
» اعضا: 11,162
» آخرین عضو: czrzvjnjkbq
» موضوعات انجمن: 73
» ارسال‌های انجمن: 80

آمار کامل

کاربران آنلاین
در حال حاضر 21 کاربر آنلاین وجود دارد.
» 1 عضو | 20 مهمان
czrzvjnjkbq

آخرین موضوع‌ها
ملاك هاي رفتارهاي جنسي نا...
انجمن: انجمن اختلالات جنسي كودكان
آخرین ارسال توسط: Stephenzox
2018/09/19، 10:05 PM
» پاسخ: 1
» بازدید: 109
مواردي كه بايد درمشكلات خ...
انجمن: انجم كودكان شش تا ده سال
آخرین ارسال توسط: a.a
2018/09/17، 11:52 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 108
ترس واضطراب از مدرسه :
انجمن: مشكلات يادگيري دركودكان دبستاني
آخرین ارسال توسط: a.a
2018/09/17، 03:23 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 71
نحوه برخورد با كودكان خج...
انجمن: كودك يك تا پنج سال
آخرین ارسال توسط: lilianvp60
2018/06/28، 03:08 AM
» پاسخ: 1
» بازدید: 1,839
نکاتی طلایی كه والدين در...
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: a.a
2018/06/19، 10:08 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 519
مهمترين عوامل دريك تربيت ...
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: Martislaf
2018/06/17، 08:22 PM
» پاسخ: 10
» بازدید: 2,035
نكاتي درمورد نحوه برخورد ...
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: VeranikaBek
2018/05/30، 10:44 PM
» پاسخ: 3
» بازدید: 1,472
انواع سبك هاي دلبستگي كود...
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: a.a
2018/05/15، 10:38 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 394
چند تكنيك وبازي براي كاست...
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: a.a
2018/05/15، 08:41 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 427
خشم كودك ونحوه كنترل آن چ...
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: a.a
2018/05/14، 11:42 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 402

 
  علايم كودكان بيش فعال كدامند ؟
ارسال کننده: a.a - 2018/04/25، 07:50 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

1-يكجا بند نميشود دائم درحال ول خوردن است .
2-بي هدف از جاي خود بلند ميشود.
3-اصولا درجاهاي نامناسب جست وخيز مي كند.
4- هيچ چيز بطور كامل يادش نمي ماند.
5-دراوقات فراغت خود وديگران ايجاد مشكل مي كند.
6- درميان كودكان ديگر بسيار پرجنب وجوش است .
7- تكانشگري بسياري دارند يعني بدون فكر كردن پاسخ مي دهند.
8-اصولا وسط حرف ديگران مي پرند و تحمل گوش كردن را ندارند.
9- رعايت كردن نوبت براي آنها بسيار سخت است .

چاپ این مطلب

  عوامل موثر بر رفع اختلالات خواب كودكان كدامند؟
ارسال کننده: a.a - 2018/04/22، 06:42 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

1- مهمترين عامل  موثر در روند خواب كودكان تنظيم زمان خواب كودك دريك زمان مشخص
2-رفع عواملي كه موجب كلنجار رفتن كودك درهنگام خواب مي شود( اضطراب جدايي،جذابيت تلوزيون وبازي هاي كامپيوتري ،عادت كردن به يكي از والدين )
3- تهيه مراسم خواب روزانه (كودك هرشب برطبق يك روال مشخص به رخت خواب برود مثلا راس يك ساعت مسواك بزند وبه رخت خواب برود)
4- هيجاني كردن مراسم خواب (از طريق تغيير دكوراسيون ورنگاميزي وتغيير نور اتاق خواب كودك، تغيير رنگ بندي وطراحي رخت خواب ،وقصه گويي وغيره )
5-ايجاد حس دلبستگي ايمن به والدين ( دركودك اين حس را ايجاد كنيد كه درهرزماني بخواهد مي تواند از حس بودن با شما مطمئن باشد)
6-دربرخي موارد مي توانيد جداولي تهيه كنيد و با زدن علامت ويا تيك روزهايي كه او بطور مستقل وبرنامه خواب مناسبي داشته را علامت بزنيد ودرآخر هفته او را تشويق كنيد.
7- شما مي توانيد از طريق (صحبت كردن درمورد خواب ،كشيدن نقاشي ، عروسك گرداني ( روش ايفاي نقش)،خمير بازي از ميزان استرس او بكاهيد.
8- اكثر كودكاني كه دلبستگي ناايمن دارند دچار اضطراب جدايي هستند درنتيجه درهنگام خواب دچار كابوس ميشوند كه مي توان با كمك يكي از روش هاي فوق به كودكان درداشتن يك برنامه خواب مناسب ياري رساند.

چاپ این مطلب

  در سنجش اختلال خواب كودكان به چه مواردي بايد توجه كرد؟
ارسال کننده: a.a - 2018/04/22، 06:31 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

1- بررسي روند رشد كودك
2-مشكلات رفتاري كودك ازقبيل (اختلالات بيش فعالي ،يادگيري ،رفتارهاي مقابله گرانه وغيره )
3-بررسي مسايل ومشكلات فيزيكي وپزشكي ( تومور مغزي ، تيروئيد ، ضربه خوردن سر وغيره )
4-بررسي عادات خواب كودك ( بي خوابي ، بد خوابي ،كم خوابي )
5- مسايل محيطي و خانوادگي كودك ( بزرگ شدن كودك نزد يكي از والدين ، اختلافات والدين ، فرزندخواندگي وغيره )
6- فعاليت هاي كودك درطول روز وميزان اضطراب وهيجانات
7- مصاحبه با كودك( بررسي مسايلي كه كودك مخفي نگاه مي دارد ويا كتمان مي كند)
8- واكنش هاي پدر ومادر نسبت به بي خوابي

چاپ این مطلب

  علايم افسردگي دركودكان وراههاي درمان
ارسال کننده: a.a - 2018/04/07، 11:35 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

افسردگي دركودكان(   Depression in children  )

مهمترين مطلب درخصوص افسردگي در كودكان  بايد بدانيم بررسي خلق كودك است چرا كه خلق همانند خاك است كه اگر لم يزرع باشد ما هيچ چيزي درآن نمي توانيم بكاريم وبرداشت كنيم ،پس اگرچنانچه بخواهيم يك اختلال ( بيش فعالي ،اختلال يادگيري ،....) بسنجيم چه دركودكان وچه درنوجوانان ابتدا ارزيابي مي كنيم كه افسردگي يا اختلال درخلق نداشته باشدبعد سراغ بقيه ايتم ها ي مرتبط مي رويم.
قبل از اينكه بخواهيم به مقوله درمان بپردازيم ابتدا بايد ( مصاحبه تشخيص ) درچند جلسه انجام شود.
افسردگي دركودكان تعريف جداگانه اي از بزرگسالان ندارد .
دومورد ازمهمترين نشانه هاي افسردگي :1- خلق ملول 2- ازدست دادن حس لذت بخش از انجام كارها
نشانه هاي ديگري از افسردگي است كه چنانچه فرد پنج مورد از اين موارد را به مدت دوهفته داشته باشد نشان مي دهد كه افسرده است.
1-    خلق ملول  2-كندي يا تندي حركات 3-خستگي زياد 4-عزت نفس پائين 5-افكار خودكشي  6- احساس بي ارزشي   7-انرژي پائين
8- تمركز پائين 9- قدرت تصميم گيري پائين 10- كمي يا زيادي وزن  11-  خواب (آشفته ) 12- خوراك كم يا زياد غير طبيعي 13- كم حرفي كودك ( بايد بررسي شود كه تازه اتفاق افتاده باشد)
نكته:روانرنجوري كودك مي تواند زمينه افسردگي را نيزدركودكان فراهم آورد.اصولا كودكان حساس نمي توانند از خود دفاع كنند وگريه مي كنند وبه مرور زمان منجر به افسردگي ميشود.
نكته :مهمترين مشخصه افسردگي دركودكان مي تواند تحريك پذيري زياد (غرغر كردن ويا نق زدن ،گريه كردن )وكاهش فعاليت هاي لذت بخش(شاد نبودن ونداشتن آرزو وبهانه جويي )باشد ويا احساس دوست نداشته شدن توسط والدين باشد .
يكي از نكات مهمي كه مي توان به آن اشاره كردن اين است كه كمبود توجه درچند اختلال مشترك است كه نبايد اشتباه تشخيص داده شود؟1- افسردگي 2- اضطراب 3- بيش فعالي درهرسه اين موارد مشتركي را مي بينيم كه به تفكيك بايد بررسي كنيم .
 
افسردگي مي تواند با اختلالات ديگري نيز همپوشي داشته باشد:
1-    وسواس(اصولا داراي خلق ملول هستند) 2- بيش فعالي( به دليل فعاليت هاي زياد اصولا ترد مي شوند) 3- اختلال سلوك
نكته : افسردگي مقطع سني خاصي ندارد گاهي اوقات يك نوزاد دوماهه نيز مي تواند از طريق ژن مادر افسرده دچار افسردگي باشد وبا حركات خواب وخوراك وعدم دلبستگي به مادر خود را نشان دهد .
نكته مهم درافسردگي كودكان اين است كه :بزرگسالان معمولا متوجه افسردگي خود ميشوند وليكن كودكان نه افسردگي را مي شناسند ونه قادر به بيان ابراز احساسات خود هستند.معمولا دركودكان افسردگي خود را با عكس العمل هاي ناجور مثل پرتاب كردن ويا پرخاشگري وغيره نشان مي دهند.كودكان نه مي توانند از احساسات خود نام ببرند ونه مي توانند توضيح دهند كه به ناچار ما بايد از طريق قصه گويي ،رول پلينگ يا ايفاي نقش ، ويا درشرايط خيلي حاد از طريق تفسير نقاشي به شناسايي ودرمان بپردازيم .
 
رفلكس( بازخورد) افسردگي دركودكان به سه صورت خود را نشان مي دهد:
1-    مشكلات رفتاري :به دليل كم شدن توجه خلق نيز پائين مي آيد درنتيجه پرخاشگري وغيره بالا مي رود.
2-    مشكلات تحصيلي : به دليل كم شدن توجه وبيش فعالي كودك نمي تواند دركلاس تمركز كند.
3-    مشكلات با همسالان: به دليل انزوا ويا بيش فعالي معمولا از طرف همسالان ترد مي شوند زيرا اصولا اين كودكان احساس مي كنند كسي آنها را دوست ندارد.
 
تحريف شناختي:
يكي از مسايلي كه اين كودكان با آن درگير هستند تحريف شناختي است كه مي كنندمثلا : يك سري جملات را با خود حمل مي كنند1- هيچ كس من را دوست ندارد2- من زشتم 3- دلم ميخواد بميرم4- چرا منو بدنيا آورديد
.......ادامه دارد
 

چاپ این مطلب

  فوت پدر ومادر واثرات آن برروي كودكان وارائه راه حل هاي پيشنهادي جهت درمان
ارسال کننده: a.a - 2018/03/05، 09:36 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

پيشنهاداتي به جهت بهبود روحيات كودكاني كه يكي از والدين را ازدست داده اند:

مرگ همواره از بزرگترین عوامل ایجاد فشار و استرس است که اگر با مرگ مادر یا پدر همراه شود ، از سخت ترین حوادثی است که در آینده کودک تاثیر می گذارد که حمایت از کودک در این شرایط بسیار نقش موثری داردناراحتی این افراد با عنوان سایكو سوماتیك (ناراحتی های جسمانی با منشأ روانی) گفته می شود.  . کودکان تا قبل از دبستان , اوايل دبستان، مرگ را قابل برگشت می دانند و تصوری ندارند که مادر او فوت شده و دیگر برنمی گردد .
کودکان در سنین مختلف برداشت ها و واکنش های مختلفی نسبت به موضوع مرگ دارند. آنها با توجه به میزان رشد و شناخت ذهنی خود از دنیا و وقایع پیرامون خود، عکس العمل ها و رفتارهای متفاوتی را بعد از مواجهه با مرگ از خود نشان می دهند. مخصوصا که مرگ در مورد یکی از اعضای خانواده و نزدیکان او اتفاق افتاده باشد. بر این اساس می توان رفتار آنها را بر ۴ گروه سنی تقسیم کرد.
واکنش پدر یا مادر بازمانده نسبت به مرگ همسرش می‌تواند نقش مهمی در کنترل آشفتگی روانی کودک ایفا کندتلاش پدر یا مادر بازمانده برای حفظ رابطه مطلوب با فرزند داغدارش، سطح آشفتگی روانی را در کودکان کاهش مي دهد.
سوگواری در کودکان دبستانی سوگواری کردن به‌خاطر مرگ پدر یا مادر، نوعی واکنش روانی سالم و طبیعی نسبت به این حادثه است. بنابراین، کودکان هم دقیقا مانند بزرگسالان باید فرآیند سوگواری خودشان را به‌طور کامل بگذرانند.
کودکان دبستانی بعد از مرگ پدر یا مادر با این احساسات مواجه می‌شوند: شوک عاطفی و احساس فاصله‌گیری از دیگران که به آنان کمک می‌کند با درد سنگین ناشی از فقدان پدر یا مادر کنار بیایند؛ رفتارهای واپس‌گرایانه، مثل جدا شدن سخت از بعضی نزدیکان؛ رفتارهای انفجاری، مثل عصبانیت یا تکرار سوال‌های ثابت که به‌علت درک نکردن حادثه به‌وجود می‌آیند.
 اثرات منفی روان‌شناختی ناشی از مرگ پدر یا مادر معمولا پس از پایان فرآیند سوگواری و برگشتن کودک به روند طبیعی زندگی هم ادامه پیدا می‌کنند. در بدترین حالت، کودک همیشه احساس درد یا فقدان را لمس می‌کند، عزت نفسش خدشه‌دار می‌شود و در برقراری روابط با انسان‌های تازه به مشکل برمی‌خورد.
 
 
 
واكنش هاي كودك درمقابل مرگ يكي از عزيزان:
1-انکار در وهله اول و بعد دچار بهت زدگی و سپس ترس از این موضوع می شود2-. – بی تفاوتی آشکار نسبت به این اتفاق؛ تا جایی که برای اطرافیان کودک این رفتار او عجیب و ظالمانه به نظر می رسد. چون او را نسبت به فرد متوفی و از دست رفتنش کاملا سرد و بی احساس می بینند. در حالی که این واکنش به صورت ناخودآگاه و برای حفاظت از سلامت روانی اش از کودک سر می زند. – تغییرات فیزیولوژیکی که در کودک رخ می دهد شامل3- خستگی، بی اشتهایی، بی خوابی و… – غلیان هیجانات که شامل برون ریزی های شدید احساسات، خشم، احساس گناه که به صورت اغراق شده در کودک دیده می شود. در زمینه تاثیرات کوتاه مدت مرگ والدین نشان می دهد بین مرگ والدین وبروز اختلالات روانی در کودک ،چند هفته پس از مرگ والدین رابطه ی شدید هست.در تحقیقاتی نشان داده شده واکنش فوری کودکان به مرگ عزیزان عبارتند از :اضطراب شدید ،گریه و بداخلاقی ،وابستگی شدید، مشکلات مرتبط با جدایی، افزایش پرخاشگری ،کابوس و مشکلات خواب، ترس ازمصدومیت، مشکلات مرتبط با توالت رفتن، بی اشتهایی بی قراری، از دست دادن تمرکز حواس و مشکلات یادگیری.
 
کودکان با مرگ مادر دچار شوک عاطفی می شوند و از دیگران فاصله می گیرند .
1-   زندگي كردن بدون مادر را به اوآموزش دهيم
2-    مرگ را براي او توجيه كرد(تعريف ساده اي از مرگ داشته باشيم )بايد براي او جريان خاتمه زندگي را توضيح داد.
3-   حتماً بايد الگوي جايگزيني يا فرد جايگزيني براي او پيدا كنيد
4-= در انتظار نگه داشتن کودک : کودک را در انتظار نگه ندارید. نگویید بابا یا مامان به سفر دوری رفته یا قرار است کادویی برایت بفرستد. در این حالت مجبور می شوید همیشه نقش بازی کنید و با این کار با دو مشکل روبرو می شوید، یکی غم از دست دادن عزیز و دیگری صادق نبودن با کودک.
5-صحبت از بهشت و جهنم :گاهی برای تسلی کودک می گوییم فرد درگذشته به بهشت رفته و جایش بهتر از ماست. این می تواند در آینده میل به خودکشی را در کودک بیشتر کند. جمله ای مثل «خدا آدم های خوب را پیش خودش می برد» نیز باعث می شود کودک تصور کند کسانی که زنده اند، آدم های بدی هستند. تا حد امکان از دادن اطلاعاتی که برای کودک قابل فهم نیستند، بپرهیزید.
6-مسئولیت دادن به کودک :اگر کودک فرزند اول خانواده است، نباید مسئولیت سنگینی به او سپرده شود مثلا وقتی پدر خانواده فوت می کند نباید به فرزند پسرش بگویید تو مرد خانه هستی. با این مسئولیت، بار هیجانی زیادی به کودک تحمیل می شود.
7-پاک کردن خاطرات متوفی:در مراحل بحرانی تصمیم نگیرید. عوض کردن خانه یا از بین بردن وسایل فرد درگذشته، به صورت عقده ای در کودک درمی آیند و در آینده آثار خود را نشان می دهند. بعد از پایان مراسم سوگواری یک شیء کوچک مثل عکس یا ساعت متوفی را به عنوان نماد و یادبود به کوددر شرایط نامناسب و بحرانی تصمیمات مهمی نگیرید . بطور مثال : خانه را عوض نکنید و وسایل فرد مرده را از بین نبرید که این عاملی برای عقده ای شدن کودک می شود و می تواند در آینده او تاثیر بدی بگذارد .
در قدم اول بهتر است که با تعریف ساده ای از مرگ برای او داشته باشیم و به او بگوییم که ( مادر یا پدر ) فوت شده قابل برگشت نیست و از این بابت متاسفیم ولی کاری از دستمان بر نمیاید
کودک را به خیال پردازی نيندازيد. اجازه دهيد با واقعیت روبه رو شود و به او اطلاعات غلط و نامفهوم ندهید .
اطمینان کودک را بدست آورید و از این طریق می توانید با احساس ناامنی او مقابله کنید. .
به کودک اجازه دهید که از ترس ها و آرزوها و نگرانی های خود بگوید. .
مرگ را برای کودک مبهم نکنید و مراقب کلماتی که بکار می برید باشید و سعی کنید مشکلات را بزرگ جلوه ندهید و از گفتن خاطرات بد بپرهیزید
گریه کردن در مقابل کودک نباید بصورت هیجانی و وحشتناک باشد ؛ کودک با گریه شما متوجه می شود که فوت (پدر یا مادر) او برای شما نیز مهم و ارزشمند بوده است و این موجب اطمینان در او می شود. .
 

چاپ این مطلب

  آثار روحي مرگ والدين وتاثير آن بر كودكان دبستاني
ارسال کننده: a.a - 2018/02/27، 06:41 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

مرگ همواره از بزرگترین عوامل ایجاد فشار و استرس است که اگر با مرگ مادر یا پدر همراه شود ، از سخت ترین حوادثی است که در آینده کودک تاثیر می گذارد که حمایت از کودک در این شرایط بسیار نقش موثری داردناراحتی این افراد با عنوان سایكو سوماتیك (ناراحتی های جسمانی با منشأ روانی) گفته می شود.  . کودکان تا قبل از دبستان ، مرگ را قابل برگشت می دانند و تصوری ندارند که مادرويا پدر او فوت شده و دیگر برنمی گردد .

کودکان در سنین مختلف برداشت ها و واکنش های مختلفی نسبت به موضوع مرگ دارند. آنها با توجه به میزان رشد و شناخت ذهنی خود از دنیا و وقایع پیرامون خود، عکس العمل ها و رفتارهای متفاوتی را بعد از مواجهه با مرگ از خود نشان می دهند. مخصوصا که مرگ در مورد یکی از اعضای خانواده و نزدیکان او اتفاق افتاده باشد
واکنش پدر یا مادر بازمانده نسبت به مرگ همسرش می‌تواند نقش مهمی در کنترل آشفتگی روانی کودک ایفا کندتلاش پدر یا مادر بازمانده برای حفظ رابطه مطلوب با فرزند داغدارش، سطح آشفتگی روانی را در کودکان کاهش مي دهد.
سوگواری در کودکان دبستانی سوگواری کردن به‌خاطر مرگ پدر یا مادر، نوعی واکنش روانی سالم و طبیعی نسبت به این حادثه است. بنابراین، کودکان هم دقیقا مانند بزرگسالان باید فرآیند سوگواری خودشان را به‌طور کامل بگذرانند.
کودکان دبستانی بعد از مرگ پدر یا مادر با این احساسات مواجه می‌شوند: شوک عاطفی و احساس فاصله‌گیری از دیگران که به آنان کمک می‌کند با درد سنگین ناشی از فقدان پدر یا مادر کنار بیایند؛ رفتارهای واپس‌گرایانه، مثل جدا شدن سخت از بعضی نزدیکان؛ رفتارهای انفجاری، مثل عصبانیت یا تکرار سوال‌های ثابت که به‌علت درک نکردن حادثه به‌وجود می‌آیند.
 اثرات منفی روان‌شناختی ناشی از مرگ پدر یا مادر معمولا پس از پایان فرآیند سوگواری و برگشتن کودک به روند طبیعی زندگی هم ادامه پیدا می‌کنند. در بدترین حالت، کودک همیشه احساس درد یا فقدان را لمس می‌کند، عزت نفسش خدشه‌دار می‌شود و در برقراری روابط با انسان‌های تازه به مشکل برمی‌خورد.
واكنش هاي كودك درمقابل مرگ يكي از عزيزان:
1-انکار در وهله اول و بعد دچار بهت زدگی و سپس ترس از این موضوع می شود.2 – بی تفاوتی آشکار نسبت به این اتفاق؛ تا جایی که برای اطرافیان کودک این رفتار او عجیب و ظالمانه به نظر می رسد. چون او را نسبت به فرد متوفی و از دست رفتنش کاملا سرد و بی احساس می بینند. در حالی که این واکنش به صورت ناخودآگاه و برای حفاظت از سلامت روانی اش از کودک سر می زند. – تغییرات فیزیولوژیکی که در کودک رخ می دهد شامل3- خستگی، بی اشتهایی، بی خوابی و… – غلیان هیجانات که شامل برون ریزی های شدید احساسات، خشم، احساس گناه که به صورت اغراق شده در کودک دیده می شود. در زمینه تاثیرات کوتاه مدت مرگ والدین نشان می دهد بین مرگ والدین وبروز اختلالات روانی در کودک ،چند هفته پس از مرگ والدین رابطه ی شدید هست.در تحقیقاتی نشان داده شده واکنش فوری کودکان به مرگ عزیزان عبارتند از 4-اضطراب شدید ،گریه و بداخلاقی ،وابستگی شدید، مشکلات مرتبط با جدایی، افزایش پرخاشگری ،کابوس و مشکلات خواب، ترس ازمصدومیت، مشکلات مرتبط با توالت رفتن، بی اشتهایی بی قراری، از دست دادن تمرکز حواس و مشکلات یادگیری.
كودکان با مرگ مادر دچار شوک عاطفی می شوند و از دیگران فاصله می گیرند .
پيشنهادات:
در قدم اول بهتر است که با تعریف ساده ای از مرگ برای او داشته باشیم و به او بگوییم که ( مادر یا پدر ) فوت شده قابل برگشت نیست و از این بابت متاسفیم ولی کاری از دستمان بر نمیاید .

کودک را به خیال پردازی نندازید و اجازه دهید با واقعیت روبه رو شود و به او اطلاعات غلط و نامفهوم ندهید .

اطمینان کودک را بدست آورید و از این طریق می توانید با احساس ناامنی او مقابله کنید .

به کودک اجازه دهید که از ترس ها و آرزوها و نگرانی های خود بگوید .

مرگ را برای کودک مبهم نکنید و مراقب کلماتی که بکار می برید ، باشید و سعی کنید مشکلات را بزرگ جلوه ندهید و از گفتن خاطرات بد بپرهیزید
گریه کردن در مقابل کودک نباید بصورت هیجانی و وحشتناک باشد ؛ کودک با گریه شما متوجه می شود که فوت (پدر یا مادر) او برای شما نیز مهم و ارزشمند بوده است و این موجب اطمینان در او می شود .
درضمن به نكات ذيل عمل كنيد:
 1-    زندگي كردن بدون مادريا پدر را به اوآموزش دهيم .
2-    مرگ را براي او توجيه كرد(تعريف ساده اي از مرگ داشته باشيم )بايد براي او جريان خاتمه زندگي را توضيح داد.
3-    حتماً بايد الگوي جايگزيني يا فرد جايگزيني براي او پيدا كنيد.
4-= در انتظار نگه داشتن کودک : کودک را در انتظار نگه ندارید. نگویید بابا یا مامان به سفر دوری رفته یا قرار است کادویی برایت بفرستد. در این حالت مجبور می شوید همیشه نقش بازی کنید و با این کار با دو مشکل روبرو می شوید، یکی غم از دست دادن عزیز و دیگری صادق نبودن با کودک.
5-صحبت از بهشت و جهنم :گاهی برای تسلی کودک می گوییم فرد درگذشته به بهشت رفته و جایش بهتر از ماست. این می تواند در آینده میل به خودکشی را در کودک بیشتر کند. جمله ای مثل «خدا آدم های خوب را پیش خودش می برد» نیز باعث می شود کودک تصور کند کسانی که زنده اند، آدم های بدی هستند. تا حد امکان از دادن اطلاعاتی که برای کودک قابل فهم نیستند، بپرهیزید.
6-مسئولیت دادن به کودک :اگر کودک فرزند اول خانواده است، نباید مسئولیت سنگینی به او سپرده شود مثلا وقتی پدر خانواده فوت می کند نباید به فرزند پسرش بگویید تو مرد خانه هستی. با این مسئولیت، بار هیجانی زیادی به کودک تحمیل می شود.
7-پاک کردن خاطرات متوفی:در مراحل بحرانی تصمیم نگیرید. عوض کردن خانه یا از بین بردن وسایل فرد درگذشته، به صورت عقده ای در کودک درمی آیند و در آینده آثار خود را نشان می دهند. بعد از پایان مراسم سوگواری یک شیء کوچک مثل عکس یا ساعت متوفی را به عنوان نماد و یادبود به کوددر شرایط نامناسب و بحرانی تصمیمات مهمی نگیرید . بطور مثال : خانه را عوض نکنید و وسایل فرد مرده را از بین نبرید که این عاملی برای عقده ای شدن کودک می شود و می تواند در آینده او تاثیر بدی بگذارد .ادامه دارد......

 

چاپ این مطلب

  نكاتي درمورد نحوه برخورد با كودكان طلاق ونحوه رويارويي با مشكلات اين كودكان
ارسال کننده: a.a - 2018/02/24، 06:07 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - پاسخ (3)

1- اصولا ، کودکان طلاق ،میانه ی خوبی با درخواست های سلبی ندارند . پس كلمات: نکن ، فلان کارو نکن ، فلان چیزو نگو ، فلان جور راه نرو ، جیغ نزن ، دست توی دماغت نکن و ...(  معمولا اينگونه دستورات در اينگونه كودكان جواب نمیدهد !  متقابلا اين كاررا بكن ، تكاليفت را انجام بده ،غذايت را بخور، اتاقت را مرتب كن نيز جواب نمي دهد.چرا ؟  چون باید به این دقت کنیم که ریشه ی آن حرکت ناخوشایندی که کودک انجام میدهد چیست ؟  آیا نیاز جلب توجه است ، آیا آن کار به او آرامش میدهد ، آیا نیاز حسی است ، آیا سطح توانایی اش در همین حد است ، آیا عادتش است، آيا دستورات بصورت واضح وشفاف به او داده شده ،آيا چند درخواست بصورت همزمان به او داده شده است ؟ ... هر کدام از این موارد که باشد ، نمیتوان با گفتن یک دستور سلبی قال قضیه رو کند . به جاش بهتره اصطلاحاً گولش بزنیم ! وبه او بگيم :  اگه تونستی این کارو بکنی ( یک کار مطلوب را جایگزین کنیم ! ) مثلا وقتي با هم به بيرون مي رويد بجاي اينكه به او بگوييد دست من را بگير گم نشي به اوبگوييد لطفاً دست من را بگير من گم نشم تو مواظب من هستي من از چيزي نمي ترسم با اين كار هم به كودك حس قدرت واعتماد به نفس مي دهيد وهم او با شما همكاري مي كند. بگیمزورت میرسه به این توپه لگد بزنی ؟  اگه راست میگی و خیلی قوی هستی ، بیا کمک کن این صندلی ها رو جمع کنیم . ( تا در اثر اشتغال به فعالیتی از نوع موازی ، مشارکتی ، رقابتی ، و هر نوع دیگر ،  او را از حال و هوای حرکت ناپسندش بیرون بیاوریم بدون این که احساس کند ما روی فلان حرکت او حساس هستیم. که اگه نیاز به جلب توجه ریشه ی حرکت ناپسندش بوده باشد ، سریعا فعالیت دلخواه شما را جایگزین میکند . يا اگر به او مي گوييم اطاقت را مرتب كن بهتراست كه دقيقا به او بگوييم منظورمان از تميز كردن كدام قسمت ازاتاقش بوده است . مورد بعدي دستورات به كودك بايد هميشه قاطع بوده و كودك احساس نكند كه به قيد گريه ويا قشقرق مي تواند دستورشما را تغيير دهد وهمچنين هنگام دستور دادن حتما به چشمان كودك نگاه كنيد و از قبل براي كودك قرارداد كنيد كه چنانچه از دستور معقول شما سرپيچي كند چه عواقبي درانتظار او خواهد بود.
2- منظور از تنبيه (فيزيكي )نيست : بلكه مي تواند بصورت 1- گرفتن مزایا 2- ناديده گرفته شدن 3- محروم كردن از برنامه هاي مورد علاقه (تلوزيون ،كامپيوتر ، بازي باهمسالان )4- صندلي تنهايي ( كودك تنها بروي صندلي روبه ديوار دراتاق خودش مي نشيند وتا زماني كه والدين به او اجازه ندهند نمي تواند از اتاقش خارج شود)
.
در حقیقت از موضع قدرت و عقل برخورد کنیم و نقطه ی ضعفمون رو نشون ندیم . چرا که دیده ام خیلی از ماها علنا اونقدر واکنش شدیدی به رفتارهای کودکان نشان میدهیم که کودک هر قدر هم که كوچك باشه بازم میفهمه که نقطه ضعف ما کجاست ! هرقدر زمان كمتري روي حرفمون بمونيم دفعه بعد كودك ياد مي گيرد از چه طريق به اهدافش برسه..
3- مواظب باشیم که اونقدر این امر و نهی ها را کش ندهیم که یه وقت از اون ور بوم بیفتیم !  زیادی خودمونی شده ام نه ؟
درمورد دیسیپلین باید بگویم که شخصا هیچوقت از دستوری که داده ام چشم پوشی نمیکنم . برای همین موقعی که دستور میدهم حسابی دقت میکنم که کودک توی مودش باشه که کار منو انجام بده . اما اگه نداد از روش های shaping   شکلدهی فعالیت استفاده میکنيم و .. و ... و.... .)يعني زمانيكه از اون توقع داريم كاري براي ما انجام بده او كار را يكدفعه از اون توقع نكنيم بلكه بصورت قدم به قدم كودك را آماده انجام كنيم . دردرخواست هايتان از كودك قاطعيت داشته باشيد، میدانید یعنی چی ؟  یعنی میتوانید آنقدر به ایشان مهر بورزید که یه گوشه چشم و خم ابروی شما ، از صد تا تنبیه و کتک و شکنجه برای کودک دردناک تر باشه ... میتونین آنچنان توی رابطه ی عاطفی تان دیسیپلین اعمال کنین که تشنه ی محبتتان بکنیدش. . ...
4-شاه کلید دیسیپلین و نظم و ارتباط شما با كودك ، برقراری رابطه ی عاطفی و انسانی است :تا زمانی که نتوانید كودكتان را یک انسان با یک سری نیاز های ویژه در نظر بگیرید ومتوجه اين امر نباشيد كه مسايل كودك را از ديد او بنگريد وبا دنياي كودكانه او ارتباط برقرار كنيد ، تلاش برای برقراری دیسیپلین ، منجر به لجبازی ، یا خرد شدن اعتماد به نفس ، خود باوری ، عزت نفس ، و بوجود آمدن احساس تنفر از محیط ، بی تفاوتی و از بین رفتن تمام خصلت های روحی یک انسان سالم است  خواهد شد.
5-مهمترين مطلبي كه  بايد به آن توجه كنيد تغيير خود شماست: تا زمانيكه نتوانيد خود را تغيير دهيد نمي توانيد از كودك توقع تغييرداشته باشيد ،مهمترين گام براي يك والدين موفق ايجاد وتقويت حس آرامش وصبراست فقط كافيست يك هفته تمريناتي كه به شما مي گويم انجام دهيد بعد يك هفته متوجه تغيير در اوضاع روحيه  خود خواهيد شد، با ايجاد حس آرامش درخود خواهيد ديد كه حس آرامش وامنيت شما چگونه درخلق وخوي فرزندتان اثرگذارخواهد بود . ادامه دارد.....
 
 
 
 
 

چاپ این مطلب

  با كودك دبستاني ام چگونه ارتباط برقرار كنم؟
ارسال کننده: a.a - 2018/02/14، 11:44 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

۱-کودکاني كه تازه  مدرسه را شروع می کنند تا جهان را به شیوه های پیچیده تری نگاه کنند. در این مرحله. کودکان اغلب از تفکر عینی به سوی تفکر انعکاسی پیش می روند. نسبت به حوادث جهان منطقی تر می ا ندیشند، گرچه هنوز چشم اندازشان از محیط جنبه شخصی دارد. شروع می کنند تا دنبال دلایل بگردند و سؤالات چالش برانگیزی می پرسند.
۲) در سنین 6 تا 11 سالگی کودکان هدفمند می شوند. آنها از پیش درباره چیزی که می خواهند فکر می کنند و یا اغلب برای رسیدن به آن نقشه می ریزند.از آنجائی که شیوه ارتباطی آنان تکانشی و منطبق با نیازهایشان است درون دوست داشتنی عمیق و خردمند آنان را پوشیده نگاه می دارد.
۳-بچه های مدرسه رو به تناوب نسبت به والدین خود احساس استقلال، وابستگی، مقاومت یا حتی سرکشی دارند. این رفتار گیج کننده می تواند برای والدین کاملاً آزاردهنده باشد. کودکان گاهی روزها وابستگی خود را نشان می دهند و بعد ناگهان قشقرق راه می اندازند. اگر احساس کنند بچه گانه با آنان رفتار شده آزرده خاطر می شوند. با این حال آنها ترجیح می دهند همان دختر یا پسر کوچولوی مامان باشند.
۴- سؤالات بچه مدرسه ای ها والدین را به شک می اندازد و از آنها انتقاد می کند. آنها دیگر فکر نمی کنند والدین یگانه مظاهر قدرت هستند. این نوع پرسش کردن طبیعی و نشانه رشد تفکر نقادانه در آنها است. به نظر می رسد کسانی را که بیش از همه دوست می دارند طرد می کنند یا از آنان دور می شوند.
۵-کودکان الگوهای ارتباطی خود را در تعامل با محیط شکل می دهند. کودکان خردسالتر معمولاً به یک شیوه بحث می کنند بدون اینکه در نظر بگیرند کجا یا با که هستند. با بزرگتر شدن و دور شدن از خانه، الگوهای گفتاری آنها با تبعیت از دوستان، رسانه ها و مجامع عمومی تنوع می یابد.
۶- بچه های مدرسه افکارشان را خصوصی می دانند. در این دوره حتی وقتی روابط مثبتی میان کودک و والدین وجود داشته باشد، کودک تلاش می کند افکارش را برای خود نگاه دارد. اینک زمانی است که زندگی خارج از خانه با زندگی خانوادگی او رقابت می کند.
۷- حس شوخ طبعی در کودکان 6 تا 11ساله بیشتر شکل می گیرد. آنها از گفتن مطالب خنده دار و سر به سر گذاشتن و بازی های پیچیده تر لذت می برند آنها می توانند مطالب پیچیده تر رسانه ها را درک کنند و قواعد و اصول بازی ها را تجلیل نمایند.
شما چگونه ارتباط برقرار کنید:
۱- وقتی را پیدا کنید تا با او حرف بزنید، در مقایسه با یک کودک پیش دبستانی شما فرصت زیادی برای صحبت کردن با کودک دبستانی خود ندارید. با بزرگتر شدن کودک، او کمتر به سراغ شما می آید، بنابراین شما باید تلاش مخصوصی به عمل آورید تا بتوانید اوقاتی را با او بگذرانید.
۲- با کودکان سنین مدرسه بالغانه صحبت کنید. آنها دوست دارند بزرگ شدنشان را تأیید کنیم. به آنها برمی خورد اگر احساس کنند مانند بچه ها با آنها صحبت می شود (حتی اگر مانند کودکان رفتار کنند) به جای ”چند بار باید بهت بگم مشقت را بنویس؟!“ بگوئید: ”فکر کنم مشق داشته باشی، کی می خوای اونها را شروع کنی؟“
۳-با کودک خود محترمانه برخورد کنید. یک راه برای درک کودک و نیازهایش کمک گرفتن از خود اوست. اگر شما تصدیق کنید که فرزندتان اطلاعاتی دارد که شما ندارید، او خواهد فهمید که به او احترام می گذارید. یا اینکه تصمیم گیرنده نهائی شما هستید.
۴- از کودکان مدرسه به جای سؤالات کلی، پرسش های مشخصی بپرسید. به جای پرسیدن سؤالاتی مثل: ”مدرسه چه طور بود؟“ می توانید بپرسید: ”معلمتون راجع به تحقیقت چیزی گفت؟“ همچنین از پرسیدن سؤالات جهت دار بپرهیزید، به جای: ”فکر می کنی این جوری صحبت کردن با یک بزرگتر درسته؟“ بگوئید: ”خیلی عصبانی می شم وقتی با این لحن با من حرف می زنی“.
۵- به حرف های کودک گوش فرا دهید بدون آنکه آنها را تکذیب کنید. به جای اینکه بگوئید: ”چه مسخره!“ به سادگی می توانید بگوئید: ”هوم!“ یا ”واقعاً“ سپس سؤالات مشخصی را بر مبنای موقعیتی که کودک توصیف کرده است بپرسید.
۶- آنچه کودک می گوید تکرار کنید، اما بالغانه تر، شما می توانید جملات او را به شکل یک سؤال منعکس کنید. به این صورت که: ”آیا من درست فهمیدم؟“ با این روش شما به هوش و فهم کودکتان احترام گذاشته و باعث شده اید احساس کند او را می فهمید و تشویقش می کنید تا بیشتر صحبت کند.
۷- کمی بخندید و اشتباهات خود را بپذیرید. گاهی، شوخ طبعی بهترین راه برای رفع یک درگیری، یا واکنش نشان دادن به خواسته یا ناراحتی کودک است همچنین می توانید از فرزند خود کمک بخواهید تا مشکل رفع شود. بچه ها عاشق این هستند که از والدین بشنوند که اشتباه کرده اند وقتی خطائی مرتکب می شوید اقرار کنید و بگوئید: ”خرابکاری کردم، نه؟ می شه با هم کمک کنیم تا یه جوری اوضاع را درست کنیم؟“
۸- برای قانونگذاری و تعیین محدودیت ها برای کودک از خود او کمک بگیرید. وقتی لازم است به او ”نه“ بگوئید از گفتن نهراسید اما با ذکر دلیل، او نیز می تواند قوانینی را وضع کند. برای مثال از کودک بخواهید تا ساعت موجهی را برای انجام تکالیف مدرسه مشخص کند. دکتر گیلیان مک نامی توصیه می کند از کودک بخواهید رئیس تصمیم گیری در این مورد باشد که (با توجه به دستورات آموزگار) چه کمکی باید به او شود، چه قدر و کی. به این ترتیب، کودک احساس می کند بر دنیای خود تسلط دارد.
۹- ارتباط کلامی خود را با فرزندتان حفظ کنید. حتی وقتی او تمایلی ندارد. دکتر مایکل تامپسون می گوید: ”ممکن است گاهی شما احساس کنید نزد فرزندتان بی اعتبار هستید“. در چنین شرایطی اگر سکوت کنید، یا شخصاً واکنش های تکانشی بروز بدهید اوضاع خیلی بدتر پیش می رود. اما به یاد داشته باشید آنها اغلب دارند سعی می کنند استقلال خود را تثبیت کنند.
 

چاپ این مطلب

  چند نكته كه جهت بهبود وضعيت تحصيلي پيشنهاد ميشود:
ارسال کننده: a.a - 2018/02/10، 07:32 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

اهداف والدين براي تربيت مشخص است : پرورش وتربيت يك انسان شاد وراستگو،اخلاق گرا، سودمند وموثر ومستقل

والدين گرامي ، لطفا جهت بهبود وضعيت تحصيلي  فرزندتان به موارد زير عمل كنيد:
1- بوسیله متخصص از سلامتی چشم و گوش کودک مطمئن شوید .
2- درهنگام انجام تكاليف سعي كنيد ، فضای آرام و بدون تشنج را در خانه فراهم کنید .
3- اوقاتی را به باز کردن با کودک و شوخی کردن با او اختصاص دهید .
4- براي رفع خستگي کودک را درايام تعطيل به پارک ، سینما ، باغ وحش و سایر جاهای دیدنی ببرید .
5- سعی کنید اوقاتی را کودک به بازی بپردازد  .
6- کودک را تشویق کنید درباره خودش ، خاطرات مدرسه و چیزهای مورد علاقه اش با شما صحبت کند .
7- از سرزنش کردن و ایراد گرفتن و نصیحت بپرهیزید و به جای آن هر وقت کار مثبتی انجام می دهد اورا تشويق کنید .
8- به سوالات کودک شفاف وجزئي ساده و روشن و کوتاه جواب دهید كودكان مفاهيم كلي را متوجه نمي شوند .
9- نقاط قوت کودک را در درسها ، بازیها و سایر کارها به رخش بکشید و تمجید کنید .
10- با دادن برخی مسولیتها به کودک حس استقلال و اعتماد به نفس او را تشویق کنید .
11- سعي كنيد مفاهيم تربيتي را درقالب نمايش ويا قصه گويي به او بياموزيد.
12- در منزل کتاب یا روزنامه بخوانید و سعی کنید فرزندتان خواندن علاقمندانه و مشتاقانه شما را ببیند .
13- به اندازه کافی اسباب بازیهای ساده و خوب برای کودک تهیه کنید واز آنها به عنوان ابزار تشويق استفاده كنيد .
14- به کودک یاد بدهید که کتاب تنها وسیله خواندن نیست بلکه میتوان ازروزنامه ، تابلوهای راهنمایی ، تابلوهای مغازه نیز برای خواندن استفاده کرد .
15- با مدیر و معلم کودک ارتباط مهرآمیزی برقرار کنید و وضع کودکتان را در مدرسه جویا شوید .
16- پیشرفت کودک را بدون اینکه مکررا از او سوال کنید پی گیری نمائید .
17- برای محل مطالعه کودک اطاق ، نور ، صندلی ، میز و سایر لوازم را تهیه کنید .
18- سعی کنید درمقابل كودك از الفاظ زشت استفاده نكنيد .
19- برای اطمینان از سلامتی کودک همیشه او را تحت کنترل پزشک  وانجام آزمايشات دوره اي قراردهيد .
20- كودك را با القابي كه سبب كاهش اعتماد به نفس او ميشود صدا نكنيد وبجاي كلماتي كه بارمنفي دارند از كلمات با بار مثبت استفاده كنيد .
 
 

چاپ این مطلب

  سوال تربيتي كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/29، 09:02 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

من مادر دوپسر10ماهه و7ساله هستم آدم بانظم ومسءولیت پذیر هستم اماپسرم چه درمدرسه وچه درخانه بی نظم وشلخته است وهرروزتاجایی که لازمه بهش کاراشو یادآوری میکنم اما باز گوش نمیدهد ازدست این همه شلختگی واقعا خسته شدم ودیگر نمیدانم چطور باهاش رفتار کنم لطفا راهنماییم کنید باتشکرازشما؟؟؟؟
پاسخ : مهمترين نكته درروش هاي تربيتي بايد مد نظر داشت وهميشه مورد تاكيد بوده الگو برداري كودكان از والدين وهمسالان بوده كه كودكان دربيشتر مواقع رفتارهاي خود را از طريق الگوبرداري  مي آموزند وانجام مي دهند با توجه به اينكه شما فرد منظمي هستيد شايد بتوان به دلايل ديگر نيز تاكيد كرد مثل يادگيري از همسالان وغيره و درضمن
درزمينه شلختگي ورفتارهاي بي نظمي مي توان از  روش هاي اصلاح رفتار مثل روش شكل دهي استفاده كرد يعني شما به مرور زمان براي شكل گرفتن آن رفتار مورد نظر از نظم دهي كوچك شروع كرده وبه مرور زمان رفتار كودك را به رفتار دلخواه نزديك مي كنيد تا درنهايتا به رفتار ايده آل نزديك شويد ورعايت موارد ذيل مي تواند كارساز باشد:

.
آموزش‌ها: یعنی باید به كودكان آموزش دهیم تا در دنیای جدید بدون سردرگمی زندگی كند بدون ايجاد بي نظمي.(قصه گويي)
2-ذكرات: باید از انضباط برای كودكان تعریف كرده و آن را لازمه‌ی موفقیت بدانیم.
 3-تهیه مقررات: تهیه مقررات و تنظیم آن به كودكان یك كار اساسی است و باید قوانین منطقی در نظر بگیریم واجراي آن را جدي بگيريم .
4-جنبه الگویی: باید برای كودكان  الگو بوده و عامل و مجری نظم باشیم و اگر خود منظم نباشیم انتظار نظم از كودك بیهوده است .
5. تنظیم برنامه: باید سعی كنیم با برنامه‌ای به زندگی كودكان نظم ببخشیم.
6.نشان دادن آثار: كودكان را باید از فواید نظم و زیان های بی نظمی آگاه كنیم.
 7.سپردن مسولیت: باید مسئولیت‌هایی در رابطه با نظم به كودكان بسپاریم برای مثال: مسولیت نظم اتاق   
8.زمینه سازی برای عادات: اگر بتوان رعایت نظم را بخشی از زندگی كودك كرد در آن صورت به آن عادت خواهد كرد.

علاوه براين موارد مي توانيد درزمينه حذف رفتار نامطلوب از روش هاي ذيل استفاده كنيد:

1.خاموشی :

برای اینكه رفتار نامطلوب كودكان ادامه نیابد می‌بایست  شرایط طوری فراهم شود كه برای انجام دادن آن رفتار نا مطلوب پاداشی دریافت نكند.
 
 2 . اشباع :   
 رفتار نامطلوب كودكان به مدت طولانی تقویت می‌شود تا دانش‌آموز اشباع شود و احتمال تكرار آن كاهش یابد یعنی درست برعكس خاموشی و این روش بر خلاف تنبیه عوارض جانبی ندارد.
 
3 . تقویت رفتار مغایر :
 رفتاری را كه مغایر با رفتار نامطلوب است تقویت می‌كنیم كه خود از یك اصل روانشناسی ناشی می‌شود كه انسان نمی تواند خود را همزمان روی دو رویداد مخصوصا اگر مغایر باشد متمركز كند.
 
4. محروم كردن :
یعنی كودك به خاطر رفتار نامطلوبی كه انجام داده است از دریافت تقویتی محروم می شود برای مثال كودكي  كه به كلاس علاقه دارد به خاطر بی نظمی از كلاس اخراج می‌شود.
 
 5  . جریمه كردن :
 یعنی كم كردن مقداری از عامل تقویت كنند به دلیل انجام رفتار نامطلوب برای مثال كم كردن تفريحات به دلیل شیطنت یا بی نظمی

چاپ این مطلب