مهمان گرامی، خوش‌آمدید!
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.

نام کاربری
  

گذرواژه‌
  





جستجوی انجمن‌ها

(جستجوی پیشرفته)

آمار انجمن
» اعضا: 12,818
» آخرین عضو: ojecyzog
» موضوعات انجمن: 87
» ارسال‌های انجمن: 98

آمار کامل

کاربران آنلاین
در حال حاضر 26 کاربر آنلاین وجود دارد.
» 1 عضو | 25 مهمان
tamesamand

آخرین موضوع‌ها
Candy Crush Soda Cheat 11...
انجمن: سوالات تربيتي والدين
آخرین ارسال توسط: tamesamand
16 دقیقه‌ی پیش
» پاسخ: 0
» بازدید: 2
Agar.Io Hack To Get Bigge...
انجمن: سوالات تربيتي والدين
آخرین ارسال توسط: tamesamand
20 دقیقه‌ی پیش
» پاسخ: 0
» بازدید: 2
World Of Tanks Cheat For ...
انجمن: سوالات تربيتي والدين
آخرین ارسال توسط: tamesamand
29 دقیقه‌ی پیش
» پاسخ: 0
» بازدید: 2
Top Eleven Hack Tokens Fr...
انجمن: سوالات تربيتي والدين
آخرین ارسال توسط: tamesamand
33 دقیقه‌ی پیش
» پاسخ: 0
» بازدید: 4
Cheat Shadow Fight 2 Andr...
انجمن: سوالات تربيتي والدين
آخرین ارسال توسط: tamesamand
37 دقیقه‌ی پیش
» پاسخ: 0
» بازدید: 6
Clash Royale Cards Shop. ...
انجمن: سوالات تربيتي والدين
آخرین ارسال توسط: tamesamand
50 دقیقه‌ی پیش
» پاسخ: 0
» بازدید: 4
Monster Legends Hack App ...
انجمن: سوالات تربيتي والدين
آخرین ارسال توسط: tamesamand
54 دقیقه‌ی پیش
» پاسخ: 0
» بازدید: 3
Cheat Megapolis Hack. Meg...
انجمن: سوالات تربيتي والدين
آخرین ارسال توسط: tamesamand
58 دقیقه‌ی پیش
» پاسخ: 0
» بازدید: 1
Kanal
انجمن: سوالات تربيتي والدين
آخرین ارسال توسط: tamesamand
4 ساعت پیش
» پاسخ: 4
» بازدید: 277
آشنایی با بازی های فکری و...
انجمن: انجمن اختلالات جنسي كودكان
آخرین ارسال توسط: aliakbarq
2018/11/13، 03:25 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 65

 
  آثار روحي مرگ والدين وتاثير آن بر كودكان دبستاني
ارسال کننده: a.a - 2018/02/27، 06:41 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

مرگ همواره از بزرگترین عوامل ایجاد فشار و استرس است که اگر با مرگ مادر یا پدر همراه شود ، از سخت ترین حوادثی است که در آینده کودک تاثیر می گذارد که حمایت از کودک در این شرایط بسیار نقش موثری داردناراحتی این افراد با عنوان سایكو سوماتیك (ناراحتی های جسمانی با منشأ روانی) گفته می شود.  . کودکان تا قبل از دبستان ، مرگ را قابل برگشت می دانند و تصوری ندارند که مادرويا پدر او فوت شده و دیگر برنمی گردد .

کودکان در سنین مختلف برداشت ها و واکنش های مختلفی نسبت به موضوع مرگ دارند. آنها با توجه به میزان رشد و شناخت ذهنی خود از دنیا و وقایع پیرامون خود، عکس العمل ها و رفتارهای متفاوتی را بعد از مواجهه با مرگ از خود نشان می دهند. مخصوصا که مرگ در مورد یکی از اعضای خانواده و نزدیکان او اتفاق افتاده باشد
واکنش پدر یا مادر بازمانده نسبت به مرگ همسرش می‌تواند نقش مهمی در کنترل آشفتگی روانی کودک ایفا کندتلاش پدر یا مادر بازمانده برای حفظ رابطه مطلوب با فرزند داغدارش، سطح آشفتگی روانی را در کودکان کاهش مي دهد.
سوگواری در کودکان دبستانی سوگواری کردن به‌خاطر مرگ پدر یا مادر، نوعی واکنش روانی سالم و طبیعی نسبت به این حادثه است. بنابراین، کودکان هم دقیقا مانند بزرگسالان باید فرآیند سوگواری خودشان را به‌طور کامل بگذرانند.
کودکان دبستانی بعد از مرگ پدر یا مادر با این احساسات مواجه می‌شوند: شوک عاطفی و احساس فاصله‌گیری از دیگران که به آنان کمک می‌کند با درد سنگین ناشی از فقدان پدر یا مادر کنار بیایند؛ رفتارهای واپس‌گرایانه، مثل جدا شدن سخت از بعضی نزدیکان؛ رفتارهای انفجاری، مثل عصبانیت یا تکرار سوال‌های ثابت که به‌علت درک نکردن حادثه به‌وجود می‌آیند.
 اثرات منفی روان‌شناختی ناشی از مرگ پدر یا مادر معمولا پس از پایان فرآیند سوگواری و برگشتن کودک به روند طبیعی زندگی هم ادامه پیدا می‌کنند. در بدترین حالت، کودک همیشه احساس درد یا فقدان را لمس می‌کند، عزت نفسش خدشه‌دار می‌شود و در برقراری روابط با انسان‌های تازه به مشکل برمی‌خورد.
واكنش هاي كودك درمقابل مرگ يكي از عزيزان:
1-انکار در وهله اول و بعد دچار بهت زدگی و سپس ترس از این موضوع می شود.2 – بی تفاوتی آشکار نسبت به این اتفاق؛ تا جایی که برای اطرافیان کودک این رفتار او عجیب و ظالمانه به نظر می رسد. چون او را نسبت به فرد متوفی و از دست رفتنش کاملا سرد و بی احساس می بینند. در حالی که این واکنش به صورت ناخودآگاه و برای حفاظت از سلامت روانی اش از کودک سر می زند. – تغییرات فیزیولوژیکی که در کودک رخ می دهد شامل3- خستگی، بی اشتهایی، بی خوابی و… – غلیان هیجانات که شامل برون ریزی های شدید احساسات، خشم، احساس گناه که به صورت اغراق شده در کودک دیده می شود. در زمینه تاثیرات کوتاه مدت مرگ والدین نشان می دهد بین مرگ والدین وبروز اختلالات روانی در کودک ،چند هفته پس از مرگ والدین رابطه ی شدید هست.در تحقیقاتی نشان داده شده واکنش فوری کودکان به مرگ عزیزان عبارتند از 4-اضطراب شدید ،گریه و بداخلاقی ،وابستگی شدید، مشکلات مرتبط با جدایی، افزایش پرخاشگری ،کابوس و مشکلات خواب، ترس ازمصدومیت، مشکلات مرتبط با توالت رفتن، بی اشتهایی بی قراری، از دست دادن تمرکز حواس و مشکلات یادگیری.
كودکان با مرگ مادر دچار شوک عاطفی می شوند و از دیگران فاصله می گیرند .
پيشنهادات:
در قدم اول بهتر است که با تعریف ساده ای از مرگ برای او داشته باشیم و به او بگوییم که ( مادر یا پدر ) فوت شده قابل برگشت نیست و از این بابت متاسفیم ولی کاری از دستمان بر نمیاید .

کودک را به خیال پردازی نندازید و اجازه دهید با واقعیت روبه رو شود و به او اطلاعات غلط و نامفهوم ندهید .

اطمینان کودک را بدست آورید و از این طریق می توانید با احساس ناامنی او مقابله کنید .

به کودک اجازه دهید که از ترس ها و آرزوها و نگرانی های خود بگوید .

مرگ را برای کودک مبهم نکنید و مراقب کلماتی که بکار می برید ، باشید و سعی کنید مشکلات را بزرگ جلوه ندهید و از گفتن خاطرات بد بپرهیزید
گریه کردن در مقابل کودک نباید بصورت هیجانی و وحشتناک باشد ؛ کودک با گریه شما متوجه می شود که فوت (پدر یا مادر) او برای شما نیز مهم و ارزشمند بوده است و این موجب اطمینان در او می شود .
درضمن به نكات ذيل عمل كنيد:
 1-    زندگي كردن بدون مادريا پدر را به اوآموزش دهيم .
2-    مرگ را براي او توجيه كرد(تعريف ساده اي از مرگ داشته باشيم )بايد براي او جريان خاتمه زندگي را توضيح داد.
3-    حتماً بايد الگوي جايگزيني يا فرد جايگزيني براي او پيدا كنيد.
4-= در انتظار نگه داشتن کودک : کودک را در انتظار نگه ندارید. نگویید بابا یا مامان به سفر دوری رفته یا قرار است کادویی برایت بفرستد. در این حالت مجبور می شوید همیشه نقش بازی کنید و با این کار با دو مشکل روبرو می شوید، یکی غم از دست دادن عزیز و دیگری صادق نبودن با کودک.
5-صحبت از بهشت و جهنم :گاهی برای تسلی کودک می گوییم فرد درگذشته به بهشت رفته و جایش بهتر از ماست. این می تواند در آینده میل به خودکشی را در کودک بیشتر کند. جمله ای مثل «خدا آدم های خوب را پیش خودش می برد» نیز باعث می شود کودک تصور کند کسانی که زنده اند، آدم های بدی هستند. تا حد امکان از دادن اطلاعاتی که برای کودک قابل فهم نیستند، بپرهیزید.
6-مسئولیت دادن به کودک :اگر کودک فرزند اول خانواده است، نباید مسئولیت سنگینی به او سپرده شود مثلا وقتی پدر خانواده فوت می کند نباید به فرزند پسرش بگویید تو مرد خانه هستی. با این مسئولیت، بار هیجانی زیادی به کودک تحمیل می شود.
7-پاک کردن خاطرات متوفی:در مراحل بحرانی تصمیم نگیرید. عوض کردن خانه یا از بین بردن وسایل فرد درگذشته، به صورت عقده ای در کودک درمی آیند و در آینده آثار خود را نشان می دهند. بعد از پایان مراسم سوگواری یک شیء کوچک مثل عکس یا ساعت متوفی را به عنوان نماد و یادبود به کوددر شرایط نامناسب و بحرانی تصمیمات مهمی نگیرید . بطور مثال : خانه را عوض نکنید و وسایل فرد مرده را از بین نبرید که این عاملی برای عقده ای شدن کودک می شود و می تواند در آینده او تاثیر بدی بگذارد .ادامه دارد......

 

چاپ این مطلب

  نكاتي درمورد نحوه برخورد با كودكان طلاق ونحوه رويارويي با مشكلات اين كودكان
ارسال کننده: a.a - 2018/02/24، 06:07 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - پاسخ (8)

1- اصولا ، کودکان طلاق ،میانه ی خوبی با درخواست های سلبی ندارند . پس كلمات: نکن ، فلان کارو نکن ، فلان چیزو نگو ، فلان جور راه نرو ، جیغ نزن ، دست توی دماغت نکن و ...(  معمولا اينگونه دستورات در اينگونه كودكان جواب نمیدهد !  متقابلا اين كاررا بكن ، تكاليفت را انجام بده ،غذايت را بخور، اتاقت را مرتب كن نيز جواب نمي دهد.چرا ؟  چون باید به این دقت کنیم که ریشه ی آن حرکت ناخوشایندی که کودک انجام میدهد چیست ؟  آیا نیاز جلب توجه است ، آیا آن کار به او آرامش میدهد ، آیا نیاز حسی است ، آیا سطح توانایی اش در همین حد است ، آیا عادتش است، آيا دستورات بصورت واضح وشفاف به او داده شده ،آيا چند درخواست بصورت همزمان به او داده شده است ؟ ... هر کدام از این موارد که باشد ، نمیتوان با گفتن یک دستور سلبی قال قضیه رو کند . به جاش بهتره اصطلاحاً گولش بزنیم ! وبه او بگيم :  اگه تونستی این کارو بکنی ( یک کار مطلوب را جایگزین کنیم ! ) مثلا وقتي با هم به بيرون مي رويد بجاي اينكه به او بگوييد دست من را بگير گم نشي به اوبگوييد لطفاً دست من را بگير من گم نشم تو مواظب من هستي من از چيزي نمي ترسم با اين كار هم به كودك حس قدرت واعتماد به نفس مي دهيد وهم او با شما همكاري مي كند. بگیمزورت میرسه به این توپه لگد بزنی ؟  اگه راست میگی و خیلی قوی هستی ، بیا کمک کن این صندلی ها رو جمع کنیم . ( تا در اثر اشتغال به فعالیتی از نوع موازی ، مشارکتی ، رقابتی ، و هر نوع دیگر ،  او را از حال و هوای حرکت ناپسندش بیرون بیاوریم بدون این که احساس کند ما روی فلان حرکت او حساس هستیم. که اگه نیاز به جلب توجه ریشه ی حرکت ناپسندش بوده باشد ، سریعا فعالیت دلخواه شما را جایگزین میکند . يا اگر به او مي گوييم اطاقت را مرتب كن بهتراست كه دقيقا به او بگوييم منظورمان از تميز كردن كدام قسمت ازاتاقش بوده است . مورد بعدي دستورات به كودك بايد هميشه قاطع بوده و كودك احساس نكند كه به قيد گريه ويا قشقرق مي تواند دستورشما را تغيير دهد وهمچنين هنگام دستور دادن حتما به چشمان كودك نگاه كنيد و از قبل براي كودك قرارداد كنيد كه چنانچه از دستور معقول شما سرپيچي كند چه عواقبي درانتظار او خواهد بود.
2- منظور از تنبيه (فيزيكي )نيست : بلكه مي تواند بصورت 1- گرفتن مزایا 2- ناديده گرفته شدن 3- محروم كردن از برنامه هاي مورد علاقه (تلوزيون ،كامپيوتر ، بازي باهمسالان )4- صندلي تنهايي ( كودك تنها بروي صندلي روبه ديوار دراتاق خودش مي نشيند وتا زماني كه والدين به او اجازه ندهند نمي تواند از اتاقش خارج شود)
.
در حقیقت از موضع قدرت و عقل برخورد کنیم و نقطه ی ضعفمون رو نشون ندیم . چرا که دیده ام خیلی از ماها علنا اونقدر واکنش شدیدی به رفتارهای کودکان نشان میدهیم که کودک هر قدر هم که كوچك باشه بازم میفهمه که نقطه ضعف ما کجاست ! هرقدر زمان كمتري روي حرفمون بمونيم دفعه بعد كودك ياد مي گيرد از چه طريق به اهدافش برسه..
3- مواظب باشیم که اونقدر این امر و نهی ها را کش ندهیم که یه وقت از اون ور بوم بیفتیم !  زیادی خودمونی شده ام نه ؟
درمورد دیسیپلین باید بگویم که شخصا هیچوقت از دستوری که داده ام چشم پوشی نمیکنم . برای همین موقعی که دستور میدهم حسابی دقت میکنم که کودک توی مودش باشه که کار منو انجام بده . اما اگه نداد از روش های shaping   شکلدهی فعالیت استفاده میکنيم و .. و ... و.... .)يعني زمانيكه از اون توقع داريم كاري براي ما انجام بده او كار را يكدفعه از اون توقع نكنيم بلكه بصورت قدم به قدم كودك را آماده انجام كنيم . دردرخواست هايتان از كودك قاطعيت داشته باشيد، میدانید یعنی چی ؟  یعنی میتوانید آنقدر به ایشان مهر بورزید که یه گوشه چشم و خم ابروی شما ، از صد تا تنبیه و کتک و شکنجه برای کودک دردناک تر باشه ... میتونین آنچنان توی رابطه ی عاطفی تان دیسیپلین اعمال کنین که تشنه ی محبتتان بکنیدش. . ...
4-شاه کلید دیسیپلین و نظم و ارتباط شما با كودك ، برقراری رابطه ی عاطفی و انسانی است :تا زمانی که نتوانید كودكتان را یک انسان با یک سری نیاز های ویژه در نظر بگیرید ومتوجه اين امر نباشيد كه مسايل كودك را از ديد او بنگريد وبا دنياي كودكانه او ارتباط برقرار كنيد ، تلاش برای برقراری دیسیپلین ، منجر به لجبازی ، یا خرد شدن اعتماد به نفس ، خود باوری ، عزت نفس ، و بوجود آمدن احساس تنفر از محیط ، بی تفاوتی و از بین رفتن تمام خصلت های روحی یک انسان سالم است  خواهد شد.
5-مهمترين مطلبي كه  بايد به آن توجه كنيد تغيير خود شماست: تا زمانيكه نتوانيد خود را تغيير دهيد نمي توانيد از كودك توقع تغييرداشته باشيد ،مهمترين گام براي يك والدين موفق ايجاد وتقويت حس آرامش وصبراست فقط كافيست يك هفته تمريناتي كه به شما مي گويم انجام دهيد بعد يك هفته متوجه تغيير در اوضاع روحيه  خود خواهيد شد، با ايجاد حس آرامش درخود خواهيد ديد كه حس آرامش وامنيت شما چگونه درخلق وخوي فرزندتان اثرگذارخواهد بود . ادامه دارد.....
 
 
 
 
 

چاپ این مطلب

  با كودك دبستاني ام چگونه ارتباط برقرار كنم؟
ارسال کننده: a.a - 2018/02/14، 11:44 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

۱-کودکاني كه تازه  مدرسه را شروع می کنند تا جهان را به شیوه های پیچیده تری نگاه کنند. در این مرحله. کودکان اغلب از تفکر عینی به سوی تفکر انعکاسی پیش می روند. نسبت به حوادث جهان منطقی تر می ا ندیشند، گرچه هنوز چشم اندازشان از محیط جنبه شخصی دارد. شروع می کنند تا دنبال دلایل بگردند و سؤالات چالش برانگیزی می پرسند.
۲) در سنین 6 تا 11 سالگی کودکان هدفمند می شوند. آنها از پیش درباره چیزی که می خواهند فکر می کنند و یا اغلب برای رسیدن به آن نقشه می ریزند.از آنجائی که شیوه ارتباطی آنان تکانشی و منطبق با نیازهایشان است درون دوست داشتنی عمیق و خردمند آنان را پوشیده نگاه می دارد.
۳-بچه های مدرسه رو به تناوب نسبت به والدین خود احساس استقلال، وابستگی، مقاومت یا حتی سرکشی دارند. این رفتار گیج کننده می تواند برای والدین کاملاً آزاردهنده باشد. کودکان گاهی روزها وابستگی خود را نشان می دهند و بعد ناگهان قشقرق راه می اندازند. اگر احساس کنند بچه گانه با آنان رفتار شده آزرده خاطر می شوند. با این حال آنها ترجیح می دهند همان دختر یا پسر کوچولوی مامان باشند.
۴- سؤالات بچه مدرسه ای ها والدین را به شک می اندازد و از آنها انتقاد می کند. آنها دیگر فکر نمی کنند والدین یگانه مظاهر قدرت هستند. این نوع پرسش کردن طبیعی و نشانه رشد تفکر نقادانه در آنها است. به نظر می رسد کسانی را که بیش از همه دوست می دارند طرد می کنند یا از آنان دور می شوند.
۵-کودکان الگوهای ارتباطی خود را در تعامل با محیط شکل می دهند. کودکان خردسالتر معمولاً به یک شیوه بحث می کنند بدون اینکه در نظر بگیرند کجا یا با که هستند. با بزرگتر شدن و دور شدن از خانه، الگوهای گفتاری آنها با تبعیت از دوستان، رسانه ها و مجامع عمومی تنوع می یابد.
۶- بچه های مدرسه افکارشان را خصوصی می دانند. در این دوره حتی وقتی روابط مثبتی میان کودک و والدین وجود داشته باشد، کودک تلاش می کند افکارش را برای خود نگاه دارد. اینک زمانی است که زندگی خارج از خانه با زندگی خانوادگی او رقابت می کند.
۷- حس شوخ طبعی در کودکان 6 تا 11ساله بیشتر شکل می گیرد. آنها از گفتن مطالب خنده دار و سر به سر گذاشتن و بازی های پیچیده تر لذت می برند آنها می توانند مطالب پیچیده تر رسانه ها را درک کنند و قواعد و اصول بازی ها را تجلیل نمایند.
شما چگونه ارتباط برقرار کنید:
۱- وقتی را پیدا کنید تا با او حرف بزنید، در مقایسه با یک کودک پیش دبستانی شما فرصت زیادی برای صحبت کردن با کودک دبستانی خود ندارید. با بزرگتر شدن کودک، او کمتر به سراغ شما می آید، بنابراین شما باید تلاش مخصوصی به عمل آورید تا بتوانید اوقاتی را با او بگذرانید.
۲- با کودکان سنین مدرسه بالغانه صحبت کنید. آنها دوست دارند بزرگ شدنشان را تأیید کنیم. به آنها برمی خورد اگر احساس کنند مانند بچه ها با آنها صحبت می شود (حتی اگر مانند کودکان رفتار کنند) به جای ”چند بار باید بهت بگم مشقت را بنویس؟!“ بگوئید: ”فکر کنم مشق داشته باشی، کی می خوای اونها را شروع کنی؟“
۳-با کودک خود محترمانه برخورد کنید. یک راه برای درک کودک و نیازهایش کمک گرفتن از خود اوست. اگر شما تصدیق کنید که فرزندتان اطلاعاتی دارد که شما ندارید، او خواهد فهمید که به او احترام می گذارید. یا اینکه تصمیم گیرنده نهائی شما هستید.
۴- از کودکان مدرسه به جای سؤالات کلی، پرسش های مشخصی بپرسید. به جای پرسیدن سؤالاتی مثل: ”مدرسه چه طور بود؟“ می توانید بپرسید: ”معلمتون راجع به تحقیقت چیزی گفت؟“ همچنین از پرسیدن سؤالات جهت دار بپرهیزید، به جای: ”فکر می کنی این جوری صحبت کردن با یک بزرگتر درسته؟“ بگوئید: ”خیلی عصبانی می شم وقتی با این لحن با من حرف می زنی“.
۵- به حرف های کودک گوش فرا دهید بدون آنکه آنها را تکذیب کنید. به جای اینکه بگوئید: ”چه مسخره!“ به سادگی می توانید بگوئید: ”هوم!“ یا ”واقعاً“ سپس سؤالات مشخصی را بر مبنای موقعیتی که کودک توصیف کرده است بپرسید.
۶- آنچه کودک می گوید تکرار کنید، اما بالغانه تر، شما می توانید جملات او را به شکل یک سؤال منعکس کنید. به این صورت که: ”آیا من درست فهمیدم؟“ با این روش شما به هوش و فهم کودکتان احترام گذاشته و باعث شده اید احساس کند او را می فهمید و تشویقش می کنید تا بیشتر صحبت کند.
۷- کمی بخندید و اشتباهات خود را بپذیرید. گاهی، شوخ طبعی بهترین راه برای رفع یک درگیری، یا واکنش نشان دادن به خواسته یا ناراحتی کودک است همچنین می توانید از فرزند خود کمک بخواهید تا مشکل رفع شود. بچه ها عاشق این هستند که از والدین بشنوند که اشتباه کرده اند وقتی خطائی مرتکب می شوید اقرار کنید و بگوئید: ”خرابکاری کردم، نه؟ می شه با هم کمک کنیم تا یه جوری اوضاع را درست کنیم؟“
۸- برای قانونگذاری و تعیین محدودیت ها برای کودک از خود او کمک بگیرید. وقتی لازم است به او ”نه“ بگوئید از گفتن نهراسید اما با ذکر دلیل، او نیز می تواند قوانینی را وضع کند. برای مثال از کودک بخواهید تا ساعت موجهی را برای انجام تکالیف مدرسه مشخص کند. دکتر گیلیان مک نامی توصیه می کند از کودک بخواهید رئیس تصمیم گیری در این مورد باشد که (با توجه به دستورات آموزگار) چه کمکی باید به او شود، چه قدر و کی. به این ترتیب، کودک احساس می کند بر دنیای خود تسلط دارد.
۹- ارتباط کلامی خود را با فرزندتان حفظ کنید. حتی وقتی او تمایلی ندارد. دکتر مایکل تامپسون می گوید: ”ممکن است گاهی شما احساس کنید نزد فرزندتان بی اعتبار هستید“. در چنین شرایطی اگر سکوت کنید، یا شخصاً واکنش های تکانشی بروز بدهید اوضاع خیلی بدتر پیش می رود. اما به یاد داشته باشید آنها اغلب دارند سعی می کنند استقلال خود را تثبیت کنند.
 

چاپ این مطلب

  چند نكته كه جهت بهبود وضعيت تحصيلي پيشنهاد ميشود:
ارسال کننده: a.a - 2018/02/10، 07:32 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

اهداف والدين براي تربيت مشخص است : پرورش وتربيت يك انسان شاد وراستگو،اخلاق گرا، سودمند وموثر ومستقل

والدين گرامي ، لطفا جهت بهبود وضعيت تحصيلي  فرزندتان به موارد زير عمل كنيد:
1- بوسیله متخصص از سلامتی چشم و گوش کودک مطمئن شوید .
2- درهنگام انجام تكاليف سعي كنيد ، فضای آرام و بدون تشنج را در خانه فراهم کنید .
3- اوقاتی را به باز کردن با کودک و شوخی کردن با او اختصاص دهید .
4- براي رفع خستگي کودک را درايام تعطيل به پارک ، سینما ، باغ وحش و سایر جاهای دیدنی ببرید .
5- سعی کنید اوقاتی را کودک به بازی بپردازد  .
6- کودک را تشویق کنید درباره خودش ، خاطرات مدرسه و چیزهای مورد علاقه اش با شما صحبت کند .
7- از سرزنش کردن و ایراد گرفتن و نصیحت بپرهیزید و به جای آن هر وقت کار مثبتی انجام می دهد اورا تشويق کنید .
8- به سوالات کودک شفاف وجزئي ساده و روشن و کوتاه جواب دهید كودكان مفاهيم كلي را متوجه نمي شوند .
9- نقاط قوت کودک را در درسها ، بازیها و سایر کارها به رخش بکشید و تمجید کنید .
10- با دادن برخی مسولیتها به کودک حس استقلال و اعتماد به نفس او را تشویق کنید .
11- سعي كنيد مفاهيم تربيتي را درقالب نمايش ويا قصه گويي به او بياموزيد.
12- در منزل کتاب یا روزنامه بخوانید و سعی کنید فرزندتان خواندن علاقمندانه و مشتاقانه شما را ببیند .
13- به اندازه کافی اسباب بازیهای ساده و خوب برای کودک تهیه کنید واز آنها به عنوان ابزار تشويق استفاده كنيد .
14- به کودک یاد بدهید که کتاب تنها وسیله خواندن نیست بلکه میتوان ازروزنامه ، تابلوهای راهنمایی ، تابلوهای مغازه نیز برای خواندن استفاده کرد .
15- با مدیر و معلم کودک ارتباط مهرآمیزی برقرار کنید و وضع کودکتان را در مدرسه جویا شوید .
16- پیشرفت کودک را بدون اینکه مکررا از او سوال کنید پی گیری نمائید .
17- برای محل مطالعه کودک اطاق ، نور ، صندلی ، میز و سایر لوازم را تهیه کنید .
18- سعی کنید درمقابل كودك از الفاظ زشت استفاده نكنيد .
19- برای اطمینان از سلامتی کودک همیشه او را تحت کنترل پزشک  وانجام آزمايشات دوره اي قراردهيد .
20- كودك را با القابي كه سبب كاهش اعتماد به نفس او ميشود صدا نكنيد وبجاي كلماتي كه بارمنفي دارند از كلمات با بار مثبت استفاده كنيد .
 
 

چاپ این مطلب

  سوال تربيتي كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/29، 09:02 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

من مادر دوپسر10ماهه و7ساله هستم آدم بانظم ومسءولیت پذیر هستم اماپسرم چه درمدرسه وچه درخانه بی نظم وشلخته است وهرروزتاجایی که لازمه بهش کاراشو یادآوری میکنم اما باز گوش نمیدهد ازدست این همه شلختگی واقعا خسته شدم ودیگر نمیدانم چطور باهاش رفتار کنم لطفا راهنماییم کنید باتشکرازشما؟؟؟؟
پاسخ : مهمترين نكته درروش هاي تربيتي بايد مد نظر داشت وهميشه مورد تاكيد بوده الگو برداري كودكان از والدين وهمسالان بوده كه كودكان دربيشتر مواقع رفتارهاي خود را از طريق الگوبرداري  مي آموزند وانجام مي دهند با توجه به اينكه شما فرد منظمي هستيد شايد بتوان به دلايل ديگر نيز تاكيد كرد مثل يادگيري از همسالان وغيره و درضمن
درزمينه شلختگي ورفتارهاي بي نظمي مي توان از  روش هاي اصلاح رفتار مثل روش شكل دهي استفاده كرد يعني شما به مرور زمان براي شكل گرفتن آن رفتار مورد نظر از نظم دهي كوچك شروع كرده وبه مرور زمان رفتار كودك را به رفتار دلخواه نزديك مي كنيد تا درنهايتا به رفتار ايده آل نزديك شويد ورعايت موارد ذيل مي تواند كارساز باشد:

.
آموزش‌ها: یعنی باید به كودكان آموزش دهیم تا در دنیای جدید بدون سردرگمی زندگی كند بدون ايجاد بي نظمي.(قصه گويي)
2-ذكرات: باید از انضباط برای كودكان تعریف كرده و آن را لازمه‌ی موفقیت بدانیم.
 3-تهیه مقررات: تهیه مقررات و تنظیم آن به كودكان یك كار اساسی است و باید قوانین منطقی در نظر بگیریم واجراي آن را جدي بگيريم .
4-جنبه الگویی: باید برای كودكان  الگو بوده و عامل و مجری نظم باشیم و اگر خود منظم نباشیم انتظار نظم از كودك بیهوده است .
5. تنظیم برنامه: باید سعی كنیم با برنامه‌ای به زندگی كودكان نظم ببخشیم.
6.نشان دادن آثار: كودكان را باید از فواید نظم و زیان های بی نظمی آگاه كنیم.
 7.سپردن مسولیت: باید مسئولیت‌هایی در رابطه با نظم به كودكان بسپاریم برای مثال: مسولیت نظم اتاق   
8.زمینه سازی برای عادات: اگر بتوان رعایت نظم را بخشی از زندگی كودك كرد در آن صورت به آن عادت خواهد كرد.

علاوه براين موارد مي توانيد درزمينه حذف رفتار نامطلوب از روش هاي ذيل استفاده كنيد:

1.خاموشی :

برای اینكه رفتار نامطلوب كودكان ادامه نیابد می‌بایست  شرایط طوری فراهم شود كه برای انجام دادن آن رفتار نا مطلوب پاداشی دریافت نكند.
 
 2 . اشباع :   
 رفتار نامطلوب كودكان به مدت طولانی تقویت می‌شود تا دانش‌آموز اشباع شود و احتمال تكرار آن كاهش یابد یعنی درست برعكس خاموشی و این روش بر خلاف تنبیه عوارض جانبی ندارد.
 
3 . تقویت رفتار مغایر :
 رفتاری را كه مغایر با رفتار نامطلوب است تقویت می‌كنیم كه خود از یك اصل روانشناسی ناشی می‌شود كه انسان نمی تواند خود را همزمان روی دو رویداد مخصوصا اگر مغایر باشد متمركز كند.
 
4. محروم كردن :
یعنی كودك به خاطر رفتار نامطلوبی كه انجام داده است از دریافت تقویتی محروم می شود برای مثال كودكي  كه به كلاس علاقه دارد به خاطر بی نظمی از كلاس اخراج می‌شود.
 
 5  . جریمه كردن :
 یعنی كم كردن مقداری از عامل تقویت كنند به دلیل انجام رفتار نامطلوب برای مثال كم كردن تفريحات به دلیل شیطنت یا بی نظمی

چاپ این مطلب

  سوال تربيتي كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/14، 06:57 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

من وهمسرم از هم متاركه كرده ايم مدت دوسال است كه دوفرزندم با من زندگي مي كنند پسر هفت ساله اي دارم كه مدام درحال جست وخيز است دركلاس درس اصلا به درس توجهي نداره ودايم وسط كلاس مي چرخه وقتي هم كه ميگيم يك جا بنشين مشت ها را بهم گره مي كنه احساس مي كنم كه خيلي بهش فشار مي ياد من خودم هم خيلي روحركاتش حساس شدم بطوريكه حتي با اون به سركلاس مي رم وباهم برمي گرديم احساس مي كنم اگه مواظب بچه ها نباشم ممكنه به راه خلاف بروند مدتي هم ميشه كه پسرم دچار توهم شده ودايم ميگه يك صدايي ميشنوم كه مدام با من حرف ميزنه  از يك بابت هم فكر مي كنم نكنه تاثير صحبت هاي شبانه اي هست كه با خواهرش داره واو اين را ترسونده وداستانهاي تخيلي براش تعريف كرده باشه ولي دركل ازاين حالتش خيلي  مضطرب شدم خيلي نگرانش هستم  درضمن يك خصلت بد هم داره كه روي همه تف مي كنه ومن را از همه شرمنده مي كنه لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟
پاسخ : درمورد (فرزندان طلاق )در بسیاری از مواقع این والدین هستند که سبب پایین آمدن تحمل شکست و عزت نفس فرزندانشان  وهمچنين ايجاد تيك هاي عصبي وتنش دراين كودكان ميشوند ، مخصوصا والدین کمالگرا یا بی نقص گرا  Perfectionist  ناخودآگاه تنش زیادی به فرزندشان بابت موفق شدن وارد می کنند اين والدين اصولا بخاطر پركردن خلع هاي عاطفي ونوعي احساس گناه درپيدايش اين موقعيت براي كودك سعي درجبران اين خلع پيدا مي كنند واين درحالي است كه بجاي تمديد مرمت روح آسيب ديده كودكان خود به پرورش جسم آنها مي پردازند وبا توجه زياد ودادن هديه هاي رنگارنگ بر روند تربيتي كودكان اسيب مي زنند وآنها را كودكاني لوس وازخود راضي بارمي آورند امادرمورد فعاليت هاي بي مورد فرزندتان دركلاس درس ،بايد گفت:می تواند مشخصات علامت و یکی از شاخصه های نقصان توجه درDSMIV  باشد،  احتمال نقصان توجه درDSMIV  وجود دارد   ولي طبق توصيف شمااز رفتار كودك همراه با  اضطراب ، خیالپردازی ، مکانیزم دفاعی Daydreaming )كه مربوط به عواقب جدايي والدين مي باشدكه ميبايست بررسي دقيق تر انجام شود.دركل بايد فرضيات ذيل بررسي شود:


1) Abuse   :  احتمال این که از طرف خواهر بزرگترش تحت فشار قرار گرفته باشد وجود دارد. سوالی که می شد بپرسیم این بود که آیا با خواهرش درگیر است ؟ و یا ممکن است قربانی قلدری در مدرسه شده باشد .

2) Borderline IQ  که امسال با توجه به سخت تر شدن درسها موجب افت تحصیلی شده است و همین خلق کودک را گرفته و برایش اضطراب ایجاد کرده و این سیکل منجر به حواس پرتی و رفتارهای گریز از اضطراب شده است
3) موارد شایعی که ممکن است باعث افت عملکرد تحصیلی شوند مثل اختلالات اضطرابی ، افسردگی ، کم خونی و اختلالات خواب ،اختلالات يادگيري
4) Computer addiction   که باعث کم تحملی ، اختلال حافظه عملکردی ، رویای روزانه و ... می شود .
درخصوص خصلت بدي كه گفتيد بروي ديگران آب دهانش را پرت مي كند مي تواند ناشي ا زفشارهاي دروني باشد كه نمي تواند بازگو كند ويا توجه بيش از حد شما به او كه باعث بي ادبي ولوس كردن او باشد كه پيشنهاد ميشود كه تحت نظر يك متخصصص روند اصلاح رفتار وشكل دهي رفتار انجام شود نگران نباشيد اصولا اين رفتارهاي زشت كودكان گذرا است وطي دوره اي برطرف خواهد شد.
 












چاپ این مطلب

  سوال تربيتي كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/10، 11:39 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

كودكي هفت ساله دارم كه بعد از جدايي من ومادرش گوشه گيري مي كند ودرمدرسه نيز با همسالانش روابطي برقرار نمي كند و رفتارش تهاجمي شده طوري كه حتي به گفته هاي معلمش توجهي به درس  نمي كند ضمنا بنا به شرايط شغلي مجبود هستم او را براي مدتي درروز تنها بگذارم  لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟
خصوصيات اخلاقي كودكان بعد از جريان جدايي والدين تغيير پيدا مي كند:
1-   كودكتان بعد جريانات طلاق  احساس گناه مي كند.

2-   احساس مي كند بين والدين گيرافتادن وحق انتخاب ندارد(اضطراب واحساس گناه ).
3-  احساس بي تكيه گاهي مي كند ونسب به آينده خود ترديد دارند.(پايين امدن اعتماد به نفس)
4-  كودك شما ابتدا از مكانيسم انكار استفاده مي كنند  ولي بعد ها اين مكانيسم جاي خود را به مكانيسم هاي دليل تراشي وغيره مي دهد.(همكلاسي ها نمي گذارند من حواسم به درس باشد)
5-  دربعضي از موارد پرخاشگري وتهاجم مي كند ( ايجادضعف دربرخورد باهمسالان اعتماد به نفسش را ازدست مي دهد).
6-  نسبت به همه چيز بي اعتماداست هرچه از او سوال مي كني قادر به پاسخ گويي مستقل نيست(فشار توسط والدين )
7-  دربيان احساسات خود  زماني كه به بن بست مي خورد از ابزار خشم استفاده مي كنند.(خشم درون )
8- افت تحصيلي دارد (كه با كلاس هاي جبراني قابل حل است) .
9- اصولا گوشه گيري مي كند وافسرده است.(انزوا كه با دادن مسئوليت جبران ميشود)
10-  احساس بي هدفي وسردرگمي دارد.(مشاركت دادن درگروه)
11-احساس انزواي اجتماعي وشكايات جسمي دارد.(تنها راه جلب توجه براي اين كودكان)
12- از آنجا که تغییر ناگهانی سبک زندگی برای کودک استرس زابوده است و سوال هایی را در ذهنش داشته كه بي پاسخ مانده از لحاظ روحي به او آسيب زده.
13-  ازكودك خود بخواهيد احساسات منفي ومثبت خود را به زبان آورد اين باعث كاهش تنش واسترس كودك شما مي شود.بايد بتواند صادقانه به شما درمورد احساساتش راست بگويد.
 
14- شما درپاسخ هاي فرزندتان درمورد جدايي با همسرتان مي توانيد اينگونه پاسخ دهيد: همان طور که خودت می دیدی، ما با هم خوشبخت نبودیم و مشکلات زیادی داشتیم که تصمیم گرفتیم برای بهتر و خوشبخت تر زندگی کردن با کمی فاصله از هم زندگی کنیم. چنین جوابی گویای همه واقعیت نیست، اما دروغ هم نیست و کودک توانایی درک کردنش را هم دارد براي اينكه كودكتان را حفظ كنيد لازم به خراب كردن طرف مقابل نيست زيرا اين امر موجب تضعيف روحيه فرزند شما به مرور زمان خواهد بود، متنفر شدن کودک از یکی از والدین ، عواقب منفی بسیاری را به دنبال دارد و از جنبه های مختلف تا پایان زندگی او تاثیر مخربی می گذارد. در این شرایط والدین باید توضیح دهند که مشکلات پیش آمده مربوط به من و پدرت است اما هر دوی ما تو را دوست داریم و برای خوشبخت بودنت تلاش می کنیم. والدینی که همسرشان آنها را ترک کرده، به جای اینکه به کودک بگویند بابا یا مامان تو را دوست نداشت، باید بگویند او نیاز داشت کمی تنها باشد تا مشکلاتی که دارد را حل کند.
15-  می توانید با شبیه کردن سبک زندگی کودک تان به زندگی قبل از طلاق ، آسیب های این اتفاق را کم کنید. کودک شما یک فقدان بزرگ را تجربه می کند پس با گرفتن دیگر ابعاد دوست داشتنی زندگی اش از او، تحمل این اتفاق را برایش دشوارتر نکنید. مطمين باشيد بادادن فرصت به كودكتان براي ديدن مادرش ا ز لحاظ روحي ورواني كمك شاياني را به او مي كنيد حتي اگر مادر فرزندتان از نظر شما صلاحيت نداشته باشد اين كار روند زندگي او را از لحاظ روحي متحول خواهد كرد.
16- فرزندتان را با افراد موفقي كه مشكلات جدايي والدين را دركودكي تجربه كرده اند همصحبت كنيد تا از تجارب مثبت خود نزد او صحبت كنند، او بايد بداند او تنها كسي نيست كه اين واقعيت تلخ را تجربه مي كند وزندگي فرصت هاي شرين ديگري را جهت جبران اين خلع به اوخواهد داد .

چاپ این مطلب

  سوال تربيتي كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/01، 05:32 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

سلام. من در تربیت پسرم که ۱۲ سال داره مشکل دارم. مشاور انی که ازشون کمک گرفتم نتونستند کمکم کنند . از شما کمک می خوام و خواهش می کنم راهنماببم کنند.چطور یا با استفاده از چه کتابی می تونم مشکلم رو بر طرف کنم؟ما خانواده ای هنرمند و اهل مطالعه هستیم و امکانات خوبی در اختیار پسرم قرار میدیم.

پسر من ۱۲ ساله ،بسیار باهوش،اهل مطالعه، پر از اطلاعات علمی و بسیار لجباز، مغرور و زود عصبانی میشه و خودشو کنترل نمی کنه و من همیشه نگران برخوردش با دیگران هستم.
لطفا راهنماییم کنید.
پاسخ : اصولا عصبانيت وپرخاشگري  براي نوجوانان درحال رشد و نزديك به سن بلوغ تا حدودي طبيعي وقابل قبول ميباشد زيرا جسم اين كودكان از لحاظ هورموني درحال تغييراتي است كه موجب انفعالاتي دربدن آنها ميشود وموج اين فشارها به سيستم اعصاب آنها فشار آورده وباحالات تنش استرس ،عصبانيت ولجاجت با والدين وهمسالان بروز مي كند وليكن درنهايت عصبانيت دركودكان ناشي از نوعي  احساس حقارت است كه از دوران كودكي به همراه آنان است زيرا اصولا دردوره كودكي بشر رويابافي وقدرت طلبي را دوست دارد و زماني كه كودك نتواند درجبران اين احساس حقارت تلاش كند وجهت دهي غلط بشود مي رود به سمت سلطه جويي قدرت طلبي وپرخاشگري آنچه مهم است دادن اعتماد به نفس به كودك توسط والدين  است وبرنامه ريزي براي اوقات فراغت وصرف انرژي مضاعف آنها ميباشدشخصيت رشد يافته براي برتري خود تلاش نمي كند بلكه براي كمال حركت مي كند ( همدلي ) تلاش براي كمك به ديگران و مي داند كه براي ازبين بردن حقارت خود بايد به جامعه بپيوندد در اينجا وظيفه والدين تلاش براي ايجاد علاقه اجتماعي است كه اولين قدم مشاهده رابطه خوب پدر ومادرو ديدن حس همكاري ميان ان دو توسط كودك است،
. ودراين زمان كودكي كه جدايي عاطفي بين پدر ومادر را مشاهده كند به جاي هدف مبتني بر علاقه اجتماعي وحس همياري را تجربه كند روبه سوي خودكامگي وبرتري شخصي مي رود.وبه مراتب اثر اين روابط بسيار قوي تر از وراثت است شما مي توانيد پس از بررسي روابط خانوادگي ومحيط منزل به بررسي عوامل اجتماعي ديگر مثل همسالان وغيره بپردازيد به هرحال فرزند شما از شخص خاصي الگو برداري كرده ويا ازبحران خاصي رنج ميبرد كه آن را بصورت عصبانيت نشان مي دهد درضمن برنامه غذايي خود را نيز بررسي واز مواد غذايي استفاده كنيد كه انرژي بخش وآرامش بخش باشد.

چاپ این مطلب

  سوال كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/01، 05:19 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

سلام من پسر ۳ ساله دارم اصلا دوست نداره جایی بریم وقتی خانه کسی میریم لج میکنه یا وقتی به خرید میریم داخل مغازه نمیاد با هیچ بچه ای کنار نمیادولی زمانی که درمنزل هست اصلا اذیت نداره خودش بازی میکنه میخواستم نظر شما را درباره مهد کودک بپرسم ؟چند نفر مهدو پیشنهاد دادن میگن روابط اجتماعی کودک خوب میشه .ارتین بچه اول این خانوادست و تک فرزنده؟

پاسخ :والدين عزيز بايد بدانند كه كودكان درسنين بالاي تمايل به استقلال طلبي دارند و اينكه به پدر ومادر نشان دهند ديگر ضعيف نيستند ومي توانند به عنوان يك شخص برخي كارها را انجام دهند و كودك دراين سن شروع به لجاجت با والدين مي كند ومي خواهد برخي از كارها را به تنهايي انجام دهد همچنين براي اين قدرت طلبي واستقلال طلبي كودكاني كه درجمع همسالان بسر مي برند با ديگر كودكان سر ناسازگاري دارند شما بايد بتوانيد درحين اينكه آزادي واستقلال كودك را خدشه دار نكنيد به عنوان يك والدين مقتدر مسير درست را به كودك نشان داده وبصورت غير مستقيم او را كنترل كنيد ودرصورتيكه كودك شروع به لجاجت كرد رفتار او را ناديده بگيريد واز راهبردهاي غير مستقيم مثل قصه گويي ويا گفتا رغير مستقيم ويا تشويق كارهاي مثبت كودك اين رفتارها را كنترل كنيد واين رفتار كودك شما دراين سن مرتبط با رفتارهاي اجتماعي نيست بلكه ناشي از رفتار استقلال طلبي كودكان دراين سنين ميباشد پيشنهاد ميشود رفتن به مهد را تا سن پنج سال به تعويق بياندازيد زيرا درصورت حضور شما درمنزل ضرورتي به مهد نيست.

چاپ این مطلب

  علل ايجاد پرخاشگري دركودكان كدامند؟
ارسال کننده: a.a - 2017/12/17، 06:29 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - پاسخ (1)

1-  الگوپذیری‌ كودكان‌ از والدین‌
یكی‌ از دلایل‌ بسیار مهم‌ پرخاشگری‌ در كودكان‌ یادگیری‌ است. یعنی‌ كودكانی‌ كه‌ الگوهای‌ رفتاری‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌اند، همانند الگوهای‌ خود رفتار می‌كنند. چنانچه‌ پدر یا مادری‌ خلق‌وخویی‌ عصبانی‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نیز پرخاشگر خواهد شد. این‌ رفتار توسط‌ كودك‌ یاد گرفته‌ می‌شود. از آن‌ جا كه‌ كودكان‌ با والدین‌ همانندسازی‌ می‌كنند، بنابراین‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فراگرفته‌ می‌شود. توضیح‌ این‌ كه‌ فرایند همانندسازی‌ كاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ می‌پذیرد.
نكته‌ دیگر این‌ كه‌ حتماً لازم‌ نیست‌ والدین‌ با خودِ كودك‌ پرخاشگری‌ كرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهای‌ خشونت‌بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این‌ گونه‌ رفتار را فرامی‌گیرد. بنابراین‌ كودكان‌ از طریق‌ مشاهده، رفتارهای‌ والدین‌ را می‌آموزند.
بر این‌ نكته‌ تاكید می‌كنم‌ كه‌ كودكان‌ با چشمان‌ خود می‌آموزند؛ یعنی‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ می‌كنند، یاد می‌گیرند؛ حتی‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقیم‌ در مورد خود آن‌ها صورت‌ نگیرد.
2- كودكان‌ ناكام‌ پرخاشگر می‌شوند
ناكامی‌ یكی‌ از مسائلی‌ است‌ كه‌ به‌ پرخاشگری‌ می‌انجامد. وقتی‌ كودك‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نیابد و ناكام‌ شود، یكی‌ از رفتارهایی‌ كه‌ از او سر می‌زند پرخاشگری‌ است.
3- اضطراب‌ و پرخاشگری‌
كودكان‌ مضطرب‌ نمی‌توانند كودكان‌ آرامی‌ باشند. آن‌ها رفتارهایی‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز می‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشیمان‌ می‌شوند و از والدین‌ خود عذرخواهی‌ می‌كنند. اگر از كودك‌ مضطرب‌ بپرسیم‌ كه‌ چرا پرخاش‌ می‌كنی‌ و عصبانی‌ هستی؛ خواهد گفت‌ نمی‌دانم.؛ یا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نیست.
پس‌ چنانچه‌ كودكی‌ بلافاصله‌ بعد از عصبانیت‌ و پرخاشگری‌ پشیمان‌ شد و عذرخواهی‌ كرد، علت‌ پرخاشگری‌ او اضطراب‌ است. برای‌ ازبین‌بردن‌ خشم‌ كودك‌ بایستی‌ اضطراب‌ و نگرانی‌ وی‌ را شناسایی‌ كنیم‌ و در رفع‌ آن‌ بكوشیم.
4- پرخاشگری، نشانه‌ای‌ از تضادهای‌ درونی‌
گاهی‌ كودكان‌ در دوگانگی‌ و تضادهای‌ درونی‌ قرار می‌گیرند. یا بهتر بگوییم، گاهی‌ بر سر دوراهی‌هایی‌ گیر می‌كنند و نمی‌دانند كدام‌ راه‌ را انتخاب‌ كنند؛ و این‌ حالت‌ آن‌ها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ می‌كند. برای‌ مثال‌ كودكی‌ كه‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفی‌ وقتی‌ می‌بیند تمام‌ كودكان‌ به‌ مدرسه‌ می‌روند، همزمان‌ تمایل‌ به‌ مدرسه‌رفتن‌ نیز دارد، دچار دوگانگی‌ می‌شود.
به‌ كودكان‌ خود كمك‌ كنیم‌ كه‌ در دوراهی‌های‌ زندگی، مدتی‌ طولانی‌ قرار نگیرند. آن‌ها بایستی‌ به‌سرعت‌ و بادقت‌ درست‌ترین‌ كار را انجام‌ دهند.
5- پرخاشگری‌ و افسردگی‌
پرخاشگری‌ و كج‌خلقی‌ در كودكان‌ چنانچه‌ با علامت‌های‌ دیگر همراه‌ باشد، می‌تواند نشانه‌ای‌ از افسردگی‌ باشد كه‌ در این‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرایط‌ زندگی‌ كودك‌ تمام‌ و كمال‌ مورد بررسی‌قرار گیرد.
6- پرخاشگری؛ بیماری‌ها؛ مصرف‌ دارو
بعضی‌ از بیماری‌ها به‌ مصرف‌ دارو نیاز دارد و ممكن‌ است‌ از عوارض‌ جانبی‌ داروها كج‌خلقی‌ و رفتارهایی‌ باشد كه‌ خشونت‌ را برمی‌انگیزند.
7- خشونت‌ و مدرسه‌
گاهی‌ كودكان‌ در مدرسه‌ قربانی‌ خشونت‌ می‌شوند؛ و این‌ قربانی‌شدن‌ باعث‌ می‌شود كه‌ خود آن‌ها نیز عامل‌ خشونت‌ شوند.

 
 
 
 
2-    عواملی‌ كه‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ می‌انجامند، عبارتند از:
- وقتی‌ كودكی‌ توسط‌ دانش‌آموزان‌ دیگر مورد تمسخر قرار گیرد.
- وقتی‌ كودكی‌ توسط‌ دانش‌آموزان‌ دیگر
كتك‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد.
- وقتی‌ كودكی‌ همیشه‌ از مشاجرات‌ فرار می‌كند و حتی‌ در مواقعی‌ به‌ گریه‌ متوسل‌ می‌شود.
- وقتی‌ كودكی‌ مرتب‌ اشیا، وسایل‌ و پول‌ خود را گم‌ می‌كند.
- وقتی‌ كودك‌ از
لحاظ‌ ظاهری‌ (پارگی‌ لباس‌ و یا نامناسب‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار می‌گیرد.
 -خجالتی‌بودنو سكوت‌ مكرر در كلاس.
 -افت‌ تحصیلی، افسردگی‌ و ناراحت‌بودن.
این‌ عوامل‌ كودك‌ را قربانی‌ خشونت‌ دیگران‌ می‌كند و خود كودك‌ نیز عامل‌ خشونت‌ می‌شود و رفتارهای‌ پرخاشگرانه‌ از او سر خواهد زد.
درمان‌
:
برای‌ درمان‌ پرخاشگری‌ در كودكان‌ اولین‌ گام‌ این‌ است‌ كه‌
:
1- نوع‌ پرخاشگری‌ آن‌ها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضیحاتی‌ كه‌ ارائه‌ شد شناسایی‌ كنیم؛ و پرخاشگری‌ را به‌ صورت‌ موردی‌ برطرف‌ نماییم.
2-در مورد كودك‌ پرخاشگری‌ كه‌ الگوپذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ كودك‌  كار كرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.
3- اگر پرخاشگری‌ در اثر ناكامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ كودك‌ ناكام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌داشتنی‌ كمك‌ كنیم.
4- در مواردی‌ كه‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ كودك‌ مطلع‌ شویم. به‌ كودكان‌ مضطرب‌ باید فرصت‌ صحبت‌كردن‌ بدهیم‌ تا نگرانی‌ خود را ابراز كنند و تا حد امكان‌ بایستی‌ سعی‌ كنیم‌ در جهت‌ رفع‌ نگرانی‌ای‌ كه‌ آن‌ها را آزرده‌ است، قدم‌ برداریم. ورزش‌كردن‌ برای‌ این‌ كودكان‌ بسیار مؤثر است‌ و باعث‌ تخلیه‌ هیجانی‌ می‌شود.
5- در كشمكش‌های‌ درونی‌ بایستی‌ كودك‌ را از حالت‌ دوگانگی‌ خارج‌ ساخت. كمك‌ به‌ كودكان‌ در تصمیم‌گیری، باعث‌ می‌شود كه‌ بیاموزند به‌ حالت‌های‌ دوگانه‌ درونی‌ خود پایان‌ بخشند.
6-  در پاره‌ای‌ از موارد، كودك‌ افسرده‌ پرخاشگری‌ شدیدی‌ از خود نشان‌ می‌دهد. در این‌ میان‌ لازم‌ است‌ به‌ این‌ نكته‌ پی‌ ببریم‌ كه‌ او چه‌ چیز دوست‌داشتنی‌ای‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ می‌شود مورد ازدست‌رفته‌ را برای‌ او جبران‌ كنیم.
7- در مورد پرخاشگری، شیطنت‌ و مصرف‌ دارو بایستی‌ حتماً با پزشك‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشیم‌ تا كودك‌ از نزدیك‌ مورد معاینه‌ قرار گیرد.
8-  هنگامی‌ كه‌ كودك‌ قربانی‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بایستی‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ كنیم‌ و لازم‌ است‌ كه‌ ایشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با كودكان‌ خشونتگرا برخورد كنند؛ و نیز كودكانی‌ را كه‌ قربانی‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهای‌ خوبشان‌ مورد تشویق‌ و تایید قرار دهند.
9-  چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگری‌ كودك‌ خصمانه‌ است، بایستی‌ كودك‌ را از آزار و اذیت‌كردن‌ دور كنیم‌ تا مجبور نباشد برای‌ تلافی‌ و انتقام، افراد دیگر را اذیت‌ كند؛ و اگر پرخاشگری‌ از نوع‌ وسیله‌ای‌ است، بایستی‌ راه‌های‌ دیگری‌ را جهت‌ مطرح‌كردن‌ كودك‌ برگزینیم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ كند.
نتیجه‌گیری‌
به‌ طور كلی‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ بیش‌تر عامل‌ بیرونی‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ درونی‌ مربوط‌ می‌شود. والدین‌ در درجه‌ اول، بایستی‌ محرك‌های‌ محیطی‌ را كه‌ باعث‌ تحریك‌ خشم‌ و ایجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ می‌شود شناسایی‌ و سپس‌ برای‌ رفع‌ آن‌ به‌ كمك‌ روانشناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمایند.

 

 

چاپ این مطلب