مهمان گرامی، خوش‌آمدید!
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.

نام کاربری
  

گذرواژه‌
  





جستجوی انجمن‌ها

(جستجوی پیشرفته)

آمار انجمن
» اعضا: 5,998
» آخرین عضو: SwegGoozy
» موضوعات انجمن: 136
» ارسال‌های انجمن: 167

آمار کامل

کاربران آنلاین
در حال حاضر 13 کاربر آنلاین وجود دارد.
» 1 عضو | 12 مهمان
SwegGoozy

آخرین موضوع‌ها
оборудование для отделки ...
انجمن: انجمن مشكلات يادگيري كودكان
آخرین ارسال توسط: GmorgeEstap
3 ساعت پیش
» پاسخ: 2
» بازدید: 62
оборудование для фасада з...
انجمن: انجمن مشكلات يادگيري كودكان
آخرین ارسال توسط: Annaweern
9 ساعت پیش
» پاسخ: 0
» بازدید: 26
оборудование для отделки ...
انجمن: انجمن مشكلات يادگيري كودكان
آخرین ارسال توسط: Frankbuh
10 ساعت پیش
» پاسخ: 1
» بازدید: 36
леса строительные техниче...
انجمن: انجمن مشكلات يادگيري كودكان
آخرین ارسال توسط: Annaweern
10 ساعت پیش
» پاسخ: 0
» بازدید: 9
Learn English
انجمن: سوالات تربيتي والدين
آخرین ارسال توسط: englewbon
دیروز، 05:55 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 30
леса строительные техниче...
انجمن: انجمن مشكلات يادگيري كودكان
آخرین ارسال توسط: Annaweern
دیروز، 10:33 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 48
اساسی ترین نیاز نوجوان: ا...
انجمن: روانشناسي تربتي نوجوان
آخرین ارسال توسط: Annaweern
دیروز، 07:17 AM
» پاسخ: 2
» بازدید: 655
نكاتي درمورد نحوه برخورد ...
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: ronnieju3
2018/05/19، 05:06 AM
» پاسخ: 1
» بازدید: 771
مهمترين عوامل دريك تربيت ...
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: AaoonAdams
2018/05/17، 11:30 PM
» پاسخ: 2
» بازدید: 234
تأثیر بازی های رایانه ای ...
انجمن: انجمن كودك وبازيهاي رايانه اي
آخرین ارسال توسط: rezadehghan
2018/05/17، 08:00 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 269

 
  با كودك دبستاني ام چگونه ارتباط برقرار كنم؟
ارسال کننده: a.a - 2018/02/14، 11:44 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

۱-کودکاني كه تازه  مدرسه را شروع می کنند تا جهان را به شیوه های پیچیده تری نگاه کنند. در این مرحله. کودکان اغلب از تفکر عینی به سوی تفکر انعکاسی پیش می روند. نسبت به حوادث جهان منطقی تر می ا ندیشند، گرچه هنوز چشم اندازشان از محیط جنبه شخصی دارد. شروع می کنند تا دنبال دلایل بگردند و سؤالات چالش برانگیزی می پرسند.
۲) در سنین 6 تا 11 سالگی کودکان هدفمند می شوند. آنها از پیش درباره چیزی که می خواهند فکر می کنند و یا اغلب برای رسیدن به آن نقشه می ریزند.از آنجائی که شیوه ارتباطی آنان تکانشی و منطبق با نیازهایشان است درون دوست داشتنی عمیق و خردمند آنان را پوشیده نگاه می دارد.
۳-بچه های مدرسه رو به تناوب نسبت به والدین خود احساس استقلال، وابستگی، مقاومت یا حتی سرکشی دارند. این رفتار گیج کننده می تواند برای والدین کاملاً آزاردهنده باشد. کودکان گاهی روزها وابستگی خود را نشان می دهند و بعد ناگهان قشقرق راه می اندازند. اگر احساس کنند بچه گانه با آنان رفتار شده آزرده خاطر می شوند. با این حال آنها ترجیح می دهند همان دختر یا پسر کوچولوی مامان باشند.
۴- سؤالات بچه مدرسه ای ها والدین را به شک می اندازد و از آنها انتقاد می کند. آنها دیگر فکر نمی کنند والدین یگانه مظاهر قدرت هستند. این نوع پرسش کردن طبیعی و نشانه رشد تفکر نقادانه در آنها است. به نظر می رسد کسانی را که بیش از همه دوست می دارند طرد می کنند یا از آنان دور می شوند.
۵-کودکان الگوهای ارتباطی خود را در تعامل با محیط شکل می دهند. کودکان خردسالتر معمولاً به یک شیوه بحث می کنند بدون اینکه در نظر بگیرند کجا یا با که هستند. با بزرگتر شدن و دور شدن از خانه، الگوهای گفتاری آنها با تبعیت از دوستان، رسانه ها و مجامع عمومی تنوع می یابد.
۶- بچه های مدرسه افکارشان را خصوصی می دانند. در این دوره حتی وقتی روابط مثبتی میان کودک و والدین وجود داشته باشد، کودک تلاش می کند افکارش را برای خود نگاه دارد. اینک زمانی است که زندگی خارج از خانه با زندگی خانوادگی او رقابت می کند.
۷- حس شوخ طبعی در کودکان 6 تا 11ساله بیشتر شکل می گیرد. آنها از گفتن مطالب خنده دار و سر به سر گذاشتن و بازی های پیچیده تر لذت می برند آنها می توانند مطالب پیچیده تر رسانه ها را درک کنند و قواعد و اصول بازی ها را تجلیل نمایند.
شما چگونه ارتباط برقرار کنید:
۱- وقتی را پیدا کنید تا با او حرف بزنید، در مقایسه با یک کودک پیش دبستانی شما فرصت زیادی برای صحبت کردن با کودک دبستانی خود ندارید. با بزرگتر شدن کودک، او کمتر به سراغ شما می آید، بنابراین شما باید تلاش مخصوصی به عمل آورید تا بتوانید اوقاتی را با او بگذرانید.
۲- با کودکان سنین مدرسه بالغانه صحبت کنید. آنها دوست دارند بزرگ شدنشان را تأیید کنیم. به آنها برمی خورد اگر احساس کنند مانند بچه ها با آنها صحبت می شود (حتی اگر مانند کودکان رفتار کنند) به جای ”چند بار باید بهت بگم مشقت را بنویس؟!“ بگوئید: ”فکر کنم مشق داشته باشی، کی می خوای اونها را شروع کنی؟“
۳-با کودک خود محترمانه برخورد کنید. یک راه برای درک کودک و نیازهایش کمک گرفتن از خود اوست. اگر شما تصدیق کنید که فرزندتان اطلاعاتی دارد که شما ندارید، او خواهد فهمید که به او احترام می گذارید. یا اینکه تصمیم گیرنده نهائی شما هستید.
۴- از کودکان مدرسه به جای سؤالات کلی، پرسش های مشخصی بپرسید. به جای پرسیدن سؤالاتی مثل: ”مدرسه چه طور بود؟“ می توانید بپرسید: ”معلمتون راجع به تحقیقت چیزی گفت؟“ همچنین از پرسیدن سؤالات جهت دار بپرهیزید، به جای: ”فکر می کنی این جوری صحبت کردن با یک بزرگتر درسته؟“ بگوئید: ”خیلی عصبانی می شم وقتی با این لحن با من حرف می زنی“.
۵- به حرف های کودک گوش فرا دهید بدون آنکه آنها را تکذیب کنید. به جای اینکه بگوئید: ”چه مسخره!“ به سادگی می توانید بگوئید: ”هوم!“ یا ”واقعاً“ سپس سؤالات مشخصی را بر مبنای موقعیتی که کودک توصیف کرده است بپرسید.
۶- آنچه کودک می گوید تکرار کنید، اما بالغانه تر، شما می توانید جملات او را به شکل یک سؤال منعکس کنید. به این صورت که: ”آیا من درست فهمیدم؟“ با این روش شما به هوش و فهم کودکتان احترام گذاشته و باعث شده اید احساس کند او را می فهمید و تشویقش می کنید تا بیشتر صحبت کند.
۷- کمی بخندید و اشتباهات خود را بپذیرید. گاهی، شوخ طبعی بهترین راه برای رفع یک درگیری، یا واکنش نشان دادن به خواسته یا ناراحتی کودک است همچنین می توانید از فرزند خود کمک بخواهید تا مشکل رفع شود. بچه ها عاشق این هستند که از والدین بشنوند که اشتباه کرده اند وقتی خطائی مرتکب می شوید اقرار کنید و بگوئید: ”خرابکاری کردم، نه؟ می شه با هم کمک کنیم تا یه جوری اوضاع را درست کنیم؟“
۸- برای قانونگذاری و تعیین محدودیت ها برای کودک از خود او کمک بگیرید. وقتی لازم است به او ”نه“ بگوئید از گفتن نهراسید اما با ذکر دلیل، او نیز می تواند قوانینی را وضع کند. برای مثال از کودک بخواهید تا ساعت موجهی را برای انجام تکالیف مدرسه مشخص کند. دکتر گیلیان مک نامی توصیه می کند از کودک بخواهید رئیس تصمیم گیری در این مورد باشد که (با توجه به دستورات آموزگار) چه کمکی باید به او شود، چه قدر و کی. به این ترتیب، کودک احساس می کند بر دنیای خود تسلط دارد.
۹- ارتباط کلامی خود را با فرزندتان حفظ کنید. حتی وقتی او تمایلی ندارد. دکتر مایکل تامپسون می گوید: ”ممکن است گاهی شما احساس کنید نزد فرزندتان بی اعتبار هستید“. در چنین شرایطی اگر سکوت کنید، یا شخصاً واکنش های تکانشی بروز بدهید اوضاع خیلی بدتر پیش می رود. اما به یاد داشته باشید آنها اغلب دارند سعی می کنند استقلال خود را تثبیت کنند.
 

چاپ این مطلب

  تفاوت هاي تربيتي در پسرها نسبت به دخترها
ارسال کننده: a.a - 2018/02/14، 08:17 AM - انجمن: انجمن اختلالات جنسي كودكان - بدون پاسخ

اسکن‌های مغزی تا حدی دلیل این تفاوت را روشن کرده‌اند؛ نواحی بیشتری از مغز دختران شامل قشر مخ ( که مسوول کارکردهای حافظه، توجه، فکر و زبان است )، به کارکردهای کلامی اختصاص داده شده‌اند و هیپوکامپ  ( ناحیه‌ای از مغز که برای ذخیره حافظه کلامی ضروری است )، در دخترها زودتر از پسرها رشد می‌کند و در زنان بزرگ‌تر از مردان است. این تفاوت اثر عمیقی بر توانایی‌های کلامی و نوشتن دختران و پسران دارددر مقابل، در پسرها بخش بزرگ‌تری از قشر مخ به کارکردهای مکانیکی و مکانی ( فضایی ) اختصاص دارد. به همین دلیل پسرها به حرکات و تصاویر بیشتر علاقه دارند تا به کلمات. اگر آموزگاران اجازه دهند پسرها پیش از نوشتن درباره یک موضوع، درباره آن تصویرهایی بکشند، درک بهتری از رنگ و سایر جزئیات موضوعی که درباره آن می‌نویسند، پیدا می‌کنند زیرا پسرها با این كار اطلاعات بیشتری در مورد موضوع به دست می‌آورنداز طرفی مغز پسران و دختران از لحاظ بیوشیمیایی هم تفاوت دارد. مغز پسران هورمون سروتونین و اکسی‌توسین کمتری نسبت به مغز دخترها ترشح می‌كند؛ این هورمون‌ها در ایجاد حس آرامش نقش دارند. به همین دلیل است که پسران کم‌ سن بیشتر ممکن است وول بخورند و به طور آنی و تکانه‌ای عمل کنندگاهی آموزگاران این بی‌تابی و وول خوردن یا سروصدا کردن پسران را به نافرمانی او تعبیر می‌کنند اما در واقع آنها نمی‌توانند آرام بگیرند. به این ترتیب تفاوتی در توانایی یادگیری پسران و دختران وجود ندارد، اما شیوه تدریس به آنها باید متفاوت باشد.

چند نکته مهم:
رعایت این نکته‌ها به‌وسیله والدین و همکاری آموزگاران و مسوولان مدارس به یادگیری بهتر پسرها کمک خواهد کرد: بگذارید کودک حرکت کند .به کودکان باید اجازه داد و آنها را تشویق کرد هنگام انجام تكالیف درسی‌شان حرکت کنند. تکان دادن پاها، ایستادن، وقت‌گذرانی و گشتن، فعالیت‌هایی که اغلب عوامل حواس‌پرتی شمرده می‌شوند، هنگامی كه سایر بچه‌ها مشغول خواندن، نوشتن یا امتحان دادن هستند، می‌توانند به یادگیری بسیاری از پسرها کمک کنند.
 احساسات و هیجانات، صحبت کردن درباره مسائل و مشکلات، توانایی برقراری قوی با دیگران و... از جمله مسائل تربیتی حساس وظریفی است که والدین باید به آن توجه داشته باشند. چنین توانای هایی معمولا در دختران ملموس تر از پسران دیده می شود. خانواده هایی که فرزند پسر دارند، گاه در این باره نگرانی هایی دارند.
1-پسرها  دوست دارند که احساسات را در دل خود نگه دارند: درمواقع ناراحتی، دختر بچه ها گریه می کنند و پسرها دعوا و کتک کاری را انتخاب می کنند. باید او را از سنین خیلی پایین تشویق کرد که درمورد هیجانات درونی صحبت کند، از سکوت و خاموشی بیرون بیاید و عکس العملش را با سخن گفتن نشان دهد
2-پسر ها دربرابر انتقادها بسیار حساس هستند: خصوصا در مورد مسائلی که به رفتارش مربوط می شود. کارهای نادرست و بد را به او خاطر نشان نمایید اما افراطی رفتار نکنید. به عنوان مثال ازگفتن جملاتی مانند " خواهر کوچولوی تو هیچ وقت از این کارها نمی کند! تو مامان را کلافه و خجالت زده می کنی..." بپرهیزید.
3- پسرها تنها زماني متوجه كلام ميشوند كه شفاف وواضح صحبت كنيد: وقتی با پسرها صحبت می کنید، جملات واضح، روشن، منطقی و به دور از هر توضیح اضافی وحاشیه را انتخاب کنید.
4-فشار همسالان درپسرها  تاثیر قدرتمندی  تري دارد : فرزند شما نیازمند خودباوری است که او را برای تصمیم گیری صحیح توانمند می کند. پس مهم است به او کمک کنید اعتماد به نفس و خودباوری را درخود پرورش دهد. راه هایی وجود دارد تا به فرزندتان کمک کنید، می توانید او را تشویق کنید تا بیشتر به تلاش برای رسیدن به  اهداف، کارهای قابل ستایش، پشتکار و صبر بپردازد تا اینکه فقط به دست آورد ها فکرکند.
مثال :اجازه دهید به افرادی که چندان خوشبخت نیستند کمک کند، این کار به او امکان می‌دهد حس شهروندی را بیاموزد، احساس کنجکاوی در باره جهان و جایگاهش در آن را پرورش دهد. شما نقش ارزشمندی در یاری  به فرزندتان برای تبدیل شدن به بزرگسالی توانمند و با تجربه دارید که با مهارت هایی تجهیز شده است که در زندگی آینده به آن نیاز دارد و این بیشتر از کمک به انجام تکالیف او می باشد. خوشبختانه وقتی بدانید لازم است چه کاری انجام دهید انجام ان بسیار ساده خواهد بود.ادامه دارد.......
 

چاپ این مطلب

  كودكان آسيب ديده توسط همسالان ازطريق آسيب هاي كلامي وراهكارهاي درمان
ارسال کننده: a.a - 2018/02/14، 07:24 AM - انجمن: كودك شش تا ده ساله - بدون پاسخ

والدين گرامي :
جهت بالابردن اعتماد به نفس وافزايش كارايي  وايجاد شجاعت دركودكان به نكات ذيل توجه كنيد:

1-تلقین در تقویت روحی: یکی از روش‌های موثر، تلقین شجاعت به کودک است، چرا که گاهی ترس، ناشی از عدم اعتماد به نفس و احساس بی‌کفایتی است و در صورتی که کودک اعتماد به نفس یابد، می‌تواند به عنوان فردی شجاع بر ترس خود غلبه کند.براي اين كار نياز از ازكلمات بطور صحيح استفاده كنيد.


 
2-ارائه الگو: یکی از راه‌های درمان، ارائه الگوی مناسب و شجاع برای کودک ترسو است. این الگو باید بدون نقص و قابل لمس و به دور از مقایسه کودک با او باشد که البته الگوهای مناسب را بهتر است از میان کتاب‌ها انتخاب کرد.(قصه گويي)
توجه:رعايت اين نكات ضروريست:
بر توانایی‌ها و موفقیت‌های کودکتان تأکید کنید.
·  به او نشان دهید که به توانایی‌هایش ایمان دارید.
·  اسباب موفقيت فرزندتان را فراهم کنید.(درمنزل به او مسئوليت هايي دهيد كه نتيجه اش به موفقيت اوختم شود)
·  واکنشی که به موفقیت‌های آن نشان می‌دهید،‌ مثبت اما واقع‌بینانه باشد.
·  استفاده از بازي مخصوصا زماني كه كودك آغازگر بازي باشد ودرانتها به موفقيت دست يابد باعث افزايش حس اعتماد به نفس خواهد شد.
·  درخانه به فرزندتان مسئوليت بدهيد( مثلا جمع كردن سفره يا ميز نهار را به او بسپاريد) واز او تشكر وقدرداني كنيد  .
·  كودكتان را  دريك باشگاه ورزشي ويا جايي كه بتواند انرژي را تخليه كند ثبت نام كنيد.
·  كودكتان را تشويق كنيد احساسات بد وخوب خود را براي شما توصيف كند.
·  در امور روزمره او كارهايي را برنامه ريزي كنيد كه با هيجان توام باشد.

نكته :درواقع دونوع كودك اعتماد به نفس خود را از دست مي دهند:
 1- دسته اول كودكاني كه والدين آنها را بصورت نازپرورده بار مي آورند ونمي گذارند آب دردل آنها تكان بخورد 2- دسته دوم كودكان والديني كه بصورت مداوم بررفتار كودك خود كنترل دارندوفرصت هرنوع تجربه اي را از كودك مي گيرند هردونوع اين والدين درواقع اين پيام را به كودك مي دهند كه قادر نيست به تنهايي كاري را انجام دهد وبه مرورزمان كودك حتي درايجاد ارتباط با همسالان نيز با مشكلات عديده اي مواجه خواهد شد.
تكنيك هاي موثر:
1-   آموزش تكنيكهاي كنار آمدن با واقعيت به كودك
2-   ازبين بردن عوامل استرس زا براي كودك(تغيير محيط محرك)
3-   شناسايي عوامل از طريق بازي درماني ورفع عوامل محرك(كشتي گرفتن )(بازي آينه )
4-   قصه گويي(روايات اسطوره ها وقهرمانان )الگوسازي براي كودك
5-   هرگز این پیام را به کودک خود القا نکیند که ترس، احساس بدی است. در واقع ترس یک چراغ زرد است که به ما هشدار می دهد احتیاط کنیم.ماهم مي ترسيم.....
6-   درجمع خانوادگي درمورد مساله اي كه دركودك ايجاد هراس كرده صحبت كنيد.
7-   به كودك اين فرصت را بدهيد كه درمورد بدترين احتمالاتي كه قرار است بعد از موضوعي كه ازآن واهمه دارد برايش اتفاق بيافتد فكر كند وبه اين يقين برسد كه اون موضوع اصلا مهم نيست .
8-   حتما به او بياموزيد كه با همسالان بصورت چشم درچشم وبلند ورسا صحبت كند تا موضع خود را نشان دهد اين امر را انقدر تمرين كنيد كه ملكه ذهن اوشود.
 بازي درماني:
1-   بازي بشمار هركي طاقت اورد
مثلا از كودك خود بخواهيد كه من يك كلمه كه او دوست نداري را مدام تكرار مي كنم اگه تو تونستي طاقت بياري يك چيزي به من بگي كه كم بيارم تو برنده اي اگه من يك كاري كنم توكم بياري من ميبرم.
2-   بازي معرفي ودست رشته: دربين چند كودك كه با هم نشسته اند يك عروسك قرار مي دهيد هركس كه عروسك را دردست مي گيرد بايد درمورد خود صحبت كند به محض اينكه حرف كم آورد بايد بده نفر بعدي تا زماني كه ديگه كسي حرفي نداشته باشه.
روشهای عملی برای افزایش اعتماد به نفس در کودکان:
واژه هایی حمایتگرانه استفاده كنيد.
كودكتان استفاده كنيد. ازعبارتی مورد علاقه.
با گفتن كلمات مثبت به كودكتان انرژي دهيد.
 زماني كه كودك با شما از مشكلاتش درمدرسه صحبت مي كند با او همدردی كنيد.
. عقاید فرزندانتان را ارج نهید.
بكاربريد. واژه های تحسین آمیز.
به او بياموزيد كه درمواقع مواجه با مشكلات چگونه بحران را مديريت مي كنيد.
زياد استفاده كنيد.  "دوستت دارم"از كلمه .
هراز گاهي اورا درآغوش بگيريد وبه او بگوييد كه به داشتن همچنين فرزندي افتخار مي كنيد.
هميشه كامل به حرف هاي او گوش دهيد.
. کودکان را به تریبون فراخوانید.
. از عقاید فرزندانتان قدردانی کنید.
. مهارت های دلخواه خود را به کودکان یاد دهید.
. به بچه ها یاد بدهید از دیگران قدردانی کنند.
. بچه ها را به محل کار خود ببرید.
. بگذارید بچه ها اتاق خود را تزیین کنند.
. به عقاید فرزندانتان احترام بگذارید
.روانشناسي رشد ان دوره را بدانيد. مراحل سنی کودک را درک کنید
درهنگام خريد به او حق انتخاب از بين چند گزينه را بدهيد.
. بگذارید کودکان در جمع آوری به شما کمک کنند.
ارزشمندترين هديه اي كه مي توانيد به كودك بدهيد زماني براي گوش دادن به حرف هاي اوست.
داشته باشيد. استقبال خاص در خانه.
 
. پیشرفت های فرزندان خود را ثبت کنید.
.  فهرستی از قابلیت فرزندتان تهيه كنيد.
را شناسايي كنيد. محرک هاي محسوس.
. قرارداد با بچه ها( براي هركاري با او شروطي بگذاريد )
. با مشکلات شجاعانه روبه رو شوید(الگوسازي )
.  راهنمایی هایی عملی و واضح .
. به کودکان یاد دهید ، آزادانه بیندیشند.
. کودکان راتشویق کنید مشکلات را حل کنند
. برای غلبه بر مشکلات تدابیری کارآمد آموزش دهید
. مسئولیت های اقتصادی را به آنها یاد دهید
-
به واکنش کودکان احترام بگذارید
. کار جدی را تحسین کنید
-
کودکان را به خاطر رفتاری مستقل تشویق نمایید
. بگذارید کودکان برای مهمانی تولد خود برنامه ریزی کنند
. وقایع مهم در زندگی کودکان را اعلام کنید
. موفقیت های کودکان را جشن بگیرید
ادامه دارد .....................

چاپ این مطلب

  چند نكته كه جهت بهبود وضعيت تحصيلي پيشنهاد ميشود:
ارسال کننده: a.a - 2018/02/10، 07:32 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

اهداف والدين براي تربيت مشخص است : پرورش وتربيت يك انسان شاد وراستگو،اخلاق گرا، سودمند وموثر ومستقل

والدين گرامي ، لطفا جهت بهبود وضعيت تحصيلي  فرزندتان به موارد زير عمل كنيد:
1- بوسیله متخصص از سلامتی چشم و گوش کودک مطمئن شوید .
2- درهنگام انجام تكاليف سعي كنيد ، فضای آرام و بدون تشنج را در خانه فراهم کنید .
3- اوقاتی را به باز کردن با کودک و شوخی کردن با او اختصاص دهید .
4- براي رفع خستگي کودک را درايام تعطيل به پارک ، سینما ، باغ وحش و سایر جاهای دیدنی ببرید .
5- سعی کنید اوقاتی را کودک به بازی بپردازد  .
6- کودک را تشویق کنید درباره خودش ، خاطرات مدرسه و چیزهای مورد علاقه اش با شما صحبت کند .
7- از سرزنش کردن و ایراد گرفتن و نصیحت بپرهیزید و به جای آن هر وقت کار مثبتی انجام می دهد اورا تشويق کنید .
8- به سوالات کودک شفاف وجزئي ساده و روشن و کوتاه جواب دهید كودكان مفاهيم كلي را متوجه نمي شوند .
9- نقاط قوت کودک را در درسها ، بازیها و سایر کارها به رخش بکشید و تمجید کنید .
10- با دادن برخی مسولیتها به کودک حس استقلال و اعتماد به نفس او را تشویق کنید .
11- سعي كنيد مفاهيم تربيتي را درقالب نمايش ويا قصه گويي به او بياموزيد.
12- در منزل کتاب یا روزنامه بخوانید و سعی کنید فرزندتان خواندن علاقمندانه و مشتاقانه شما را ببیند .
13- به اندازه کافی اسباب بازیهای ساده و خوب برای کودک تهیه کنید واز آنها به عنوان ابزار تشويق استفاده كنيد .
14- به کودک یاد بدهید که کتاب تنها وسیله خواندن نیست بلکه میتوان ازروزنامه ، تابلوهای راهنمایی ، تابلوهای مغازه نیز برای خواندن استفاده کرد .
15- با مدیر و معلم کودک ارتباط مهرآمیزی برقرار کنید و وضع کودکتان را در مدرسه جویا شوید .
16- پیشرفت کودک را بدون اینکه مکررا از او سوال کنید پی گیری نمائید .
17- برای محل مطالعه کودک اطاق ، نور ، صندلی ، میز و سایر لوازم را تهیه کنید .
18- سعی کنید درمقابل كودك از الفاظ زشت استفاده نكنيد .
19- برای اطمینان از سلامتی کودک همیشه او را تحت کنترل پزشک  وانجام آزمايشات دوره اي قراردهيد .
20- كودك را با القابي كه سبب كاهش اعتماد به نفس او ميشود صدا نكنيد وبجاي كلماتي كه بارمنفي دارند از كلمات با بار مثبت استفاده كنيد .
 
 

چاپ این مطلب

  بررسي وضعيت كودكان خياباني (كودكان كار) ازلحاظ روانشناسي تربيتي
ارسال کننده: a.a - 2018/02/05، 05:07 AM - انجمن: انجمن كودكان كار - پاسخ (6)

مطالعات بسیاری در مورد کودکان خیابانی نشان داده اند که آسیب های روانی در کودکان خیابانی شیوع زیادی دارد. بیشتر این آسیب ها مربوط به کودک آزاری و محیط آشفته و مسامحه کاری است که این کودکان از آن ها می آیند. این امر با سبک زندگی ای که در خیابان ها در پیش می گیرند، تشدید می شود.
پیش از هر مداخله، لازم است یک ارتباط مثبت با کودک ایجاد شود. بسیاری از این کودکان، تجارب آسیب زایی در مواجهه با بزرگ سالان داشته اند و به آنان اعتماد نمی کنند. برخی از آن ها به علت خشونت و اعتیاد خانواده، خانه را ترک گفته اند و به خیابان روی آورده اند و در آن جا یاد گرفته اند به یکدیگر تکیه کنند و به دیگران اعتماد نکنند، لذا افرادی که با کودکان خیابانی کار می کنند لازم است با این کودکان، حساس، صبورانه و بدون قضاوت برخورد کنند. اکثر این کودکان، وقتی کسی با کاغذ و قلم به سراغ شان می آید، نگران می شوند که این همه سوال را برای چه می پرسد. یک اسباب بازی کوچک مانند یویو وسیله ی خوبی برای ایجاد توجه است. در کنار کودکان بودن - برای مدتی طولانی - و پیوستن به بازی های آن ها (بدون داشتن وسائل و دفتر یادداشت) بهترین راه برای تماس برقرار کردن با آن هاست.
روش های مختلف ارزیابی روانی کودک شامل موارد زیر است:
مشاهده، مصاحبه، پرسش نامه و آزمون، مقیاس درجه بندی، شرح حال نویسی.
آزمون های روانی شامل موارد زیر هستند:
آزمون هوش وکسلر، مازها، نقاشی گودایناف، آزمون های شخصیت CAT، آزمون های پیش رفت تحصیلی شامل DAP(draw a person) (کشیدن نقاشی آدم) و جملات ناتمام.
در سال های اخیر، تکنیک های درمانی از قبیل موسیقی درمانی، هنر درمانی، بازی درمانی، رقص درمانی و سایکودرام، در کنار درمان های کلامی مرسوم به کار می رود. درمان با حرکات موزون بدنی، برای کودکانی که نمی توانند احساسات خود را به صورت کلامی نشان دهند، نوجوانانی که دردناک ترین خاطرات خود را مخفی می سازند، کودکان بزرگتری که آن قدر تنها، افسرده و سردرگم هستند که نمی توانند در باره ی تجارب آسیب زای زندگی خود با دیگران صحبت کنند. می تواند مفید واقع شود. درمان با تحرک بدنی، ارتباط میان جسم، ذهن و روح را بالا می برد و باعث ارتقای انعطاف، تعادل، اعتماد به نفس و عزت نفس می شود و برای کودک احساس هماهنگی، کنترل و تسلط ایجاد می کند.
بازی یکی از نیازهای اساسی کودکان است. بازی درمانی به شکل های مختلفی انجام می گیرد: بازی درمانی آدلری، شناختی رفتاری و.. ..
آموزش مهارت زندگی برای کودکان فرصتی ایجاد می کند تا بتوانند برخی مهارت های روانی اجتماعی را در خود بپرورانند و به آن ها کمک می کند که در زندگی روزمره، تصمیمات و رفتارهای سالمی را در پیش بگیرند.
وظایف مددکاران اجتماعی در قبال این کودکان چیست:
پیش گیری اولیه
با شناخت عوامل موثر بر زندگی کودکان در خیابان و با کمک و همکاری سازمان بهزیستی، آموزش و پرورش، صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهادهای مربوطه برای پیش گیری از حضور کودکان در خیابان برنامه ریزی صورت گیرد.
پیش گیری ثانویه
در این سطح، سه مرحله فعالیت انجام می گیرد:
  1. ۱مرحله ی شناسایی و جذب: مددکاران می توانند گروه سیار تشکیل دهند و به شناسایی این کودکان بپردازند و چنان چه امکان بازگشت به منزل برای شان فراهم است، اقدام کنند. در غیر این صورت آنان را به موسسات مربوطه هدایت کنند. جمع آوری این کودکان از طریق نیروی انتظامی یا شهرداری مطلوب نیست زیرا با زور نمی توان آن ها را سامان دهی کرد. البته گاهی ممکن است به همکاری نیروی انتظامی نیاز باشد اما این حضور نباید دائمی باشد. هر چه فاصله ی زمان حضور در خیابان تا شناسایی کمتر باشد، احتمال جذب کودکان خیابانی بیشتر است بنابراین داشتن سیستم جذب فعال و پویا ضروری است.
  2. ۲مرحله ی طبقه بندی کودکان: در این مرحله مددکاران با همکاری روان پزشکان، روان شناسان، پزشکان و مشاوران حقوقی می توانند کودکان را طبقه بندی کنند که برای این کار اقداماتی ضروری است از جمله:
تشکیل پرونده
  • بررسی خصوصیات زیستی و روانی و اجتماعی کودک با همکاری متخصصان از جمله روان پزشکان، روان شناسان، پزشکان، مشاوران حقوقی و یا دیگر متخصصین
  • بازدید از منزل و ارتباط با خانواده ی کودک (در صورت داشتن خانواده)
  • پی گیری درمان جسمی کودک همراه با پزشک
  • پی گیری برای حضانت کودکان با همکاری مشاور حقوقی موسسه و از طریق دادگستری (در صورت لزوم)
  • درمان اختلالات رفتاری با همکاری روان شناس و روان پزشک
  • درمان اعتیاد و مشکلاتی از این نوع
  • ارجاع به خانواده یا موسسه ی مربوطه و.. .
این ها بخشی از وظایف مددکاران اجتماعی در مقابل کودکان خیابانی است و با توجه به وضع هر کودک ممکن است متفاوت باشد.
  1. ۱مرحله ی سامان دهی کودکان: در این مرحله مددکاران اجتماعی باید توجه داشته باشند که بهترین ارجاع، بازگشت به خانواده است. اما اگر وضع خانواده به گونه ای است که صلاحیت نگه داری از کودک را ندارد، باید از ارجاع به خانواده پرهیز کنند چون احتمال فرار مجدد و یا استثمار خانواده و.. . وجود دارد.
در مرحله ی سامان دهی، مددکار اجتماعی ممکن است خدماتی را که در پی می آید عرضه و یا پیش نهاد کند:
  • فراهم کردن زمینه ی نگه داری کودکان در موسسات دولتی یا غیردولتی.
  • فراهم کردن زمینه ی آموزش کلاسیک (سوادآموزی) از طریق آموزش و پرورش، نهضت سواد آموزی و سایر نهادهای مربوطه.
  • فراهم کردن زمینه ی آموزش مهارت های زندگی و مقابله با مشکلات به منظور کاهش آسیب های اجتماعی و خطرها در این کودکان.
  • فراهم کردن زمینه ی آموزش حقوق و تکالیف فردی و اجتماعی.
  • فراهم کردن زمینه ی آموزش مهارت های فنی و حرفه ای برای کودکان بالای 15 سال.
  • فراهم کردن زمینه ی استفاده از برنامه های فرهنگی، تفریحی و ورزشی.
  • عرضه ی خدمات بهداشتی و درمانی و.. ..
مشاوره
جلسات مشاوره به دو صورت فردی و گروهی اجرا می شوند.
جلسات گروهی:
تمرکز آن بیشتر بر روی مسائلی است که در جلسات آموزشی مهارت های زندگی برجسته شده. در این جا مشاور به عنوان تسهیلگر، عمل و به افراد کمک می کند. از آن جا که کودکان خیابانی پس زمینه هایی از درد و رنج دارند، جلسات گروهی به آن ها کمک می کند تا با یک دیگر ارتباط برقرار کنند، دردهای خود را بدون مانع با یک دیگر در میان بگذارند و در بین خودشان اعتماد و حمایت ایجاد کنند.
جلسات فردی:
مشاوره ی فردی، ارتباطی چهره به چهره میان مشاور و مراجع است و در آن مشاور به مثابه یک تسهیلگر به مراجع کمک می کند تا در یک روند درمانی، به اهداف مورد نظر دست یابد.
تمرکز مشاوره ی فردی، بر روی مسائل و موضوعات عمیق عاطفی است. مشاور ابتدا با ایجاد یک رابطه ی حرفه ای (رپورت) و جو اعتماد و سپس با درمان رفتاری و شناختی و.. . به مراجع کمک می کند تا از این آلام آسوده گردد.
در مورد کودکان کار - که به علت نیازمندی و فقر مجبور به کار در خیابان هستند – بایستی از طریق حمایت از خانواده و فراهم کردن زمینه ی توان مندسازی مانع حضورشان در خیابان ها شد که این امر منوط به حمایت های منطقی دولت خواهد بود. این حمایت ها باید زمینه ی قادرسازی آن ها را فراهم کند و گداپروری و تنبلی را گسترش ندهد و به گونه ای هم نباشد که افراد حاضر نشوند دست از کار در خیابان بکشند چون میزان درآمد آنان بسیار بیشتر از حمایت سازمان های دولتی و نهادهای عمومی است!
هر گونه اقدام جهت پیش گیری یا کنترل پدیده ی اجتماعی کودکان خیابانی مستلزم شناخت این گروه در دسته بندی هایی است که به آن ها اشاره گردید اما این پیش گیری و کنترل نیازمند ابزارهای ویژه ای هستند که دستگاه اجرایی، سازمان های غیردولتی و مراکز خیریه ای، نقش تاثیرگذاری بر آن دارند. از مهم ترین این عوامل می توان به:
*حساس شدن و فعال شدن نهادهای دینی نسبت به پدیده ی کودکان خیابانی،
*حمایت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی از طریق سازمان های غیردولتی از خانواده های کودکان خیابانی و گسترش سیستم تامین اجتماعی،
*ایجاد و گسترش مراکز شبه خانواده برای کودکان خیابانی فاقد خانواده همچون سپردن آنان به خانواده های فاقد فرزند، برای آن دسته از کودکان خیابانی که فاقد والدین هستند،
*ایجاد مراکز سیار و موقتی به عنوان سرپناه برای کودکان فاقد خانواده،
*تامین و ایجاد سرپناه شبانه و ارائه ی آموزش های کارهای فنی و حرفه ای،
*ارائه ی خدمات مددکاری در محل حضور کودکان خیابانی در خیابان ها،
*تفکیک بین دختر و پسر خیابانی جهت پیش گیری و کنترل آسیب های اجتماعی،
*ضرورت رویکرد اجتماعی به این پدیده و توجه به این که خیابانی بودن جرم نیست ولی می تواند منجر به جرمی همچون بزه کاری گردد،
*مطرح کردن بحث کودکان خیابانی از طریق نشریات، صدا و سیما و حساس ساختن مردم نسبت به مشکلات کودکان خیابانی،
*توسعه و تجهیز منابع انسانی برای کار با کودکان و نوجوانان خیابانی در موسسات دولتی و غیردولتی،
*تجهیز و فعال نمودن نهادهایی که در سطح شهرداری ها، دولت و سازمان های غیر دولتی، با حقوق کودکان و نوجوانان سرو کار دارند،
*و استفاده از تجربیات موفق سایر کشورها در امور سامان دهی و بازپروری کودکان خیابانی اشاره نمود.
با توجه به مطالب فوق باید اذعان داشت که پدیده ی کودکان خیابانی که هر روز شاهد افزایش جمعیت آن ها هستیم، مستلزم بازنگری در راه کارهای استفاده شده در این حیطه است زیرا این کودکان در رده های سنی مختلف قرار دارند، احتیاج به محیط مناسب برای رشد خواهند داشت. لذا باید با توجه به عواقب این پدیده که شامل بزه کاری، سرقت، اختلال های شخصیتی و.. . می شوند، تلاش شود تا شناختی بهتر از وضعیت این کودکان حاصل گردد.
در حال حاضر این پدیده از شهرهای بزرگ مانند: تهران، اصفهان، شیراز و مشهد به شهرهای کوچک نیز سرایت پیدا کرده است و در صورت عدم برنامه ریزی دقیق شاهد آسیب های اجتماعی این پدیده خواهیم بود.
                                                                                                                                                                                                

چاپ این مطلب

  سوال تربيتي كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/29، 09:02 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

من مادر دوپسر10ماهه و7ساله هستم آدم بانظم ومسءولیت پذیر هستم اماپسرم چه درمدرسه وچه درخانه بی نظم وشلخته است وهرروزتاجایی که لازمه بهش کاراشو یادآوری میکنم اما باز گوش نمیدهد ازدست این همه شلختگی واقعا خسته شدم ودیگر نمیدانم چطور باهاش رفتار کنم لطفا راهنماییم کنید باتشکرازشما؟؟؟؟
پاسخ : مهمترين نكته درروش هاي تربيتي بايد مد نظر داشت وهميشه مورد تاكيد بوده الگو برداري كودكان از والدين وهمسالان بوده كه كودكان دربيشتر مواقع رفتارهاي خود را از طريق الگوبرداري  مي آموزند وانجام مي دهند با توجه به اينكه شما فرد منظمي هستيد شايد بتوان به دلايل ديگر نيز تاكيد كرد مثل يادگيري از همسالان وغيره و درضمن
درزمينه شلختگي ورفتارهاي بي نظمي مي توان از  روش هاي اصلاح رفتار مثل روش شكل دهي استفاده كرد يعني شما به مرور زمان براي شكل گرفتن آن رفتار مورد نظر از نظم دهي كوچك شروع كرده وبه مرور زمان رفتار كودك را به رفتار دلخواه نزديك مي كنيد تا درنهايتا به رفتار ايده آل نزديك شويد ورعايت موارد ذيل مي تواند كارساز باشد:

.
آموزش‌ها: یعنی باید به كودكان آموزش دهیم تا در دنیای جدید بدون سردرگمی زندگی كند بدون ايجاد بي نظمي.(قصه گويي)
2-ذكرات: باید از انضباط برای كودكان تعریف كرده و آن را لازمه‌ی موفقیت بدانیم.
 3-تهیه مقررات: تهیه مقررات و تنظیم آن به كودكان یك كار اساسی است و باید قوانین منطقی در نظر بگیریم واجراي آن را جدي بگيريم .
4-جنبه الگویی: باید برای كودكان  الگو بوده و عامل و مجری نظم باشیم و اگر خود منظم نباشیم انتظار نظم از كودك بیهوده است .
5. تنظیم برنامه: باید سعی كنیم با برنامه‌ای به زندگی كودكان نظم ببخشیم.
6.نشان دادن آثار: كودكان را باید از فواید نظم و زیان های بی نظمی آگاه كنیم.
 7.سپردن مسولیت: باید مسئولیت‌هایی در رابطه با نظم به كودكان بسپاریم برای مثال: مسولیت نظم اتاق   
8.زمینه سازی برای عادات: اگر بتوان رعایت نظم را بخشی از زندگی كودك كرد در آن صورت به آن عادت خواهد كرد.

علاوه براين موارد مي توانيد درزمينه حذف رفتار نامطلوب از روش هاي ذيل استفاده كنيد:

1.خاموشی :

برای اینكه رفتار نامطلوب كودكان ادامه نیابد می‌بایست  شرایط طوری فراهم شود كه برای انجام دادن آن رفتار نا مطلوب پاداشی دریافت نكند.
 
 2 . اشباع :   
 رفتار نامطلوب كودكان به مدت طولانی تقویت می‌شود تا دانش‌آموز اشباع شود و احتمال تكرار آن كاهش یابد یعنی درست برعكس خاموشی و این روش بر خلاف تنبیه عوارض جانبی ندارد.
 
3 . تقویت رفتار مغایر :
 رفتاری را كه مغایر با رفتار نامطلوب است تقویت می‌كنیم كه خود از یك اصل روانشناسی ناشی می‌شود كه انسان نمی تواند خود را همزمان روی دو رویداد مخصوصا اگر مغایر باشد متمركز كند.
 
4. محروم كردن :
یعنی كودك به خاطر رفتار نامطلوبی كه انجام داده است از دریافت تقویتی محروم می شود برای مثال كودكي  كه به كلاس علاقه دارد به خاطر بی نظمی از كلاس اخراج می‌شود.
 
 5  . جریمه كردن :
 یعنی كم كردن مقداری از عامل تقویت كنند به دلیل انجام رفتار نامطلوب برای مثال كم كردن تفريحات به دلیل شیطنت یا بی نظمی

چاپ این مطلب

  سوال تربيتي كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/14، 06:57 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

من وهمسرم از هم متاركه كرده ايم مدت دوسال است كه دوفرزندم با من زندگي مي كنند پسر هفت ساله اي دارم كه مدام درحال جست وخيز است دركلاس درس اصلا به درس توجهي نداره ودايم وسط كلاس مي چرخه وقتي هم كه ميگيم يك جا بنشين مشت ها را بهم گره مي كنه احساس مي كنم كه خيلي بهش فشار مي ياد من خودم هم خيلي روحركاتش حساس شدم بطوريكه حتي با اون به سركلاس مي رم وباهم برمي گرديم احساس مي كنم اگه مواظب بچه ها نباشم ممكنه به راه خلاف بروند مدتي هم ميشه كه پسرم دچار توهم شده ودايم ميگه يك صدايي ميشنوم كه مدام با من حرف ميزنه  از يك بابت هم فكر مي كنم نكنه تاثير صحبت هاي شبانه اي هست كه با خواهرش داره واو اين را ترسونده وداستانهاي تخيلي براش تعريف كرده باشه ولي دركل ازاين حالتش خيلي  مضطرب شدم خيلي نگرانش هستم  درضمن يك خصلت بد هم داره كه روي همه تف مي كنه ومن را از همه شرمنده مي كنه لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟
پاسخ : درمورد (فرزندان طلاق )در بسیاری از مواقع این والدین هستند که سبب پایین آمدن تحمل شکست و عزت نفس فرزندانشان  وهمچنين ايجاد تيك هاي عصبي وتنش دراين كودكان ميشوند ، مخصوصا والدین کمالگرا یا بی نقص گرا  Perfectionist  ناخودآگاه تنش زیادی به فرزندشان بابت موفق شدن وارد می کنند اين والدين اصولا بخاطر پركردن خلع هاي عاطفي ونوعي احساس گناه درپيدايش اين موقعيت براي كودك سعي درجبران اين خلع پيدا مي كنند واين درحالي است كه بجاي تمديد مرمت روح آسيب ديده كودكان خود به پرورش جسم آنها مي پردازند وبا توجه زياد ودادن هديه هاي رنگارنگ بر روند تربيتي كودكان اسيب مي زنند وآنها را كودكاني لوس وازخود راضي بارمي آورند امادرمورد فعاليت هاي بي مورد فرزندتان دركلاس درس ،بايد گفت:می تواند مشخصات علامت و یکی از شاخصه های نقصان توجه درDSMIV  باشد،  احتمال نقصان توجه درDSMIV  وجود دارد   ولي طبق توصيف شمااز رفتار كودك همراه با  اضطراب ، خیالپردازی ، مکانیزم دفاعی Daydreaming )كه مربوط به عواقب جدايي والدين مي باشدكه ميبايست بررسي دقيق تر انجام شود.دركل بايد فرضيات ذيل بررسي شود:


1) Abuse   :  احتمال این که از طرف خواهر بزرگترش تحت فشار قرار گرفته باشد وجود دارد. سوالی که می شد بپرسیم این بود که آیا با خواهرش درگیر است ؟ و یا ممکن است قربانی قلدری در مدرسه شده باشد .

2) Borderline IQ  که امسال با توجه به سخت تر شدن درسها موجب افت تحصیلی شده است و همین خلق کودک را گرفته و برایش اضطراب ایجاد کرده و این سیکل منجر به حواس پرتی و رفتارهای گریز از اضطراب شده است
3) موارد شایعی که ممکن است باعث افت عملکرد تحصیلی شوند مثل اختلالات اضطرابی ، افسردگی ، کم خونی و اختلالات خواب ،اختلالات يادگيري
4) Computer addiction   که باعث کم تحملی ، اختلال حافظه عملکردی ، رویای روزانه و ... می شود .
درخصوص خصلت بدي كه گفتيد بروي ديگران آب دهانش را پرت مي كند مي تواند ناشي ا زفشارهاي دروني باشد كه نمي تواند بازگو كند ويا توجه بيش از حد شما به او كه باعث بي ادبي ولوس كردن او باشد كه پيشنهاد ميشود كه تحت نظر يك متخصصص روند اصلاح رفتار وشكل دهي رفتار انجام شود نگران نباشيد اصولا اين رفتارهاي زشت كودكان گذرا است وطي دوره اي برطرف خواهد شد.
 












چاپ این مطلب

  سوال تربيتي كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/10، 11:39 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

كودكي هفت ساله دارم كه بعد از جدايي من ومادرش گوشه گيري مي كند ودرمدرسه نيز با همسالانش روابطي برقرار نمي كند و رفتارش تهاجمي شده طوري كه حتي به گفته هاي معلمش توجهي به درس  نمي كند ضمنا بنا به شرايط شغلي مجبود هستم او را براي مدتي درروز تنها بگذارم  لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟
خصوصيات اخلاقي كودكان بعد از جريان جدايي والدين تغيير پيدا مي كند:
1-   كودكتان بعد جريانات طلاق  احساس گناه مي كند.

2-   احساس مي كند بين والدين گيرافتادن وحق انتخاب ندارد(اضطراب واحساس گناه ).
3-  احساس بي تكيه گاهي مي كند ونسب به آينده خود ترديد دارند.(پايين امدن اعتماد به نفس)
4-  كودك شما ابتدا از مكانيسم انكار استفاده مي كنند  ولي بعد ها اين مكانيسم جاي خود را به مكانيسم هاي دليل تراشي وغيره مي دهد.(همكلاسي ها نمي گذارند من حواسم به درس باشد)
5-  دربعضي از موارد پرخاشگري وتهاجم مي كند ( ايجادضعف دربرخورد باهمسالان اعتماد به نفسش را ازدست مي دهد).
6-  نسبت به همه چيز بي اعتماداست هرچه از او سوال مي كني قادر به پاسخ گويي مستقل نيست(فشار توسط والدين )
7-  دربيان احساسات خود  زماني كه به بن بست مي خورد از ابزار خشم استفاده مي كنند.(خشم درون )
8- افت تحصيلي دارد (كه با كلاس هاي جبراني قابل حل است) .
9- اصولا گوشه گيري مي كند وافسرده است.(انزوا كه با دادن مسئوليت جبران ميشود)
10-  احساس بي هدفي وسردرگمي دارد.(مشاركت دادن درگروه)
11-احساس انزواي اجتماعي وشكايات جسمي دارد.(تنها راه جلب توجه براي اين كودكان)
12- از آنجا که تغییر ناگهانی سبک زندگی برای کودک استرس زابوده است و سوال هایی را در ذهنش داشته كه بي پاسخ مانده از لحاظ روحي به او آسيب زده.
13-  ازكودك خود بخواهيد احساسات منفي ومثبت خود را به زبان آورد اين باعث كاهش تنش واسترس كودك شما مي شود.بايد بتواند صادقانه به شما درمورد احساساتش راست بگويد.
 
14- شما درپاسخ هاي فرزندتان درمورد جدايي با همسرتان مي توانيد اينگونه پاسخ دهيد: همان طور که خودت می دیدی، ما با هم خوشبخت نبودیم و مشکلات زیادی داشتیم که تصمیم گرفتیم برای بهتر و خوشبخت تر زندگی کردن با کمی فاصله از هم زندگی کنیم. چنین جوابی گویای همه واقعیت نیست، اما دروغ هم نیست و کودک توانایی درک کردنش را هم دارد براي اينكه كودكتان را حفظ كنيد لازم به خراب كردن طرف مقابل نيست زيرا اين امر موجب تضعيف روحيه فرزند شما به مرور زمان خواهد بود، متنفر شدن کودک از یکی از والدین ، عواقب منفی بسیاری را به دنبال دارد و از جنبه های مختلف تا پایان زندگی او تاثیر مخربی می گذارد. در این شرایط والدین باید توضیح دهند که مشکلات پیش آمده مربوط به من و پدرت است اما هر دوی ما تو را دوست داریم و برای خوشبخت بودنت تلاش می کنیم. والدینی که همسرشان آنها را ترک کرده، به جای اینکه به کودک بگویند بابا یا مامان تو را دوست نداشت، باید بگویند او نیاز داشت کمی تنها باشد تا مشکلاتی که دارد را حل کند.
15-  می توانید با شبیه کردن سبک زندگی کودک تان به زندگی قبل از طلاق ، آسیب های این اتفاق را کم کنید. کودک شما یک فقدان بزرگ را تجربه می کند پس با گرفتن دیگر ابعاد دوست داشتنی زندگی اش از او، تحمل این اتفاق را برایش دشوارتر نکنید. مطمين باشيد بادادن فرصت به كودكتان براي ديدن مادرش ا ز لحاظ روحي ورواني كمك شاياني را به او مي كنيد حتي اگر مادر فرزندتان از نظر شما صلاحيت نداشته باشد اين كار روند زندگي او را از لحاظ روحي متحول خواهد كرد.
16- فرزندتان را با افراد موفقي كه مشكلات جدايي والدين را دركودكي تجربه كرده اند همصحبت كنيد تا از تجارب مثبت خود نزد او صحبت كنند، او بايد بداند او تنها كسي نيست كه اين واقعيت تلخ را تجربه مي كند وزندگي فرصت هاي شرين ديگري را جهت جبران اين خلع به اوخواهد داد .

چاپ این مطلب

  كمرويي
ارسال کننده: a.a - 2018/01/06، 08:32 AM - انجمن: انجمن رفتاردرماني - بدون پاسخ

برادرزاده من 10 سالشه پسره خیلی خیلی خجالتیه تو مدرسه از حقش نميتونه دفاع كنه بچه های دیگه اذیتش مي كنند بهش زور ميگن موقع درس جواب دادن هول مي كنه خلاصه خیلی نگرانش هستيم ممنون ميشم راهنمايي كنيد؟

مشكل برادرزاده شما درحقيقت مربوط به سالهاي اولي ميشه كه وارد مدرسه شده اصولا بعضي ازكودكان كلاس اولي با ورود به محيط مدرسه وفضاي جديد دچار استرس و مشكل درايجاد روابط اجتماعي ميشوند كه معمولا با احساس وابستگي زياد به مادر وگريه در روزهاي اول وگوشه گيري وافسردگي خود را نشان مي دهد كه والدين دراين سن بايد از طريق مراجعه به مشاور مدرسه از راهبردهاي رفتار درماني مثل بازي درماني وقصه درماني ودادن مسئوليت در محيط مدرسه وراهكار هاي ديگر اين مشكل را برطرف كنند . پيشنهاد مي گردد حتما به يك رفتار درمان خوب مراجعه كنيد .

چاپ این مطلب

  سوال تربيتي كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/01، 05:32 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

سلام. من در تربیت پسرم که ۱۲ سال داره مشکل دارم. مشاور انی که ازشون کمک گرفتم نتونستند کمکم کنند . از شما کمک می خوام و خواهش می کنم راهنماببم کنند.چطور یا با استفاده از چه کتابی می تونم مشکلم رو بر طرف کنم؟ما خانواده ای هنرمند و اهل مطالعه هستیم و امکانات خوبی در اختیار پسرم قرار میدیم.

پسر من ۱۲ ساله ،بسیار باهوش،اهل مطالعه، پر از اطلاعات علمی و بسیار لجباز، مغرور و زود عصبانی میشه و خودشو کنترل نمی کنه و من همیشه نگران برخوردش با دیگران هستم.
لطفا راهنماییم کنید.
پاسخ : اصولا عصبانيت وپرخاشگري  براي نوجوانان درحال رشد و نزديك به سن بلوغ تا حدودي طبيعي وقابل قبول ميباشد زيرا جسم اين كودكان از لحاظ هورموني درحال تغييراتي است كه موجب انفعالاتي دربدن آنها ميشود وموج اين فشارها به سيستم اعصاب آنها فشار آورده وباحالات تنش استرس ،عصبانيت ولجاجت با والدين وهمسالان بروز مي كند وليكن درنهايت عصبانيت دركودكان ناشي از نوعي  احساس حقارت است كه از دوران كودكي به همراه آنان است زيرا اصولا دردوره كودكي بشر رويابافي وقدرت طلبي را دوست دارد و زماني كه كودك نتواند درجبران اين احساس حقارت تلاش كند وجهت دهي غلط بشود مي رود به سمت سلطه جويي قدرت طلبي وپرخاشگري آنچه مهم است دادن اعتماد به نفس به كودك توسط والدين  است وبرنامه ريزي براي اوقات فراغت وصرف انرژي مضاعف آنها ميباشدشخصيت رشد يافته براي برتري خود تلاش نمي كند بلكه براي كمال حركت مي كند ( همدلي ) تلاش براي كمك به ديگران و مي داند كه براي ازبين بردن حقارت خود بايد به جامعه بپيوندد در اينجا وظيفه والدين تلاش براي ايجاد علاقه اجتماعي است كه اولين قدم مشاهده رابطه خوب پدر ومادرو ديدن حس همكاري ميان ان دو توسط كودك است،
. ودراين زمان كودكي كه جدايي عاطفي بين پدر ومادر را مشاهده كند به جاي هدف مبتني بر علاقه اجتماعي وحس همياري را تجربه كند روبه سوي خودكامگي وبرتري شخصي مي رود.وبه مراتب اثر اين روابط بسيار قوي تر از وراثت است شما مي توانيد پس از بررسي روابط خانوادگي ومحيط منزل به بررسي عوامل اجتماعي ديگر مثل همسالان وغيره بپردازيد به هرحال فرزند شما از شخص خاصي الگو برداري كرده ويا ازبحران خاصي رنج ميبرد كه آن را بصورت عصبانيت نشان مي دهد درضمن برنامه غذايي خود را نيز بررسي واز مواد غذايي استفاده كنيد كه انرژي بخش وآرامش بخش باشد.

چاپ این مطلب