مهمان گرامی، خوش‌آمدید!
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.

نام کاربری
  

گذرواژه‌
  





جستجوی انجمن‌ها

(جستجوی پیشرفته)

آمار انجمن
» اعضا: 5,998
» آخرین عضو: SwegGoozy
» موضوعات انجمن: 136
» ارسال‌های انجمن: 167

آمار کامل

کاربران آنلاین
در حال حاضر 13 کاربر آنلاین وجود دارد.
» 1 عضو | 12 مهمان
SwegGoozy

آخرین موضوع‌ها
оборудование для отделки ...
انجمن: انجمن مشكلات يادگيري كودكان
آخرین ارسال توسط: GmorgeEstap
3 ساعت پیش
» پاسخ: 2
» بازدید: 62
оборудование для фасада з...
انجمن: انجمن مشكلات يادگيري كودكان
آخرین ارسال توسط: Annaweern
9 ساعت پیش
» پاسخ: 0
» بازدید: 26
оборудование для отделки ...
انجمن: انجمن مشكلات يادگيري كودكان
آخرین ارسال توسط: Frankbuh
10 ساعت پیش
» پاسخ: 1
» بازدید: 36
леса строительные техниче...
انجمن: انجمن مشكلات يادگيري كودكان
آخرین ارسال توسط: Annaweern
10 ساعت پیش
» پاسخ: 0
» بازدید: 9
Learn English
انجمن: سوالات تربيتي والدين
آخرین ارسال توسط: englewbon
دیروز، 05:55 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 30
леса строительные техниче...
انجمن: انجمن مشكلات يادگيري كودكان
آخرین ارسال توسط: Annaweern
دیروز، 10:33 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 48
اساسی ترین نیاز نوجوان: ا...
انجمن: روانشناسي تربتي نوجوان
آخرین ارسال توسط: Annaweern
دیروز، 07:17 AM
» پاسخ: 2
» بازدید: 655
نكاتي درمورد نحوه برخورد ...
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: ronnieju3
2018/05/19، 05:06 AM
» پاسخ: 1
» بازدید: 771
مهمترين عوامل دريك تربيت ...
انجمن: سوالات اختصاصي كاربران
آخرین ارسال توسط: AaoonAdams
2018/05/17، 11:30 PM
» پاسخ: 2
» بازدید: 234
تأثیر بازی های رایانه ای ...
انجمن: انجمن كودك وبازيهاي رايانه اي
آخرین ارسال توسط: rezadehghan
2018/05/17، 08:00 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 269

 
  سوال كاربران
ارسال کننده: a.a - 2018/01/01، 05:19 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

سلام من پسر ۳ ساله دارم اصلا دوست نداره جایی بریم وقتی خانه کسی میریم لج میکنه یا وقتی به خرید میریم داخل مغازه نمیاد با هیچ بچه ای کنار نمیادولی زمانی که درمنزل هست اصلا اذیت نداره خودش بازی میکنه میخواستم نظر شما را درباره مهد کودک بپرسم ؟چند نفر مهدو پیشنهاد دادن میگن روابط اجتماعی کودک خوب میشه .ارتین بچه اول این خانوادست و تک فرزنده؟

پاسخ :والدين عزيز بايد بدانند كه كودكان درسنين بالاي تمايل به استقلال طلبي دارند و اينكه به پدر ومادر نشان دهند ديگر ضعيف نيستند ومي توانند به عنوان يك شخص برخي كارها را انجام دهند و كودك دراين سن شروع به لجاجت با والدين مي كند ومي خواهد برخي از كارها را به تنهايي انجام دهد همچنين براي اين قدرت طلبي واستقلال طلبي كودكاني كه درجمع همسالان بسر مي برند با ديگر كودكان سر ناسازگاري دارند شما بايد بتوانيد درحين اينكه آزادي واستقلال كودك را خدشه دار نكنيد به عنوان يك والدين مقتدر مسير درست را به كودك نشان داده وبصورت غير مستقيم او را كنترل كنيد ودرصورتيكه كودك شروع به لجاجت كرد رفتار او را ناديده بگيريد واز راهبردهاي غير مستقيم مثل قصه گويي ويا گفتا رغير مستقيم ويا تشويق كارهاي مثبت كودك اين رفتارها را كنترل كنيد واين رفتار كودك شما دراين سن مرتبط با رفتارهاي اجتماعي نيست بلكه ناشي از رفتار استقلال طلبي كودكان دراين سنين ميباشد پيشنهاد ميشود رفتن به مهد را تا سن پنج سال به تعويق بياندازيد زيرا درصورت حضور شما درمنزل ضرورتي به مهد نيست.

چاپ این مطلب

  علل ايجاد پرخاشگري دركودكان كدامند؟
ارسال کننده: a.a - 2017/12/17، 06:29 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - پاسخ (1)

1-  الگوپذیری‌ كودكان‌ از والدین‌
یكی‌ از دلایل‌ بسیار مهم‌ پرخاشگری‌ در كودكان‌ یادگیری‌ است. یعنی‌ كودكانی‌ كه‌ الگوهای‌ رفتاری‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌اند، همانند الگوهای‌ خود رفتار می‌كنند. چنانچه‌ پدر یا مادری‌ خلق‌وخویی‌ عصبانی‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نیز پرخاشگر خواهد شد. این‌ رفتار توسط‌ كودك‌ یاد گرفته‌ می‌شود. از آن‌ جا كه‌ كودكان‌ با والدین‌ همانندسازی‌ می‌كنند، بنابراین‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فراگرفته‌ می‌شود. توضیح‌ این‌ كه‌ فرایند همانندسازی‌ كاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ می‌پذیرد.
نكته‌ دیگر این‌ كه‌ حتماً لازم‌ نیست‌ والدین‌ با خودِ كودك‌ پرخاشگری‌ كرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهای‌ خشونت‌بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این‌ گونه‌ رفتار را فرامی‌گیرد. بنابراین‌ كودكان‌ از طریق‌ مشاهده، رفتارهای‌ والدین‌ را می‌آموزند.
بر این‌ نكته‌ تاكید می‌كنم‌ كه‌ كودكان‌ با چشمان‌ خود می‌آموزند؛ یعنی‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ می‌كنند، یاد می‌گیرند؛ حتی‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقیم‌ در مورد خود آن‌ها صورت‌ نگیرد.
2- كودكان‌ ناكام‌ پرخاشگر می‌شوند
ناكامی‌ یكی‌ از مسائلی‌ است‌ كه‌ به‌ پرخاشگری‌ می‌انجامد. وقتی‌ كودك‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نیابد و ناكام‌ شود، یكی‌ از رفتارهایی‌ كه‌ از او سر می‌زند پرخاشگری‌ است.
3- اضطراب‌ و پرخاشگری‌
كودكان‌ مضطرب‌ نمی‌توانند كودكان‌ آرامی‌ باشند. آن‌ها رفتارهایی‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز می‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشیمان‌ می‌شوند و از والدین‌ خود عذرخواهی‌ می‌كنند. اگر از كودك‌ مضطرب‌ بپرسیم‌ كه‌ چرا پرخاش‌ می‌كنی‌ و عصبانی‌ هستی؛ خواهد گفت‌ نمی‌دانم.؛ یا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نیست.
پس‌ چنانچه‌ كودكی‌ بلافاصله‌ بعد از عصبانیت‌ و پرخاشگری‌ پشیمان‌ شد و عذرخواهی‌ كرد، علت‌ پرخاشگری‌ او اضطراب‌ است. برای‌ ازبین‌بردن‌ خشم‌ كودك‌ بایستی‌ اضطراب‌ و نگرانی‌ وی‌ را شناسایی‌ كنیم‌ و در رفع‌ آن‌ بكوشیم.
4- پرخاشگری، نشانه‌ای‌ از تضادهای‌ درونی‌
گاهی‌ كودكان‌ در دوگانگی‌ و تضادهای‌ درونی‌ قرار می‌گیرند. یا بهتر بگوییم، گاهی‌ بر سر دوراهی‌هایی‌ گیر می‌كنند و نمی‌دانند كدام‌ راه‌ را انتخاب‌ كنند؛ و این‌ حالت‌ آن‌ها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ می‌كند. برای‌ مثال‌ كودكی‌ كه‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفی‌ وقتی‌ می‌بیند تمام‌ كودكان‌ به‌ مدرسه‌ می‌روند، همزمان‌ تمایل‌ به‌ مدرسه‌رفتن‌ نیز دارد، دچار دوگانگی‌ می‌شود.
به‌ كودكان‌ خود كمك‌ كنیم‌ كه‌ در دوراهی‌های‌ زندگی، مدتی‌ طولانی‌ قرار نگیرند. آن‌ها بایستی‌ به‌سرعت‌ و بادقت‌ درست‌ترین‌ كار را انجام‌ دهند.
5- پرخاشگری‌ و افسردگی‌
پرخاشگری‌ و كج‌خلقی‌ در كودكان‌ چنانچه‌ با علامت‌های‌ دیگر همراه‌ باشد، می‌تواند نشانه‌ای‌ از افسردگی‌ باشد كه‌ در این‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرایط‌ زندگی‌ كودك‌ تمام‌ و كمال‌ مورد بررسی‌قرار گیرد.
6- پرخاشگری؛ بیماری‌ها؛ مصرف‌ دارو
بعضی‌ از بیماری‌ها به‌ مصرف‌ دارو نیاز دارد و ممكن‌ است‌ از عوارض‌ جانبی‌ داروها كج‌خلقی‌ و رفتارهایی‌ باشد كه‌ خشونت‌ را برمی‌انگیزند.
7- خشونت‌ و مدرسه‌
گاهی‌ كودكان‌ در مدرسه‌ قربانی‌ خشونت‌ می‌شوند؛ و این‌ قربانی‌شدن‌ باعث‌ می‌شود كه‌ خود آن‌ها نیز عامل‌ خشونت‌ شوند.

 
 
 
 
2-    عواملی‌ كه‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ می‌انجامند، عبارتند از:
- وقتی‌ كودكی‌ توسط‌ دانش‌آموزان‌ دیگر مورد تمسخر قرار گیرد.
- وقتی‌ كودكی‌ توسط‌ دانش‌آموزان‌ دیگر
كتك‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد.
- وقتی‌ كودكی‌ همیشه‌ از مشاجرات‌ فرار می‌كند و حتی‌ در مواقعی‌ به‌ گریه‌ متوسل‌ می‌شود.
- وقتی‌ كودكی‌ مرتب‌ اشیا، وسایل‌ و پول‌ خود را گم‌ می‌كند.
- وقتی‌ كودك‌ از
لحاظ‌ ظاهری‌ (پارگی‌ لباس‌ و یا نامناسب‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار می‌گیرد.
 -خجالتی‌بودنو سكوت‌ مكرر در كلاس.
 -افت‌ تحصیلی، افسردگی‌ و ناراحت‌بودن.
این‌ عوامل‌ كودك‌ را قربانی‌ خشونت‌ دیگران‌ می‌كند و خود كودك‌ نیز عامل‌ خشونت‌ می‌شود و رفتارهای‌ پرخاشگرانه‌ از او سر خواهد زد.
درمان‌
:
برای‌ درمان‌ پرخاشگری‌ در كودكان‌ اولین‌ گام‌ این‌ است‌ كه‌
:
1- نوع‌ پرخاشگری‌ آن‌ها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضیحاتی‌ كه‌ ارائه‌ شد شناسایی‌ كنیم؛ و پرخاشگری‌ را به‌ صورت‌ موردی‌ برطرف‌ نماییم.
2-در مورد كودك‌ پرخاشگری‌ كه‌ الگوپذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ كودك‌  كار كرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.
3- اگر پرخاشگری‌ در اثر ناكامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ كودك‌ ناكام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌داشتنی‌ كمك‌ كنیم.
4- در مواردی‌ كه‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ كودك‌ مطلع‌ شویم. به‌ كودكان‌ مضطرب‌ باید فرصت‌ صحبت‌كردن‌ بدهیم‌ تا نگرانی‌ خود را ابراز كنند و تا حد امكان‌ بایستی‌ سعی‌ كنیم‌ در جهت‌ رفع‌ نگرانی‌ای‌ كه‌ آن‌ها را آزرده‌ است، قدم‌ برداریم. ورزش‌كردن‌ برای‌ این‌ كودكان‌ بسیار مؤثر است‌ و باعث‌ تخلیه‌ هیجانی‌ می‌شود.
5- در كشمكش‌های‌ درونی‌ بایستی‌ كودك‌ را از حالت‌ دوگانگی‌ خارج‌ ساخت. كمك‌ به‌ كودكان‌ در تصمیم‌گیری، باعث‌ می‌شود كه‌ بیاموزند به‌ حالت‌های‌ دوگانه‌ درونی‌ خود پایان‌ بخشند.
6-  در پاره‌ای‌ از موارد، كودك‌ افسرده‌ پرخاشگری‌ شدیدی‌ از خود نشان‌ می‌دهد. در این‌ میان‌ لازم‌ است‌ به‌ این‌ نكته‌ پی‌ ببریم‌ كه‌ او چه‌ چیز دوست‌داشتنی‌ای‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ می‌شود مورد ازدست‌رفته‌ را برای‌ او جبران‌ كنیم.
7- در مورد پرخاشگری، شیطنت‌ و مصرف‌ دارو بایستی‌ حتماً با پزشك‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشیم‌ تا كودك‌ از نزدیك‌ مورد معاینه‌ قرار گیرد.
8-  هنگامی‌ كه‌ كودك‌ قربانی‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بایستی‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ كنیم‌ و لازم‌ است‌ كه‌ ایشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با كودكان‌ خشونتگرا برخورد كنند؛ و نیز كودكانی‌ را كه‌ قربانی‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهای‌ خوبشان‌ مورد تشویق‌ و تایید قرار دهند.
9-  چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگری‌ كودك‌ خصمانه‌ است، بایستی‌ كودك‌ را از آزار و اذیت‌كردن‌ دور كنیم‌ تا مجبور نباشد برای‌ تلافی‌ و انتقام، افراد دیگر را اذیت‌ كند؛ و اگر پرخاشگری‌ از نوع‌ وسیله‌ای‌ است، بایستی‌ راه‌های‌ دیگری‌ را جهت‌ مطرح‌كردن‌ كودك‌ برگزینیم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ كند.
نتیجه‌گیری‌
به‌ طور كلی‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ بیش‌تر عامل‌ بیرونی‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ درونی‌ مربوط‌ می‌شود. والدین‌ در درجه‌ اول، بایستی‌ محرك‌های‌ محیطی‌ را كه‌ باعث‌ تحریك‌ خشم‌ و ایجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ می‌شود شناسایی‌ و سپس‌ برای‌ رفع‌ آن‌ به‌ كمك‌ روانشناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمایند.

 

 

چاپ این مطلب

  چگونه با رفتارهاي ناسازگارانه دانش‌آموزان برخورد کنيم؟
ارسال کننده: a.a - 2017/12/16، 12:22 PM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

1 – اگر خود تحت‌ فشارهاي رواني ناشي از زندگي و كار قرار داريم و نمي‌توانيم رفتار وگفتار خود را كنترل كنيم، بهتراست پيش از انجام هركاري درباره دانش‌آموز به فكر روشي براي كنترل فشارهاي خود باشيم. تحقيقات نشان داده ‌است اگر مربيان بتوانند برخي رفتارهاي خود را تغيير دهند، فرمانبري كودك بيشتر خواهد شد.
2 – نبايد افكار غلط و انحرافي درباره دانش‌آموز خود نداشته باشيم. به طور مثال: «شاگردم اين كار را مي‌كند تا حرص مرا دربياورد يا او موجب تمام مشكلات در كلاس است.» چنين افكاري زمينه به‌وجود آمدن احساس بسيار بد را نسبت به آن دانش‌آموز مهيا مي‌كند و به طور يقين بر رفتار ما و او اثر منفي مي‌گذارد.
3 – بايد از ارايه دستورات مبهم، كلي و تكراري اجتناب كنيم. براي مثال، به جاي اينكه بگوييم: «منظم باش»، شفاف و مشخص بگوييم كه از او چه مي‌خواهيم.
4 – به جاي سخنراني و بحث و جدل، بايد كوتاه و مؤثر بالحني محكم ولي در كمال آرامش به او گوشزد كنيم كه رفتارش در ما چه تأثيري گذاشته و اگر از اين رفتار خود دست برندارد، چه عاقبتي در انتظار اوست.
5 – بهتر است به ياد داشته باشيم که عاقبتي را براي او مشخص كنيم كه شدني و كوتاه‌مدت باشد. براي مثال نگوييم: «براي هميشه از اين كلاس خواهم رفت.»
6 – نبايد انجام دادن خواسته‌هايمان را وظيفه او بدانيم بلكه پس از انجام دادن دستوراتمان بايد او را با كلام و هداياي مورد علاقه تشويق کنيم.
7 – مي‌توانيم با مشاركت دانش‌آموزان فهرستي از مهم‌ترين قوانين در كلاس و مدرسه به ‌ترتيب اهميت و همراه با روش انجام دقيق آن تهيه كرده و پس از مشخص كردن نوع محروميت براي انجام ندادن‌شان، آن را با قاطعيت اجرا كنيم.
8 – بايد عوامل مشكل‌ساز را شناسايي و براي رفع آنها اقدام کنيم.
9 – به نيازهاي جسمي، عاطفي، رواني، اجتماعي، اقتصادي و… دانش‌آموزان بايد بيشتر توجه كنيم.
10- بايد سعي كنيم فرصتي را ايجاد كنيم تا دانش‌آموزان بتوانند نسبت به رفتارهاي نامناسب خود فكر كنند.
11 – بهتر است که ارتباط مربيان و مسوولان مدرسه را با والدين بيش از پيش تقويت كنيم.
 12- بايد از تنبيه ‌بدني به طور جدي خودداري کرده و درصورت نياز از محروم‌سازي‌هاي كوتاه‌مدت استفاده كنيم.
13 – خوب است که براي شنيدن مسايل و مشكلات دانش‌آموزان وقت بگذاريم.
14 – بهتر است از سرزنش و تحقير كردن و مقايسه‌ دانش‌آموزان به طور جدي خودداري كنيم.
15- بايد ضمن تقويت ابعاد معنوي در دانش‌آموزان، روش‌هاي آرامش‌دهي ديني را به آنها آموزش دهيم.
16- بايد علايم هشداردهنده خشم را به دانش‌آموزان آموزش دهيم تا بتوانند خشم خود را بهتر كنترل كنند.
17- بهتر است روش‌هاي «آرامش‌دهي» را به آنها آموزش دهيم، ازجمله (تنفس عميق، حرف زدن‌هاي مثبت باخود و…)
18- يكي از دلايل عصبانيت و ناراحتي دانش‌آموزان اين است كه نمي‌توانند احساسات خود را به درستي بيان كنند. مي‌توانيم با كمك عكس و فيلم و نقاشي انواع احساسات مانند خشم، ترس، شادي، غم و… را به آنها آموزش دهيم.
19- چون بسياري از ناسازگاري‌هاي دانش‌آموزان به دليل ناآشنايي مربيان و والدين با مهارت‌هاي زندگي است، توصيه مي‌شود مهارت‌هاي ارتباطي مانند گوش دادن، ابراز وجود، حل مسأله و تصميم‌گيري و ديگر مهارت‌هاي زندگي را خود بياموزيم و به دانش‌آموزان نيز آموزش دهيم.

چاپ این مطلب

  حرف دل يك فرزند
ارسال کننده: a.a - 2017/12/13، 11:11 AM - انجمن: سوالات اختصاصي كاربران - بدون پاسخ

1) کاری نکنیدکه درس ومشق ونمره و… عامل جدایی ودوری من ازشماقرارگیرد.

2)  نگوییدکه من هرآرامش وتفریحی را ازشما حرام کرده ام.
3) درمن فرصت،قدرت وتوانایی جبران کمبودها رافراهم کنید.
4) از دوران تحصیل خودتان ،هرچندکه درست هم باشد، به بدی وتنبلی یادنکنید.
5) به من بیاموزیدویاددهیدکه خودم درفکرکارهای خودم باشم.
6)کارهای خوبم راببینیدوتشویقم کنید؛ تابیشترتلاش کنم.
7) کاری کنیدکه همیشه درحضورشمااحساس امنیت وآرامش کنم؛ تابه ناچاری به افرادناباب پناه نبرم.
8) اگرقولی به من یادیگران می دهیدحتما به آن عمل کنید؛ تامن نیزازشماوفابه عهدرایادبگیرم.
9)  مشخصات دوستان خوب وارزشمندرابرایم توضیح دهید. تادوستان خوبی انتخاب کنم.
10) مرا ازخطرات جدی دوستان ناباب وناشایست آگاه سازید. تاهیچ وقت باآنهادوستی نکنم.
11) مرا باخودم مقایسه کنید نه با دیگران(برادر،خواهر، دوست و…) . زیرابا این کارحسادت رادرمن برمی انگیزیدنه تلاش وکوشش را.
12) مراباواقعیت های تلخ زندگی نیز‌آشناسازیدوهمه چیز رابرایم فراهم نکنید.
 13) مرا با اهداف وروش های یک زندگی شرافتمندانه آشناسازید.
14) به من بیاموزیدکه چگونه درجمع صحبت کنم؛ تااحترام دیگران رانگه دارم.
15) به من بیاموزیدکه تنهادرفکرخودم نباشم وازدیگران برای خودم پلی نسازم؛ بلکه به من بیاموزیدکه یارویاورمحرومان وستمدیدگان باشم.
16) پول توجیبی متناسب بانیازهایم، دراختیارم بگذارید. ونحوه ی استفاده ازآن رابه من یاد دهید.
17) اشتباهات گذشته ام را مدام به رخم نکشید.چون هیچ کس نیست که اشتباه نکند.
18) جایگاه مرادرخانواده مشخص نماییدوبرای آن ارزش قائل شوید. تامن هم ازشما ارزش گذاشتن رایادبگیرم.
19) مرا براساس اصول وقواعدتربیتی ،تربیت نمایید نه احساسات وعواطف.
20) معذرت خواهی راعملا به من یاد دهید. تامعذرت خواهی رابیاموزم؛ تابدین وسیله اتحادوهماهنگی خانواده حفظ شود.
21) تک تک اعضای خانواده حق داشته باشندهروقت بخواهند مانندیک آتشفشان فوران وخودراتخلیه کنند.وسپس توضیح دهندکه ازچه عصبانی وناراحت هستند.
22) بگذاریدکه مافرزندان درخانواده باهم رقابت کنیم؛ ولی شیوه ی رقابت سالم وسازنده رابه مایاد دهید.
23)بگذاریدکه مافرزندان نیزدرخانه وبیرون خانه کارکنیم. تاهم کارکردن وهم همکاری باهم راعملا یادبگیریم.
24) پدران ومادران عزیزبگذاریددوران کودکی،نوجوانی وجوانی راکودکانه ،نوجوانانه وجوانانه بگذرانیم. انتظاربزرگسالان را ازما نداشته باشید.
25) خانواده های موفق می دانندکه نمی توانندتمام ناهنجاری های یک مسیر راپیش بینی وحل کنند. اما رازموفقیت آنها درانعطاف پذیری وریشه داشتن درعشق،دوستی،تفاهم وهم دلی است.

چاپ این مطلب

  علل ايجاد پرخاشگري دركودكان
ارسال کننده: a.a - 2017/11/21، 07:57 AM - انجمن: انجمن رفتاردرماني - بدون پاسخ

شخصيت كودكان اصولا با خيال شكل مي گيرد ومهمترين خيال درذهن آدمي ميل به برتري يا موفقيت است  زماني كه انسان با جثه اي ضعيف بدنيا مي آيد دوست دارد براين نقايص غلبه كند: (تلاش براي موفقيت) نيروي پويا درپي روان رنجوري تلاشي كه علاقه اجتماعي كاملا رشد يافته درپي آن است  `پرخاشگري يا نرينمايي يا تسلط برديگران)اين هدف خيالي محصول نيروي خلاق دروني است  اين هدف از طفوليت با احساس عجز وحقارت شروع ميشودآنها براي جبران كردن اين كمبود شروع به ساختن يك هدف خيالي مي كنندواين رنج احساس حقارت را كاهش وبه سمت برتري وموفقيت سوق مي دهد كه مي تواند درپي توجه زياد يا عدم توجه به سمت يك رابطه انگلي سوق پيدا كند
كودكاني كه داراي امنيت رواني هستند هدفي را برمي گزينند كه منجر به موفقيت وعلاقه اجتماعي شودگرايش فطري انسان به كمال موجب ايجاد احساس حقارت درطفوليت مي شود.اين احساس حقارت وجود خواهد داشت وموجب تشكيل هدف خواهد شد زماني كه كودك نتواند درجبران اين احساس حقارت تلاش كند وجهت دهي غلط بشود مي رود به سمت سلطه جويي قدرت طلبي وپرخاشگري آنچه مهم است دادن اعتماد به نفس به كودك توسط والدين  است . شخصيت رشد يافته براي برتري خود تلاش نمي كند بلكه براي كمال حركت مي كند ( همدلي ) تلاش براي كمك به ديگران و مي داند كه براي ازبين بردن حقارت خود بايد به جامعه بپيوندد در اينجا وظيفه والدين تلاش براي ايجاد علاقه اجتماعي است كه اولين قدم مشاهده رابطه خوب پدر ومادرو ديدن حس همكاري ميان ان دو توسط كودك است. ودراين زمان كودكي كه جدايي عاطفي بين پدر ومادر را مشاهده كند به جاي هدف مبتني بر علاقه اجتماعي وحس همياري را تجربه كند روبه سوي خودكامگي وبرتري شخصي مي رود.وبه مراتب اثر اين روابط بسيار قوي تر از وراثت است.مساله مهم ديگر سبك زندگي هرفرد است :درسن 4 يا 5 سال تثبيت مي شود، تعامل ، وراثت ، محيط ، خود پنداره هاي شخص واحساس فرد نسبت به ديگران مي توان گفت سبك زندگي سالم يك سبك زندگي انعطاف پذيراست .كودك آزادنه مي تواند انتخاب كند،و سبك زندگي افراد بوسيه نيروي خلاق آنها شكل مي گيرد،افراد روان رنجور اغلب درزندگي خود زندگي مي كنند به منافع خود فكر مي كنندوبراي هدف هاي نامعقول خويش تلاش مي كنند.1-    سبك ناز پرورده 2 سبك غفلت شده 3 سبك نقاص جسماني اغراق اميز
سبك هاي نازپرورده احساس مي كنند بيش از حد محافظت شده اند واحساس مي  كنند به تنهايي قادر به حل مشكلات نيستند ، سبك هاي غفلت شده : احساس مطرود بودن وناخواسته بودن مي كنند وبه ديگران حسد مي ورزند ونگاه مغرضانه دارند.آنها براي نشان دادن خود با ديگران مغرضانه برخورد كنند وبصورت ناهشيار از مكانيزم هاي دفاعي استفاده مي كنند.
                                      


چاپ این مطلب

  بيست نكته كاربردي براي والدين كلاس اولي ها
ارسال کننده: a.a - 2017/11/21، 06:36 AM - انجمن: انجمن كودكان دبستاني - بدون پاسخ

1- سعي كنيم طرز تفكرهاي اميدواركننده ، مثبت و خوشايندي را نسبت به مدرسه در ذهن بچه ها  القاء كنيم .

انتظارات خود از كودكان را با تواناييهاي آنها هماهنگ سازيم .
2- توجه داشته باشيم كه ميل به پيشرفت درسي در اكثر كودكان وجود دارد و بهترين و منطقي ترين روش ارضاي اين تمايل ، آن است كه هدفهاي مورد نظر كودك خارج از دسترس او نباشد . اگر انتظارات و توقعات ما از كودك به اندازه أي باشد كه او از عهده برآورده ساختن آنها بر نيايد ، منجر به ايجاد مقاومت منفي در كودك خواهد شد .
3- اصل تفاوتهاي فردي را بپذيريم و انتظار نداشته باشيم كه همه كودكان حتماً به يك ميزان در امور درسي پيشرفت كنند .
4-كودكان خود را وسيله تفاخر و رقابت با ديگران قرار ندهيم .
5- با شناسايي استعداد كودكان ، حتي اگر استعداد آنان در حد بسيار بالايي نيز نباشد ، احساس ارزشمندي و اطمينان خاطر را در آنها بارور سازيم .
6-فعاليتهاي مورد انتظار از كودكان را به گونه أي برنامه ريزي كنيم كه آنها بتوانند هر كدام به فراخور استعدادهاي خود ، موفقيتهايي را كسب كنند .
7- سعي كنيم با پيامهاي غيرانتقادي كه در آن به نياز پذيرفته شدن توجه كافي مبذول مي شود ، كودكان را به همكاري بهتر و مستمر تشويق كنيم .
8- اگر در مواقعي ناچار شديم كه كودكان را مورد انتقاد قرار دهيم ، انتقاد سازنده را مد نظر داشته باشيم ، چون در چنين انتقادي اظهارنظرهاي منفي در باره شخصيت كودك حذف مي شود .
9-اگر مي خواهيم كودكان را مورد تمجيد قرار دهيم ، بايد قدرداني و تمجيد خود را طوري ارائه نماييم كه تلاش و كارهاي توام با موفقيت آنها مد نظر ما باشد ، نه صفات شخصي و شخصيت آنان ، زيرا اگر تمجيد و قدرداني متوجه صفات شخصيتي كودكان شود ، منجر به ايجاد اضطراب مي شود و حالتهاي دفاعي را در كودكان بوجود مي آورد .
10- به هيچ عنوان و در هيچ شرايطي به كودكان برچسبهاي ناروا نزنيم كه اين عامل باعث ناتواني روحي و رواني كودكان در بسياري از زمينه ها مي شود .
11-توجه داشته باشيم كه تدريس صرفاً وسيله أي براي انتقال دانش از ذهن معلم يا محتواي كتاب به ذهن دانش آموزان نيست ، بلكه منظور از تدريس آماده كردن شرايط مناسبي است كه كودكان بتوانند در آن به يادگيري بپردازند و روش درست آموختن را فرا گيرند .
12- تلاش كنيم كه محيط زندگي و محيط آموزشي دانش آموزان پايه اوّل را به محيطي شاد و مورد پسند دانش آموزان تبديل كنيم تا كودكان موقع جدايي از محيط خانواده و پا نهادن به يك محيط جمعي دستخوش فشارهاي رواني و اضطرابهاي حاصله از اين جدايي نشوند .
13- از آنجاييكه تقليد و همانند سازي يكي از مهم ترين روشهاي يادگيري در كودكان است ، بنابراين سعي كنيم كه با رفتارهاي سنجيده و مناسب خود ، الگوهاي محبوب و شايسته اي از جميع جهات براي كودكان باشيم .
14- سعي كنيم با بهره گيري از روشهاي جديد تغيير رفتار در كودكان پايه اوّل ابتدايي ، ناهنجاري هاي موجود در رفتار آنان را از بين ببريم و رفتارهاي سالم و خالص و مفيد را در آنان ايجاد كنيم .
15- براي پيشرفت كودكان در امور درسي ، حس اعتماد به نفس آنها را تقويت كنيم و به قدرت تحمل آنان در رويارويي با ناكاميهاي احتمالي بيفزاييم .
16- با محبتها و نوازشهاي افراطي نسبت به كودكان ، خود باوري و خوداتكايي آنان را به مخاطره نيندازيم .
17- به هيچ عنوان هديه اي را در اختيار مدرسه قرار ندهيم تا معلم به عنوان جايزه به كودك اهدا كند ، چون اين كار عواقب نامطلوبي در روند آموزشي و تربيتي كودكان ايجاد مي كند .
18- اولياي محترم به جاي دخالت مستقيم در امر تحصيلي كودكان ، سعي كنند فعاليتهاي مكمل آموزشي كودكان خود را با تماسهاي مستمر و ارتباطي سازنده با معلمان كودك هماهنگ سازند .
19- توجه داشته باشيم كه آموزشهاي اخلاقي و ديني كودكان را مطابق با ويژگيهاي روحي و رواني آنان برنامه ريزي كنيم .
20- با كودكان به زبان خود آنان سخن بگوييم و زبان كودكي را بيش از پيش ارج نهيم .
 

چاپ این مطلب

  نحوه برخورد با كودكان خجالتي
ارسال کننده: a.a - 2017/11/21، 06:31 AM - انجمن: كودك يك تا پنج سال - بدون پاسخ

1-   با كودك همدلي كنيد به او بفهمانيد كه احساس اورا درك مي كنيد

2-   او را خجالتي خطاب نكنيد
3-   درخانه با او نمايش اجرا كنيد
4-   موقعيت هايي كه درآن كودكتان كم رويي مي كند را شناسايي كنيد
5-   براي رفتارهاي اجتماعي او هدف گذاري كنيد
6-   رفتارهاي خلاف كمرويي را تقويت وپاداش دهي كنيد
7-   كودك را به محيط هايي ببريد كه روابط با همسالان را تقويت كند
 

چاپ این مطلب

  خلاصه همايش تربيتي مدارس جهت رويت والدين كلاس اول ابتدايي
ارسال کننده: a.a - 2017/11/18، 11:34 AM - انجمن: انجمن كودكان دبستاني - بدون پاسخ

همانطور كه مي دانيد هر پدر و مادري خواهان خوشبختي فرزندان خود در تمامي زمينه هاي زندگي هستند و از هيچ اقدامي نيز در جهت تحقق اين امر كوتاهي نمي كنند . ولي آيا مي دانيد كه تمامي تلاشها و اقداماتي كه شما اولياي محترم انجام مي دهيد ، بايد از روي اصول و منطق و نه از روي احساس و گرايشهاي بي بنيان شكل بگيرد ؟

 درحوزه آموزشي با توجه به  اينكه دراين دوماهي كه ازسال تحصيلي مي گذرد وكم كم مدارس كار خود را بطور جدي آغاز مي كنند بدنيست كه يك سري از مسايل ومشكلات با شما والدين مطرح شود تا  هرروزه ما شاهد افزوده شدن تعداد مراجعه كنندگاني كه هرروز با ابراز عجز وناتواني پشت درمدير مدرسه يا جلو دفتر مشاوره ايستاده و تقاضاي استمداد مي كنند نباشيم، شايد هم يكي از دلايلي كه مدير مدرسه را  برآن داشت ، درصدد برآيد كه همايشي تحت عنوان( كودك سالم روح سالم) را براي شما والدين كلاس اولي تدارك ببيند وجود همين تعداد كثير والدين درمانده باشد كه بدنبال راه حل هاي تربيتي بودند .
 بهتر است از اينجا شروع كنيم كه درسال تحصيلي پيش ما آمار وحشتناك 10 هزار و653 نفر مردودي را درمقطع اول ابتدايي دركشور تجربه كرديم كه حدودا 1/4 درصد كل دانش آموزان اين مقطع را شامل ميشود كه اين خود نشان دهنده وضعيت وخيم  وبحراني مشكلات  تربيتي دانش اموزان در اين مقطع ميباشد كه با پيش رفتن اين روند مسوولين احتمال اينكه از اين تعداد عده اي دردوران راهنمايي دبيرستان به ترك تحصيل گرايش پيدا كنند  زيرا بسياري از كودكاني كه درمقطع دبستان داراي اختلالات رفتاري هستند از گروه همسالان ومدرسه ترد شده وروبه انزوا ميروند واين  بسيار تاسف بار است كه بسياري از اين دانش آموزان تا سالها شناخته نشده وروبه سوي رفتار ضد اجتماعي ميبرند دربسياري از موارد والدين ومعلمين نحوه برخورد با اين كودكان را نمي دانند واز تنبيه وسرزنش استفاده مي كنند كه پيامد هاي بدتري را به دنبال خواهد داشت( اين اختلالات مي تواند بصورت دروني سازي شده اضطراب يا افسردگي بروز كند) ويا بصورت برون سازي شده (مشكلات ارتباطي با همسالان ومعلم)، وواقعا اين آمار را شوخي نگيريم خود مسوولين آموزش وپرورش واقعا ازاين مساله ابراز تاسف كردند ، اين آمار نميتونه فقط به دليل آموزش وپرورش ضعيف باشه كه نتوانسته انگيزه  تحصيلي را دردانش آموزان بوجود بياورد ،شايد يكي از دلايل باشه اما بيشترين علل ضعف وناتواني دانش آموزان ومشكلات رفتاري وروحي آنها ريشه درخانواده دارد .
 
 
اولياي محترم! همه بايد به اين امر اذعان داشته باشيم كه ورود كودك به دبستان ، نقطه عطفي در زندگي او به شمار مي رود و كودك با ورود به دبستان ، زندگي و تجارب جديدي را آغاز نموده و دانستنيهاي مقدماتي براي ورود به زندگي اجتماعي را ياد مي گيرد . بديهي است كه پايه ي اوّل ابتدايي از اهميت و حساسيت فوق العاده اي برخوردار است ، چرا كه اساس و شالوده شخصيت فكري و اجتماعي كودك در اين پايه بنيان نهاده مي شود ،(( بنابراين ما بايد به هوش باشيم كه ناخواسته در ابعاد تخصصي تعليم و تربيت در اين پايه مداخله نكنيم ))، چون كلاً مراحل كار تعليم و تربيت دانش آموزان پايه اوّلي با ظرافت و آگاهي خاصي همراه است و هر نوع اقدامات نسنجيده و دخالتهاي نابجا در آن ، موجب بروز معضلاتي خواهد شد كه رفع آن به سادگي امكان پذير نخواهد بود .
اهميت مقطع ابتدايي دررشد شخصيتي وپيشرفت تحصيلي دانش آموزان درآينده
1-  ايجاد خود پنداره ها ( كودك از طريق بدست آوردن موفقيت هاي تحصيلي به ارزيابي خود مي پردازد )
2-  رشد روابط اجتماعي( براي اولين بار كودك بطور كامل از كنترل خانواده خارج ميشود)
3-  ايجاد اعتماد به نفس ( با هربار بدست آوردن موفقيت درتحصيل ودرروابط با همسالان كودك به ارزش خود پي مي برد )
دراين ميان خانواده نيز مي توانند به همان اندازه كه موجبات رشد وشكوفايي فرزندانشان را رقم بزنند با ايجاد شرايط اضطراب آور زمینه‌ی بسیاری از مشکلات را هم ایجاد کنند، پیشرفت هاي تحصیلی و همچنین رفتارهای کودکان  در مدرسه می‌تواند گواهی بر دنیای درونی باشد كه والدين درمنزل زيربناي آن را ساخته اند.
گاهی ما  درمدرسه مراجعاني داريم  ، بیان می‌کنند که مدرسه به خاطر رفتار بد کودک از آن‌ها خواسته شده به  مشاوره تربيتي مراجعه كنند. وقتی شرح‌حال کودک و نحو ارتباط والدین را با هم مورد بررسی قرار می‌دهیم. بسیار مشخص است که کودک تحت تأثیر رفتارهای والدین است و حتی در بسیار از مواقع از آن‌ها تقلید می‌کنند، اما حتي درصدي خانواده درخصوص مشكلات شخصيتي ورفتاري كودك خود را مقصر نمي داند وحتي قدمي درراه  حل اين  مشكلات در خانواده برنداشته وبه محض اينكه به مشاور مدرسه مي رسد از  اولين چيزي  كه شكوه مي كند رسيدگي مسوولين مدرسه است ،  درحالی‌که دقیقاً رفتار نادرست دانش آموز  رفتاری است که خودمان به عنوان والدين آنها را  انجام داده ايم يا فشارهاي عصبي است كه خود فرزندمان را درگير اين مسايل كرده ايم نمونه ((پرخاشگري )). «دشنام دادن» یکی از این رفتارها است  بعضي اوقات بايد منصفانه برخورد كنيم ؟؟؟؟؟
اهم مشكلات كودكان درمقطع دبستان :
يكي از مسايل مهمي كه اكثر والدين از معلمان يا مسولان مي شنوند مساله اختلالات يادگيري است كه بهتراست كه شما والدين بخصوص كلاس اولي كه از لحاظ علمي هيچگونه آشنايي با اين دومفهوم نداريد آشنا شويد تا خدايي نكرده بطور غير عمد به كودكان معصوم ليبل نزنيد.
اختلالات يادگيري چه هست وبه چه دانش آموزاني كودكان داراي اختلال يادگيري مي گوييم ..
اگر بخواهيم علمي درمورد اين مبحث صحبت كنيم دانش آموزي كه از نظر هوش بهر مشكل خاصي نداشته ولي دريك يا چندين ماده درسي عملكرد يا پيشرفتي ندارد.مثلا دانش آموزي كه از همه لحاظ خوبه ولي ديكته ضعيفي دارد.يا غيره
دراين موارد ما احتمال مي دهيم كه كودك دچار اختلال يادگيري است اما باز نمي توانيم بطور قطع تشخيص دهيم .
اين نكته بسيار مهم است كه اختلال يادگيري دردوران پيش دبستان امكان شناسايي دقيق وجود ندارد درست درزمانيكه كودك وارد مقطع دبستان ميشود قابل شناسايي است .
والديني كه كودك آنها دچار اختلال يادگيري است بايد چه بكنند ؟
درقدم اول مراجعه به يك روانشناس متخصص اين امر .زيرا هرروانشاس يا مشاوره اي دريك زمينه تخصص دارد شايد اطلاعات پايه اي داشته باشند ولي درروند درمان حتما بايد به يك متخصص مراجعه شود.
درقدم بعدي مصاحبه با كودك ووالدين وانجام تست هوش وسنجش هوش كلي وانجام خرده آزمون( توجه ، دقت، سرعت عمل ، دايره لغت ) وكودك از هر حوزه كه نمره كمتري بگيرد درآن حوزه بايد بيشتر كارشود.( كاردرماني )
بيشتر درمان هاي اختلالات يادگيري بصورت بازي انجام ميشوديعني والدين بدون اينكه حتي خود كودك حس كند مي توانند از طريق اموزش بازي ها از روانشناس درمنزل با كودك خود كاركنند بهترآن است كه هرروز كودك با روانشناس درتماس باشد ولي به دليل اينكه اين امر امكان پذيروهزينه بر است اين كار توسط والدين در منزل انجام ميشود.
درمورد اختلالات يادگيري شايد غريب بر 90 % از دانش آموزان نياز به درمان دارويي ندارند زيرا درمان از طريق دارو بصورت مصنوعي وموقت است بيشتر ازطريق كاردرماني وبازي درماني برطرف خواهد شد.
آخرين نكته كه مي توانم به شما راهنمايي كنم كتابهايي تحت عنوان درمان اختلالات يادگيري است براي انتشارات فراروان كه مي توانيد درهر زمينه تهيه كنيد ومطالعه كنيد.
 
-  مساله بعدي ومهم كه يكي  از مهمترين مساله اي كه درتمام مشكلات دانش آموزان در رابطه با والدين دخالت دارد وبايد به آن اشاره كرد  رفتار شتابزده والدين از روي (خشم) والدين است( نياز به تمرين كنترل خشم وحفظ خونسردي دارد)  والدين به محض مشاهده رفتار زشت دانش آموز سريع با آن برخورد  كرده واولين برخورد تنبيه وسرزنش خواهد بودو چنانچه والدين از اين خصوص تامل كنند بسياري ازمشكلات حل خواهد شد، والدين بايد با صبوري با مسايل برخورد كرده وچنانچه خود نتوانسته مشكل را حل كنند با مسئولين ذي ربط مدرسه ومشاورين مطرح كنند .زيرا يك رفتار نابجا والدين منجر به مشكلات زيادي دربزرگسالي خواهد شد
2- دومين مساله اي كه والدين قبل ازبررسي وضعيت روحي رواني فرزندشان  بايد توجه كنند  درمورد مشكلات( وضعيت جسماني كه بايد به آن توجه كنند) فرزند مانند سوزش خارش درد وساير امور ميباشد.( انجام بررسي هاي لازم آزمايشات پزشكي )  وهمچنين دربسياري از موارد كودكان بدليل داشتن وضعيت جسماني يا روابط نامناسب  با همسالان يا مسوولين مدرسه دچار اضطراب درمدرسه ميشوند .
3- چون كه باكودك سروكارت فتاد   پس زبان كودكي بايد گشاد
سومين مساله ( اولين بازخورد درمواقع مشاهده خطا با كودكان صحبت دوستانه است ) درمورد مساله وبازخورد مناسب ودرنظر گرفتن (اين مساله كه فرزند شما يك فرد بزرگسال نيست) وما نبايد از موضع يك بزرگ سال به قضيه نگاه كنيم دنياي كودكان از دنياي ما متفاوت است ونگاه بچه ها به مسايل با ما متفاوت است .
وقتي كودك شما كاراشتباهي انجام مي دهد بجاي سرزنش با او دليل كار را به او توضيح دهيد وبراي او (شفاف سازي )كنيد درصورتيكه كار اشتباه مجدد تكرار شد از انواع راهكارهاي اصلاح رفتار(سايكوتراپي ) استفاده كنيد وتا مي توانيد از تنبيه بدني خودداري كنيد.
4-چهارمين موردي كه بايد مطرح كنيم اين مساله است كه اكثريت كودكان درسنين 7 تا 11 علاقه مند به( مسايل  جنسي كودكان) ورفتارهاي ناشايست البته از نظر بزرگسالان هستند كه اين يك امر طبيعي است وازنظر روانشناسي كودك دراين سنين ازيك سري رفتارها و(كنجكاوي هاي جنسي) لذت برده ولي اين لذت شامل لذتي كه بزرگسالان آن را شهواني تعبير مي كنند نيست والدين بايد سعي كنند با پاسخ صحيح ومناسب اين رفتارها را جهت دهي مناسب كنند.
در صورت مشاهده ی باز ی کودک با آلت خود نباید او را تنبه کرد ویا با جملات آمرانه مثل دست نزن و… منع کرد بلکه می توان با محول کردن یک کار،پرسیدن یک سوال و… او را باز داشت هر چند آغاز دستکاری در این سنین نشانه ی رشد طبیعی کودک است.
هرچند سوالات بسیاری در مورد علل این رفتار کودکان همچنان بی‌پاسخ مانده ولی مسلم است که این پدیده در این سنین موقت است و نیاز به اقدام خاصی ندارد. هرچند لازم است زمینه‌های مذهبی و فرهنگی خانواده مورد توجه قرار گیرد ولی والدین باید از رفتارهای خشن و ترساننده در این مورد بپرهیزند زیرا ممکن است کودک را به سایر فعالیت‌های مضر وادار کند.
مشغول کردن کودک به سایر فعالیت‌ها و (منحرف کردن حواس )بچه‌ از این رفتار و ایجاد زمینه‌ برای سایر فعالیت‌های مفید می‌تواند در ترک این عادت در کودکان مفید فایده باشد. با این حال در صورتی که در کودکان به نوعی متوجه خودارضائی شدید حتماً با روانپزشک مشورت نمائید.( ولي با اين مسايل به هيچ عنوان بصورت جدي برخورد نكنيد)
4-  يكي ديگر از مسايل ومشكلات كودكان درمقطع ابتدايي( سهل انگاري درانجام تكاليف است )كه با توجه به اينكه كودك تازه از محيط انعطاف پذير خانواده خارج شده و وارد مدرسه با قوانين دست وپاگير آن شده اند زمان ميبرد تا به اين روند عادت كند.(يكي از موارد مهم درايجاد اعتماد به نفس  انجام موفق تكاليف منزل است)
والدين همچنين بايد از بكاربردن روش هايي كه دانش آموزان را مايوس مي كند مخصوصا درانجام تكاليف جدا خودداري كنند مخصوصا درانجام تكاليف همپاي كودك باشند وبا اوهمياري كنند همياري كردن به معنا كمك كردن نيست، بلكه كودك بايد بداند شما شرايط او را درك مي كنيد وپشتيبان او هستيد، زيرا ثابت شده كه موفقيت درانجام تكاليف منجر به بالابردن اعتماد به نفس خواهد شد وبالعكس(چاپمن وهمكاران 2000، اليس،2000)
والدين همچنين  بايد از بكار بردن الفاظ كه بار انرژي منفي دارند مثل تنبل،خنگ .... خودداري كنند زيرا بسياري از اين الفاظ از ديدگاه كودك( جنبه ارزش گذاري) دارد ورفته رفته شخصيت كودك ازهمين الفاظ شكل مي گيرد.
5-  پديده بيست گرايي :
دانش آموزان معصوم پايه اوّل كه با شور و شوق زايدالوصفي كار خود را در دبستان آغاز كرده است ، با گفته هاي مكرر پدر ومادر خود مواجه مي شود که : " فرزند عزيزم ، ببين ما مي دانيم كه تو خيلي با هوشي و در اين هيچ شكي نداريم ، بنابراين از تو مي خواهيم به ما قول بدهي كه هميشه تمامي نمراتت بيست باشد " ، و با تكرار روزمره اين گفته ها ، مساله "بيست " در ذهن كودك نقش مي بندد و او ، خود را ناگزير از تحقق آن در جهت ارضاي پدر و مادر خود مي بيند و از اينجاست كه مشكلات روحي و رواني ناشي از اين موضوع در كودك بروز مي كند و او را از اهداف اصلي تعليم و تربيت دور مي سازد .
واما مهمترين مشكل وبزرگترين مشكل اكثريت دانش آموزان كلاس اولي معضلي هست تحت عنوان مدرسه هراسي كه اكثريت والدين درهفته هاي اول با آن مواجه بودند اما تعدادي از دانش آموزان نيز هستند كه بعد از گذشت دوماه هنوز نتوانسته اند خود را با محيط مدرسه وهمسالان وقف دهند.
در واقع مدرسه نماینده دنیای خارج و نوعی واقعیت است که با واقعیتی که کودک در خانه تجربه کرده متفاوت است. گاهی اوقات ترس از مدرسه، از اطلاعات محض از معلم یا دیگران و مقررات خارج از خانه، مقایسه شدن با کودکان نا آشنا و تجربه ترس از شکست ناشی می شود. برخی کودکان به دلیل تمسخر، آزار، تهدید و زورگویی بچه های دیگر و مورد انتقاد قرار گرفتن یا تنبیه شدن توسط معلم از مدرسه می ترسند.
اولياي گرامي ، ختم كلام اين كه ، پايه اوّل ابتدايي به لحاظ حساس و سرنوشت ساز بودن ، تخصص ، دقت نظر ، آگاهي و مشاركت خاصي را از جانب والدين و معلمين دلسوز اين پايه مي طلبد . بياييم همه با هم ، عشق و صفا و صميميت و مهر و وفا و مهرباني را در دل دانش آموزان معصوم پايه اوّلي بارور سازيم . بياييم همه سعي و تلاش خود را در جهت شكوفايي استعدادهاي نهان اين نوباوگان و آينده سازان ميهن اسلامي ، بكار گيريم . بياييم با اقدامات سنجيده و تعليم و تربيت صحيح و علمي و اسلامي اين نوگلان باغ زيباي تربيت را بيش از پيش معطر سازيم .
و سرانجام بياييم با چهره اي بشاش و صميمي ، ورود كودكان دلبندمان را به دنياي پر از خاطره كلاس اوّل تبريك و خوش آمد بگوييم وبراي موفقيت روزافزون آنها تلاش مضاعف كنيم  .
 

 
         

چاپ این مطلب

  مشكلات كودكان مقطع اول ابتدايي
ارسال کننده: a.a - 2017/11/13، 07:47 AM - انجمن: كودك شش تا ده ساله - بدون پاسخ

اولياي محترم! همه بايد به اين امر اذعان داشته باشيم كه ورود كودك به دبستان ، نقطه عطفي در زندگي او به شمار مي رود و كودك با ورود به دبستان ، زندگي و تجارب جديدي را آغاز نموده و دانستنيهاي مقدماتي براي ورود به زندگي اجتماعي را ياد مي گيرد . بديهي است كه پايه ي اوّل ابتدايي از اهميت و حساسيت فوق العاده اي برخوردار است ، چرا كه اساس و شالوده شخصيت فكري و اجتماعي كودك در اين پايه بنيان نهاده مي شود ،(( بنابراين ما بايد به هوش باشيم كه ناخواسته در ابعاد تخصصي تعليم و تربيت در اين پايه مداخله نكنيم ))، چون كلاً مراحل كار تعليم و تربيت دانش آموزان پايه اوّلي با ظرافت و آگاهي خاصي همراه است و هر نوع اقدامات نسنجيده و دخالتهاي نابجا در آن ، موجب بروز معضلاتي خواهد شد كه رفع آن به سادگي امكان پذير نخواهد بود

با توجه به  اينكه دراين دوماهي كه ازسال تحصيلي مي گذرد هرروزه ما شاهد افزوده شدن تعداد مراجعه كنندگاني بوديم كه هرروز با ابراز عجز وناتواني پشت درمدير مدرسه يا جلو دفتر مشاوره ايستاده و تقاضاي استمداد كردند .درسال تحصيلي پيش ما آمار وحشتناك 10 هزار و653 نفر مردودي را درمقطع اول ابتدايي دركشور تجربه كرديم كه حدودا 1/4 درصد كل دانش آموزان اين مقطع را شامل ميشود كه اين خود نشان دهنده وضعيت وخيم  وبحراني مشكلات  تربيتي دانش اموزان در اين مقطع ميباشد كه با پيش رفتن اين روند مسوولين احتمال اينكه از اين تعداد عده اي دردوران راهنمايي دبيرستان به ترك تحصيل گرايش پيدا كنند  زيرا بسياري از كودكاني كه درمقطع دبستان داراي اختلالات رفتاري هستند از گروه همسالان ومدرسه ترد شده وروبه انزوا ميروند واين  بسيار تاسف بار است كه بسياري از اين دانش آموزان تا سالها شناخته نشده وروبه سوي رفتار ضد اجتماعي ميبرند دربسياري از موارد والدين ومعلمين نحوه برخورد با اين كودكان را نمي دانند واز تنبيه وسرزنش استفاده مي كنند كه پيامد هاي بدتري را به دنبال خواهد داشت( اين اختلالات مي تواند بصورت دروني سازي شده اضطراب يا افسردگي بروز كند) ويا بصورت برون سازي شده (مشكلات ارتباطي با همسالان ومعلم)، وواقعا اين آمار را شوخي نگيريم خود مسوولين آموزش وپرورش واقعا ازاين مساله ابراز تاسف كردند ، اين آمار نميتواند فقط به دليل آموزش وپرورش ضعيف باشد كه نتوانسته انگيزه  تحصيلي را دردانش آموزان بوجود آورد ،شايد يكي از دلايل اين باشد، اما بيشترين علل ضعف وناتواني دانش آموزان ومشكلات رفتاري وروحي آنها ريشه درخانواده آنها دارد دارد . يك پدر ومادر آگاه هميشه براي رشد وشكوفايي فرزند خود برنامه دارند و زمينه هاي لازم را براي رشد وشكوفايي فرزندشان مهيا مي كنند ؟ مدتها به آينده فرزند خود توقعاتي كه از آينده فرزند خود دارند فكر مي كنند ودراين راه ازهيچ كوششي دريغ نمي كنند ؟كمتر پدر ومادري را مي بينيم كه به آينده فرزند خود فكر كرده باشد ؟ همانطور كه شما هميشه درهمه حال درسرمايه گذاري هاي مادي كه مي كنيد به مكان ، زمان ،... فكر مي كنيد ونحوه رسيدن به اهداف مالي خود فكر مي كنيد ، چطور ممكن است كه به آينده ونحوه سرمايه گذاري برروي فرزندانتان كه مهمترين سرمايه هاي عمر شما هستند فكر نكرده باشيد؟؟؟؟
 اهميت مقطع ابتدايي دررشد شخصيتي وپيشرفت تحصيلي دانش آموزان درآينده
1-  ايجاد خود پنداره ها ( كودك از طريق بدست آوردن موفقيت هاي تحصيلي به ارزيابي خود مي پردازد )
2-  رشد روابط اجتماعي( براي اولين بار كودك بطور كامل از كنترل خانواده خارج ميشود)
3-  ايجاد اعتماد به نفس ( با هربار بدست آوردن موفقيت درتحصيل ودرروابط با همسالان كودك به ارزش خود پي مي برد )
دراين ميان خانواده نيز مي توانند به همان اندازه كه موجبات رشد وشكوفايي فرزندانشان را رقم بزنند با ايجاد شرايط اضطراب آور زمینه‌ی بسیاری از مشکلات را هم ایجاد کنند، پیشرفت هاي تحصیلی و همچنین رفتارهای کودکان  در مدرسه می‌تواند گواهی بر دنیای درونی باشد كه والدين درمنزل زيربناي آن را ساخته اند.
گاهی ما  درمدرسه مراجعاني داريم  ، بیان می‌کنند که مدرسه به خاطر رفتار بد کودک از آن‌ها خواسته شده به  مشاوره تربيتي مراجعه كنند. وقتی شرح‌حال کودک و نحو ارتباط والدین را با هم مورد بررسی قرار می‌دهیم. بسیار مشخص است که کودک تحت تأثیر رفتارهای والدین است و حتی در بسیار از مواقع از آن‌ها تقلید می‌کنند، اما حتي درصدي خانواده درخصوص مشكلات شخصيتي ورفتاري كودك خود را مقصر نمي داند وحتي قدمي درراه  حل اين  مشكلات در خانواده برنداشته وبه محض اينكه به مشاور مدرسه مي رسد از  اولين چيزي  كه شكوه مي كند رسيدگي مسوولين مدرسه است ،  درحالی‌که دقیقاً رفتار نادرست دانش آموز  رفتاری است که خودمان به عنوان والدين آنها را  انجام داده ايم يا فشارهاي عصبي است كه خود فرزندمان را درگير اين مسايل كرده ايم نمونه ((پرخاشگري )). «دشنام دادن» یکی از این رفتارها است  بعضي اوقات بايد منصفانه برخورد كنيم ؟؟؟؟؟
اهم مشكلات كودكان درمقطع دبستان :
- يكي از مهمترين مساله اي كه درتمام مشكلات دانش آموزان در رابطه با والدين دخالت دارد رفتار شتابزده واز روي (خشم) والدين است( نياز به تمرين كنترل خشم وحفظ خونسردي دارد)  والدين به محض مشاهده رفتار زشت دانش آموز سريع با آن برخورد  كرده واولين برخورد تنبيه وسرزنش خواهد بودو چنانچه والدين از اين خصوص تامل كنند بسياري ازمشكلات حل خواهد شد، والدين بايد با صبوري با مسايل برخورد كرده وچنانچه خود نتوانسته مشكل را حل كنند با مسئولين ذي ربط مدرسه ومشاورين مطرح كنند .زيرا يك رفتار نابجا والدين منجر به مشكلات زيادي دربزرگسالي خواهد شد
2- دومين مساله اي كه والدين قبل ازبررسي وضعيت روحي رواني فرزندشان  بايد توجه كنند  درمورد مشكلات( وضعيت جسماني كه بايد به آن توجه كنند) فرزند مانند سوزش خارش درد وساير امور ميباشد.( انجام بررسي هاي لازم آزمايشات پزشكي )  وهمچنين دربسياري از موارد كودكان بدليل داشتن وضعيت جسماني يا روابط نامناسب  با همسالان يا مسوولين مدرسه دچار اضطراب درمدرسه ميشوند .
3-سومين مساله (صحبت دوستانه) درمورد مساله وبازخورد مناسب ودرنظر گرفتن اين مساله كه فرزند شما يك فرد بزرگسال نيست وما نبايد از موضع يك بزرگ سال به قضيه نگاه كنيم.
وقتي كودك شما كاراشتباهي انجام مي دهد بجاي سرزنش با او دليل كار را به او توضيح دهيد وبراي او (شفاف سازي )كنيد درصورتيكه كار اشتباه مجدد تكرار شد از انواع راهكارهاي اصلاح رفتار(سايكوتراپي ) استفاده كنيد وتا مي توانيد از تنبيه بدني خودداري كنيد.
چون كه باكودك سروكارت فتاد   پس زبان كودكي بايد گشاد
4-چهارمين موردي كه بايد مطرح كنيم اين مساله است كه اكثريت كودكان درسنين 7 تا 11 علاقه مند به( مسايل  جنسي كودكان) ورفتارهاي ناشايست البته از نظر بزرگسالان هستند كه اين يك امر طبيعي است وازنظر روانشناسي كودك دراين سنين ازيك سري رفتارها و(كنجكاوي هاي جنسي) لذت برده ولي اين لذت شامل لذتي كه بزرگسالان آن را شهواني تعبير مي كنند نيست والدين بايد سعي كنند با پاسخ صحيح ومناسب اين رفتارها را جهت دهي مناسب كنند.
 در صورت مشاهده ی باز ی کودک با آلت خود نباید او را تنبه کرد ویا با جملات آمرانه مثل دست نزن و… منع کرد بلکه می توان با محول کردن یک کار،پرسیدن یک سوال و… او را باز داشت هر چند آغاز دستکاری در این سنین نشانه ی رشد طبیعی کودک است.
هرچند سوالات بسیاری در مورد علل این رفتار کودکان همچنان بی‌پاسخ مانده ولی مسلم است که این پدیده در این سنین موقت است و نیاز به اقدام خاصی ندارد. هرچند لازم است زمینه‌های مذهبی و فرهنگی خانواده مورد توجه قرار گیرد ولی والدین باید از رفتارهای خشن و ترساننده در این مورد بپرهیزند زیرا ممکن است کودک را به سایر فعالیت‌های مضر وادار کند.
مشغول کردن کودک به سایر فعالیت‌ها و (منحرف کردن حواس )بچه‌ از این رفتار و ایجاد زمینه‌ برای سایر فعالیت‌های مفید می‌تواند در ترک این عادت در کودکان مفید فایده باشد. با این حال در صورتی که در کودکان به نوعی متوجه خودارضائی شدید حتماً با روانپزشک مشورت نمائید.
4-  يكي ديگر از مسايل ومشكلات كودكان درمقطع ابتدايي( سهل انگاري درانجام تكاليف است )كه با توجه به اينكه كودك تازه از محيط انعطاف پذير خانواده خارج شده و وارد مدرسه با قوانين دست وپاگير آن شده اند زمان ميبرد تا به اين روند عادت كند
 (يكي از موارد مهم درايجاد اعتماد به نفس  انجام موفق تكاليف منزل است)
والدين همچنين بايد از بكاربردن روش هايي كه دانش آموزان را مايوس مي كند مخصوصا درانجام تكاليف جدا خودداري كنند مخصوصا درانجام تكاليف همپاي كودك باشند وبا اوهمياري كنند همياري كردن به معنا كمك كردن نيست، بلكه كودك بايد بداند شما شرايط او را درك مي كنيد وپشتيبان او هستيد، زيرا ثابت شده كه موفقيت درانجام تكاليف منجر به بالابردن اعتماد به نفس خواهد شد وبالعكس(چاپمن وهمكاران 2000، اليس،2000)
والدين همچنين  بايد از بكار بردن الفاظ كه بار انرژي منفي دارند مثل تنبل،خنگ .... خودداري كنند زيرا بسياري از اين الفاظ از ديدگاه كودك( جنبه ارزش گذاري) دارد ورفته رفته شخصيت كودك ازهمين الفاظ شكل مي گيرد.
5-  پديده بيست گرايي :
دانش آموزان معصوم پايه اوّل كه با شور و شوق زايدالوصفي كار خود را در دبستان آغاز كرده است ، با گفته هاي مكرر پدر ومادر خود مواجه مي شود که : " فرزند عزيزم ، ببين ما مي دانيم كه تو خيلي با هوشي و در اين هيچ شكي نداريم ، بنابراين از تو مي خواهيم به ما قول بدهي كه هميشه تمامي نمراتت بيست باشد " ، و با تكرار روزمره اين گفته ها ، مساله "بيست " در ذهن كودك نقش مي بندد و او ، خود را ناگزير از تحقق آن در جهت ارضاي پدر و مادر خود مي بيند و از اينجاست كه مشكلات روحي و رواني ناشي از اين موضوع در كودك بروز مي كند و او را از اهداف اصلي تعليم و تربيت دور مي سازد .
واما مهمترين مشكل وبزرگترين مشكل اكثريت دانش آموزان كلاس اولي معضلي هست تحت عنوان مدرسه هراسي كه اكثريت والدين درهفته هاي اول با آن مواجه بودند اما تعدادي از دانش آموزان نيز هستند كه بعد از گذشت دوماه هنوز نتوانسته اند خود را با محيط مدرسه وهمسالان وقف دهند.
در واقع مدرسه نماینده دنیای خارج و نوعی واقعیت است که با واقعیتی که کودک در خانه تجربه کرده متفاوت است. گاهی اوقات ترس از مدرسه، از اطلاعات محض از معلم یا دیگران و مقررات خارج از خانه، مقایسه شدن با کودکان نا آشنا و تجربه ترس از شکست ناشی می شود. برخی کودکان به دلیل تمسخر، آزار، تهدید و زورگویی بچه های دیگر و مورد انتقاد قرار گرفتن یا تنبیه شدن توسط معلم از مدرسه می ترسند.
اولياي گرامي ، ختم كلام اين كه ، پايه اوّل ابتدايي به لحاظ حساس و سرنوشت ساز بودن ، تخصص ، دقت نظر ، آگاهي و مشاركت خاصي را از جانب والدين و معلمين دلسوز اين پايه مي طلبد . بياييم همه با هم ، عشق و صفا و صميميت و مهر و وفا و مهرباني را در دل دانش آموزان معصوم پايه اوّلي بارور سازيم . بياييم همه سعي و تلاش خود را در جهت شكوفايي استعدادهاي نهان اين نوباوگان و آينده سازان ميهن اسلامي ، بكار گيريم . بياييم با اقدامات سنجيده و تعليم و تربيت صحيح و علمي و اسلامي اين نوگلان باغ زيباي تربيت را بيش از پيش معطر سازيم .

چاپ این مطلب

  نكات كاربردي براي والدين كلاس اولي ها:
ارسال کننده: a.a - 2017/11/12، 11:00 AM - انجمن: كودك شش تا ده ساله - بدون پاسخ

1- سعي كنيم طرز تفكرهاي اميدواركننده ، مثبت و خوشايندي را نسبت به مدرسه در ذهن بچه ها  القاء كنيم .

2- توجه داشته باشيم كه ميل به پيشرفت درسي در اكثر كودكان وجود دارد و بهترين و منطقي ترين روش ارضاي اين تمايل ، آن است كه هدفهاي مورد نظر كودك خارج از دسترس او نباشد . اگر انتظارات و توقعات ما از كودك به اندازه أي باشد كه او از عهده برآورده ساختن آنها بر نيايد ، منجر به ايجاد مقاومت منفي در كودك خواهد شد .
3- اصل تفاوتهاي فردي را بپذيريم و انتظار نداشته باشيم كه همه كودكان حتماً به يك ميزان در امور درسي پيشرفت كنند .
4-كودكان خود را وسيله تفاخر و رقابت با ديگران قرار ندهيم .
5- با شناسايي استعداد كودكان ، حتي اگر استعداد آنان در حد بسيار بالايي نيز نباشد ، احساس ارزشمندي و اطمينان خاطر را در آنها بارور سازيم .
6-فعاليتهاي مورد انتظار از كودكان را به گونه أي برنامه ريزي كنيم كه آنها بتوانند هر كدام به فراخور استعدادهاي خود ، موفقيتهايي را كسب كنند .
7- سعي كنيم با پيامهاي غيرانتقادي كه در آن به نياز پذيرفته شدن توجه كافي مبذول مي شود ، كودكان را به همكاري بهتر و مستمر تشويق كنيم .
8- اگر در مواقعي ناچار شديم كه كودكان را مورد انتقاد قرار دهيم ، انتقاد سازنده را مد نظر داشته باشيم ، چون در چنين انتقادي اظهارنظرهاي منفي در باره شخصيت كودك حذف مي شود .
9-اگر مي خواهيم كودكان را مورد تمجيد قرار دهيم ، بايد قدرداني و تمجيد خود را طوري ارائه نماييم كه تلاش و كارهاي توام با موفقيت آنها مد نظر ما باشد ، نه صفات شخصي و شخصيت آنان ، زيرا اگر تمجيد و قدرداني متوجه صفات شخصيتي كودكان شود ، منجر به ايجاد اضطراب مي شود و حالتهاي دفاعي را در كودكان بوجود مي آورد .
10- به هيچ عنوان و در هيچ شرايطي به كودكان برچسبهاي ناروا نزنيم كه اين عامل باعث ناتواني روحي و رواني كودكان در بسياري از زمينه ها مي شود .
11-توجه داشته باشيم كه تدريس صرفاً وسيله أي براي انتقال دانش از ذهن معلم يا محتواي كتاب به ذهن دانش آموزان نيست ، بلكه منظور از تدريس آماده كردن شرايط مناسبي است كه كودكان بتوانند در آن به يادگيري بپردازند و روش درست آموختن را فرا گيرند .
12- تلاش كنيم كه محيط زندگي و محيط آموزشي دانش آموزان پايه اوّل را به محيطي شاد و مورد پسند دانش آموزان تبديل كنيم تا كودكان موقع جدايي از محيط خانواده و پا نهادن به يك محيط جمعي دستخوش فشارهاي رواني و اضطرابهاي حاصله از اين جدايي نشوند .
13- از آنجاييكه تقليد و همانند سازي يكي از مهم ترين روشهاي يادگيري در كودكان است ، بنابراين سعي كنيم كه با رفتارهاي سنجيده و مناسب خود ، الگوهاي محبوب و شايسته اي از جميع جهات براي كودكان باشيم .
14- سعي كنيم با بهره گيري از روشهاي جديد تغيير رفتار در كودكان پايه اوّل ابتدايي ، ناهنجاري هاي موجود در رفتار آنان را از بين ببريم و رفتارهاي سالم و خالص و مفيد را در آنان ايجاد كنيم .
15- براي پيشرفت كودكان در امور درسي ، حس اعتماد به نفس آنها را تقويت كنيم و به قدرت تحمل آنان در رويارويي با ناكاميهاي احتمالي بيفزاييم .
16- با محبتها و نوازشهاي افراطي نسبت به كودكان ، خود باوري و خوداتكايي آنان را به مخاطره نيندازيم .
17- به هيچ عنوان هديه اي را در اختيار مدرسه قرار ندهيم تا معلم به عنوان جايزه به كودك اهدا كند ، چون اين كار عواقب نامطلوبي در روند آموزشي و تربيتي كودكان ايجاد مي كند .
18- اولياي محترم به جاي دخالت مستقيم در امر تحصيلي كودكان ، سعي كنند فعاليتهاي مكمل آموزشي كودكان خود را با تماسهاي مستمر و ارتباطي سازنده با معلمان كودك هماهنگ سازند .
19- توجه داشته باشيم كه آموزشهاي اخلاقي و ديني كودكان را مطابق با ويژگيهاي روحي و رواني آنان برنامه ريزي كنيم .
20- با كودكان به زبان خود آنان سخن بگوييم و زبان كودكي را بيش از پيش ارج نهيم .

چاپ این مطلب