امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
علل ايجاد پرخاشگري دركودكان
#1
شخصيت كودكان اصولا با خيال شكل مي گيرد ومهمترين خيال درذهن آدمي ميل به برتري يا موفقيت است  زماني كه انسان با جثه اي ضعيف بدنيا مي آيد دوست دارد براين نقايص غلبه كند: (تلاش براي موفقيت) نيروي پويا درپي روان رنجوري تلاشي كه علاقه اجتماعي كاملا رشد يافته درپي آن است  `پرخاشگري يا نرينمايي يا تسلط برديگران)اين هدف خيالي محصول نيروي خلاق دروني است  اين هدف از طفوليت با احساس عجز وحقارت شروع ميشودآنها براي جبران كردن اين كمبود شروع به ساختن يك هدف خيالي مي كنندواين رنج احساس حقارت را كاهش وبه سمت برتري وموفقيت سوق مي دهد كه مي تواند درپي توجه زياد يا عدم توجه به سمت يك رابطه انگلي سوق پيدا كند
كودكاني كه داراي امنيت رواني هستند هدفي را برمي گزينند كه منجر به موفقيت وعلاقه اجتماعي شودگرايش فطري انسان به كمال موجب ايجاد احساس حقارت درطفوليت مي شود.اين احساس حقارت وجود خواهد داشت وموجب تشكيل هدف خواهد شد زماني كه كودك نتواند درجبران اين احساس حقارت تلاش كند وجهت دهي غلط بشود مي رود به سمت سلطه جويي قدرت طلبي وپرخاشگري آنچه مهم است دادن اعتماد به نفس به كودك توسط والدين  است . شخصيت رشد يافته براي برتري خود تلاش نمي كند بلكه براي كمال حركت مي كند ( همدلي ) تلاش براي كمك به ديگران و مي داند كه براي ازبين بردن حقارت خود بايد به جامعه بپيوندد در اينجا وظيفه والدين تلاش براي ايجاد علاقه اجتماعي است كه اولين قدم مشاهده رابطه خوب پدر ومادرو ديدن حس همكاري ميان ان دو توسط كودك است. ودراين زمان كودكي كه جدايي عاطفي بين پدر ومادر را مشاهده كند به جاي هدف مبتني بر علاقه اجتماعي وحس همياري را تجربه كند روبه سوي خودكامگي وبرتري شخصي مي رود.وبه مراتب اثر اين روابط بسيار قوي تر از وراثت است.مساله مهم ديگر سبك زندگي هرفرد است :درسن 4 يا 5 سال تثبيت مي شود، تعامل ، وراثت ، محيط ، خود پنداره هاي شخص واحساس فرد نسبت به ديگران مي توان گفت سبك زندگي سالم يك سبك زندگي انعطاف پذيراست .كودك آزادنه مي تواند انتخاب كند،و سبك زندگي افراد بوسيه نيروي خلاق آنها شكل مي گيرد،افراد روان رنجور اغلب درزندگي خود زندگي مي كنند به منافع خود فكر مي كنندوبراي هدف هاي نامعقول خويش تلاش مي كنند.1-    سبك ناز پرورده 2 سبك غفلت شده 3 سبك نقاص جسماني اغراق اميز
سبك هاي نازپرورده احساس مي كنند بيش از حد محافظت شده اند واحساس مي  كنند به تنهايي قادر به حل مشكلات نيستند ، سبك هاي غفلت شده : احساس مطرود بودن وناخواسته بودن مي كنند وبه ديگران حسد مي ورزند ونگاه مغرضانه دارند.آنها براي نشان دادن خود با ديگران مغرضانه برخورد كنند وبصورت ناهشيار از مكانيزم هاي دفاعي استفاده مي كنند.
                                      


پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان