امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شكل گيري شخصيت بي عاطفه ومنزوي دركودكان
#1
سنين بين 18 تا 24 ماهگي يكي از حساس ترين دوره هاي تعاملي نوزاد انسان است ، دراين سنين نوزاداني كه با كمبود ارتباط انساني بخصوص والد مادرمواجه ميشوند صدمات جبران ناپذيري درزمينه نقش پذيري در بزرگسالي مي خورند و اين صدمات دربزرگسالي غيرقابل جبران است.چنانچه نوزاد انسان دراين سنين با والد يا مادر خود درارتباط نباشد يا كمترباشد اين جدايي هاي طولاني مدت ممكن است موجب ايجاد حس كناره گيري وناايمني كودك شود ونتيجه چنين فرايندي شكل گيري شخصيت بي عاطفه اي است كه به هيچ كس عميقاً علاقه مند نمي شود.سبك هاي دلبستگي دردوران نوزادي باعث ايجاد احساس امنيت ويا ناامني دركودك ميشود كه اصولا اين حس درارتباط ميان مادر وكودك قوي تر است .كودكاني كه ازوجود مادر مطمئن هستند هميشه او را به عنوان حامي ياد مي كنند ودرهرمحيطي حتي زمانيكه مادر چند لحظه اي آنها را ترك مي كند به محض برگشت مادر ومطمئن بودن از وجود مادر دوباره به جستجو و كند وكاو مي پردازند و احساس امنيت مي كنند ،ولي در مقابل كودكاني كه دراين دوره حساس رشدي از مادر خود دوربوده اند بخاطر ايجاد حس ناايمني هميشه درزمان حضور مادر به او چسبيده و حتي درلحظه حضور مادر فكر مي كنند كه هرلحظه امكان ترك وجدايي مادر وجود دارد واين حس تا بزرگسالي ادامه دارد.كودكاني كه دراين سنين احساس ناايمني مي كنند رفته رفته دربزرگسالي اين حس نا ايمني را با حالتهاي تدافعي از خود نشان مي دهند.و ازدرون با والد خود سر ناسازگاري دارندگويي كه دردل خود مي گويند تو كيستي؟ من تو را نميشناسم آن لحظه كه به تو احتياج داشتم تونبودي .واين حالت تدافعي ممكن است جزئي از شخصيت كودك شود وتا بزرگسالي ادامه پيدا كند.درمقابل اين گروه كودكاني كه دردوران نوزادي وكودكي از احساس وجود حضور مادر احساس ايمني كرده اند دردوران بزرگسالي درتكاليف شناختي ودرخوداتكايي واعتماد به نفس نمره بالاتري مي گيرند ودرجامعه موفق تر هستند.


سلام جهان!:

- www.google.com/intl/en/policies/terms/
- اهداف والدين براي تربيت مشخص است : پرورش وتربيت يك انسان شاد وراستگو،اخلاق گرا، سودمند وموثر ومستقل


فایل‌(های) پیوست شده بندانگشتی (ها)
   
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان